my Love music

موسیقی یک زبان بین المللی است برای ابراز ارزو های نهفته و اشکار دلها

مقدمه ای بر قسمت سازشناسی






   

مقدمه اي بر قسمت ساز شناسي
 
مردم نقاط گوناگون جهان از سازهايي استفاده مي کنند که از نظر ساخت و رنگ صوتي با يکديگر تفاوت بسيار دارند, ساز را مي توان به عنوان هر مکانيسمي- جز صداي انسان- که صداي موسيقايي توليد مي کند, تعريف کرد. محبوبيت سازها بسته به ذوق و سليقه ي موسيقايي و نيز مقتضيات زمان است. امروزه فقط گروهي از سازهاي شناخته شده کاربرد دارند. از سوي ديگر, توجه و علاقه به موسيقي ادوار پيشين سبب احياي سازهايي شده است که مدت ها به دست فراموشي سپرده شده بودند .
به صورت کلي تعداد سازها بسيار زياد و نامحدود است , به طوريکه نمي توان بدون دسته بندي کردن آنان, حتي سازهاي مهم تر را شناخت. در اين دسته بندي, سازها در چند رده ي مختلف قرار مي گيرند :
الف- سازهايي که توليد صوت در آن ها, توسط سيم يا زه صورت مي گيرد. اين دسته خود به چند دسته ي کوچک تر تقسيم مي شوند .
1 )دسته اي که سيم به وسيله ي کشيدن زخمه زدن, با انگشت يا با مضراب, توليد صوت مي کند, مانند: تار ، گيتار و غيره ( سازهاي زهي زخمه اي (
2 )دسته اي که سيم به وسيله ي کشيدن آرشه, صوتي حاصل مي کند, مانند: ويولن, کمانچه, و غيره ( سازهاي زهي آرشه اي )
3 )دسته اي که با کوبيدن به وسيله ي چکش مانندي بر روي سيم, صوتي از آن حاصل مي شود, مانند: سنتور ( سازهاي زهي کوبشي (
(4 دسته اي که کوبيدن( چکش ) روي سيم, به وسيله اي مکانيکي انجام مي گيرد, مانند پيانو. ( سازهاي زهي شستي دار )
توضيح: ( زهي ها در ميان تمام گروه هاي سازي, داراي بيشترين تنوع صوتي و پهناورترين گستره بياني هستند . رنگ هاي صوتي آن ها گوناگون, وسعت هاي صوتشان بزرگ و توانايي هاي ديناميکي آن ها بسيار فراوان است. نوازندگان زهي مي توانند صداهايي درخشان و چالاک يا کندآهنگ و لرزاني ايجاد کنند؛ آن ها قادرند به ظرافت و لطافت يک آواز خوان, صداها را مهار کنند. نقش سازهاي زهي در آثار ارکستري بيش از هر گروه ديگري از سازها است. نواي سازهاي, چهارگانه ي زهي حتي با وجود رنگ هاي صوتي متفاوت , به زيبايي درهم مي آميزد . )
ب- سازهايي که صوت در آن ها, در نتيجه ي دميدن هوا حاصل مي شود, اين دسته نيز به نوبه ي خود به چند دسته اي کوچک تر تقسيم مي شود :

1 )دسته اي از سازها که از جنس چوب يا ( آبنوس)ساخته شده اند ( سازهاي بادي چوبي ) ( هر چند در سده ي بيستم فلوت و پيکولو را از فلز ساختند) توضيح : بادی های چوبي همگي در طول بدنه ي خود داراي سوراخ هاي کوچکي هستند که با انگشت يا بالشتک هايي, که به وسيله ي شستي هاي ساز به حرکت در مي آيند, باز و بسته مي شوند. نوازنده, با باز و بسته کردن اين سوراخ ها, طول ستون هواي نوسان کننده را تغيير مي دهد و به اين ترتيب صداهايي با زير و بم متفاوت ايجاد مي کند . توجه شود که رنگ صوتي ويژه ي هر ساز بادي چوبي تا حّد زيادي از روش ايجاد نوسان در آن ها نشات مي گيرد. همچنين لازم به ذکر است که بعضي از اين نوع سازها دوزبانه و بعضي ديگر يک زبانه دارند. ( زبانه يک يا دو قطعه ي کوچک پلاستيک است که در جلوه ي دهنی ساز قرار مي گيرند . )
انواعي از سازهاي بادي چوبي عبارتند از : پيکولو , فلوت, اُبوا, کُرآنگله, کلارينت باس, باسون, کُنترباسون و ...
2 )دسته اي از سازها که از جنس مس, برنج يا حتي نقره ساخته شده اند, مانند تروميت, ترومبون و ... ( سازهاي بادي برنجي (
توضيح : بادي هاي برنجي سازهايي پرقدرتند؛ هنگامي که قوي بنوازند, بقيه ي ارکستر را از راه به در مي کنند. اين سازها در لحضه هاي اوج موسيقي و در ارائه ی عبارت هاي قوي و قهرماني به کار گرفته مي شوند. سرعت اجرايي بادي هاي برنجي از سرعت اجرايي اغلب زهي ها و بادي هاي چوبي کمتر است و نيز کمتر به عنوان تک نواز به کار گرفته مي شوند. اين سازها اغلب يادآور مارش يا مراسمي هستند که در فضاي باز برپا مي شود. آن ها طي سده هاي متمادي سازهايي ساده و فقط قادر به ايجاد صداهايي معدود بوده اند و بيشتر براي ابلاغ علامت هاي نظامي, در آيين هاي مذهبي يا نواختن نواهاي شکار به کار مي رفته اند .
3 )دسته اي از سازها که , مانند پيانو, داراي شستي هستند و حصول صوت يا دمش هوا به وسيله اي مکانيکي يا الکتريکي انجام مي گيرد , مانند: ارگ, آکاردئون و غيره ( سازهاي شستی دار دار بادي )
پ- سازهايي که صوت در آن ها در نتيجه ي کوبيدن حاصل مي شود. تعداد و انواع اين سازها بسيار زياد است و به طور کلي همه را جزو ( سازهاي ضربي ) به حساب مي آورند. از انواع آن عبارتند از :
-1 دسته اي که بر روي آن ها پوست کشيده شده و با دست يا چوب, برآن مي کوبند, مانند: تيمپاني, نقاره, دايره و ...
2 -دسته اي که بر هر دو سطح بالائي و پائين پوست کشيده و خود ساز را به شکل استوانه ساخته اند, و با دست يا چوب به يک يا هر دو طرف مي کوبند, مانند: دهل, طبل بزرگ نظامي, طبل کوچک و ...
3 -دسته اي چند, که ساز در اساس از دو تکه چوب بر روي تيغه هاي فلزي زنگوله و غيره اصواتي مخصوص و زنگوار حاصل مي شود .
توضيح: سازهاي کوبه اي مدت ها فقط براي تاکيد بر ريتم و نيز برجسته کردن لحضه هاي اوج موسيقي به کار گرفته مي شوند, اما از حدود 1900 اين سازها در برابر زهي ها, بادي هاي چوبي و بادي هاي برنجي به ايفاي نقشي کمتر حاشيه اي و بسيار متفاوت با گذشته پرداختندو آهنگسازان سده ي بيستم در بهره گيري از رنگ هاي صوتي سازهاي کوبه اي بسيارمشتاق بوده اند و گاه براي نماياندن اين اشتياق آثار ويژه ي سازهاي کوبه اي ساخته اند که يونيزاسيون ( 1931 ) اثر ادگاروارز ، نمونه اي از آن هاست. ناگفته نماند که موسيقيدانان جازوراک سازهاي کوبه اي را تمام و کمال به کار گرفته اند که از آن ها مي توان به سازهاي مثل جيرو , ماراکاس, دو قطعه چوب به هم زدني و بونگو براي رقص و کنسرت اشاره کرد. با اين همه و با تجربه هاي کاوشگرانه ي اخير در استفاده از توانايي هاي اين سازها موسيقيدانان غربي به قدرت نسبت به کاربردهاي بسيار متنوع و گوناگون کوبه اي ها, مانند آنچه در موسيقي آفريقا و آسيا ديده مي شود, گرايش نشان داده اند؛ در موسيقي آسيايي, دگرگوني هاي ظريف ريتم, رنگ آميزي و ديناميک به شيوه اي خيال انگيز به کار گرفته مي شوند .
ت- سازهاي الکترونيک/ ساز الکترونيک سازي است که صدا را به روش هاي الکترونيک ايجاد يا تقويت مي کند. اختراع اولين نمونه هاي اين سازها به 1904 باز مي گردد, اما از دهه ي 1950 به بعد تاثيري چشمگير بر موسيقي داشته اند. امروزه تکنولوژي الکترونيک و تکنولوژي کامپيوتر به سرعت پيشرفت کرده ، پيوسته متحول شده و به گونه اي فزاينده در هم آميخته شده اند. سازهاي تقويت شده مانند پيانو, ارگ و گيتار الکتريکي و نيز سینتی سايزر, کامپيوتر و يا ( ترکيب ) تمام آن ها از جمله سازهاي الکترونيکي هستند که براي اجرا و ساخت موسيقي به کار مي روند .
در انتها رايج ترين سازها را بر اساس هويت ايراني و يا غربي بودنشان و با توجه به دسته بندي هاي فوق نام مي بريم :
الف- سازهاي ايراني: - زهي زخمه اي : تار, سه تار , عود, دوتار, تنبور, رباب, قانون
- زهي کوبه اي : سنتور
- زهي آرشه اي: کمانچه, قيچک
- سازهاي بادي: ني, سرنا, کرنا, دوزَله , بالابان
- سازهاي ضربي: تمبک, دُهُل, دايره, نقاره , گَوَرگِه
ب- سازهاي غربي :
- سازهاي آرشه اي: ويولن, ويولن آلتو ( ويولا ), ويولنسل, کنترباس .
- سازهاي بادي چوبي: فلوت پيکولو ( کوچک), فلوت , قره ني( کلارينت), قره ني باس ( کلارينت باس), ابوا, کرآنگله, فاگوت, کنتر فاگوت , ساکسوفون
- سازهاي بادي برنجي: ترومبت, کر, ترومبون, توبا ,
- سازهاي ضربي ( کوبي ): تيمپاني, طبل بزرگ, طبل کوچک, سنج, مثلث, دايره زندگي, قاشقک, تام تام ( کَنگ), گيسلوفون .
- سازهاي ديگر: پيانو, ارگ, هارپ, گيتار, آکوردئون , ساز دهني, ملوديکا .
 
درک و دريافت موسيقي- راجر کيمي ين
ترجمه ي : حسين ياسيني
ساز شناسي- پرويز مقصودي
جامعه شناسي هنر موسيقي- حسن زندباف

+ نوشته شده در  جمعه 1389/06/19ساعت 1:0  توسط princess mina  | 

سازشناسی(چنگ)

چنگ

چنگ 

چنگ بسا كهن ترين ساز تاردار ايراني باشد و نام آن بيش از هر ساز ديگر در كتابها آمده و نقش آن در آثار باستاني بجا مانده است.

بنا به اسناد موثق كه از حجاريهاي بابل و آشور و نواحي مجاور مجاور آن در دست است چنين برمي آيد كه در هشت قرن بيش از ميلاد مسيح انواع و اقسام سازهاي مختلف در نواحي مزبور به مراحل ترقي رسيده و در دست نوازندگان بوده است . نقشهايي كه از آغاز اين دوره ممتد تاريخ تمدن بشر از آلات موسيقي در دست است نشان ميدهد كه چنگ مثل سنتور و قانون از سازهاي بسيار قديمي است كه از دو هزار سال پيش از ميلاد در اين مناطق رواج داشته است .نوع ابتدايي آن شكل مثلث و شامل يك تخته به طول تقريبا يك گز و يك ميله چوبي است و معمولا شكل دست انسان را داشته است .

سيم هاي اين ساز كه معمولا 8 يا 9 تا بوده به موازات وتر اين مثلث قائم الزاويه بين تخته و ميله امتداد يافته است . يك سر سيم ها به تخته وصل مي شده و انتهاي ديگر آن دور ميخها يا گوشي هايي كه روي ميله چوبي قرار داشته پيچيده ميشده و باقي مانده آن سيمها از طرف ديگر آويزان بوده است . چنگهايي كه در دوره هاي اخير تاريخ بابل و آشور نقش شده از حيث شكل و طرز گرفتن و نواختن با چنگهاي دوره هاي قديم تفاوت بسيار دارد . برتعداد سيمها نيز افزوده شد. جعبه صوتي اين نوع چنگ گاهي مستقيم و بدون انحنا و در موارد ديگر منحني بوده است . طرز نواختن اين ساز نيز تغيير كرده به اين معني كه اين را طوري مي گرفتند كه سيمها تقريبا عمود بر زمين باشد يعني به خلاف قديم كه ميله چوبي كه به موازات زمين بود ولي سيمها عمود بر زمين نبود . نكته ديگر اينكه در نواختن اين نوع چنگ زخمه بكار برده نميشد بلكه آنرا با دست مي نواختند و هر دو دست در نواختن آن دخيل بود .

در دوره ساسانيان چنگ معروفترين و محبوبترين سازها بوده است و در شاهنامه فردوسي نيز از آن فراوان نام برده شده است . نكيسا موسيقيدان معروف در بار خسرو پرويز در نواختن آن مهارت تام داشته است . مهدي فروغ - مداومت در اصول موسيقي ايران .

مي توان انواع ابتدايي چنگ را در آثار هنري سومريها و مصريها مشاهده كرد . ايرانيان قديم نوعي از چنگ را ون مي گفتند . چنگ امروزي داراي سه قسمت متمايز : گردن ، ستون و جعبه طنيني است . زه ها از گردن ساز به موازات ستون ممتد و به جعبه طنيني متصل مي باشند . چنگ را با فشار دادن كف دست بر روي سيم و يا لمس كردن ويا چنگ زدن به زه هاي آن به صدا در مي آورد .

چنگ مثلث در اواخر قرون وسطي در اروپاي غربي رايج بود . در سال 1720 در باواريا ، پدال هايي در پايه چنگ تعبيه شد و اين امر برقدرت فني چنگ افزود. در سال 1810 سباستين آرا چنگ را به شكل امروزي تكميل نمود و بدين وسيله نواختن همه گامهاي بزرگ و كوچك را ممكن ساخت و از آن به بعد چنگ در اركستر معمول گرديد . چنگ جديد 47 سيم و 7 پدال دارد . شهميري- صداشناسي موسيقي

چنگ نام يكي از نتهاي موسيقي نيز هست كه ارزش زماني آن 8/1 نت گرد مي باشد چنگ در ميان اعراب پيش از اسلام نيز ساز شناخته شده بود . در ادوار مختلف تاريخي و در سرزمين هاي دور از يكديگر شكل هاي خاصي به خود گرفته است . اهالي شمال افغانستان به (( زنبورك )) چنگ مي گويند در صورتي كه از بك هاي ترك زبان آسياي ميانه به نوعي سنتور ايراني (( چنگ )) مي گويند .




..................
منبع: ایران ملودی

+ نوشته شده در  جمعه 1389/06/19ساعت 0:58  توسط princess mina  | 

سازشناسی(قانون)

قانون

قانون

قانون يكي از قديميترين سازهاي ايراني است كه توانايي بيان گوشه هاي موسيقي ايراني را دارد ولي متاسفانه مدت مديدي است كه در سرزمين ما ناشناخته مانده در حاليكه در كشورهاي همجوار سالهاست كه ازين ساز استفاده شده است . تقريبا از نيم قرن پيش تاكنون موسيقي دانان ايراني به اجراي اين ساز روي آورده اند اما با وجود اينكه زمينه كار اينان بر نغمه هاي موسيقي ايراني مبتني بوده است به دليل تقليد نا آگاهانه از روش و سبك نوازندگي موسيقي عربي ، اين پندار اشتباه بوجود آمده ساز قانون عربيست و آنرا بايد به شيوه عربي نواخت ، حال آنكه اين سبك در قانون نوازي علاقمندان به موسيقي ايراني را فرسنگها از شناخت اصول و ظرايف اين ساز كه كاملا با موسيقي ايراني منطبق است دور مي سازد . 



قانون سازيست تقريبا به شكل سنتور و با مضراب فلزي كه مانند انگشت دانه است و به انگشت اشاره ميكنند نواخته مي شود . قانون از يك جعبه مجوف چوبي ساخته شده كه سطح قائده زيرين و زبرين آن ذوزنقه غير منتظم است . شكل و اندازه ان در نواحي مختلف فرق ميكند مانند قانون مصري ، قانون تركي ، قانون بغدادي . معمولا قانون مصري بزرگتر و قانون تركي كوچكتر است . هر قسمت از جعبه ساز نام خاصي دارد . براي خارج شدن ارتعاشات صوتي سه سوراخ كه شكلهاي متفاوت و ازين نظر نامهاي مختلفي دارد ايجاد ميكنند . در سطح فوقاني ضلع قائم دست راست خرك و بر روي پوستي كه جنس آن از پوست آهو يا ماهي است قرار دارد . در طرف ضلع مورب برحسب بزرگي و كوچكي قانون از بيست و يك تا بيست و نه رديف سه تايي مجموعا شصت و سه تا هشتاد و يك گوشي فلزي و در طرف ديگر كه ضلع آن عمود بر قاعده است شصت و سه تا هشتاد و يك سوراخ ريز تعبيه شده است . زه ها ((اوتار )) از روي دو رديف خرك از سمت راست به چپ مي گذرد عده زه هاي قانون معمولا شصت و سه تا هشتاد ويك است . براي نواختن قانون آن را روي چهار پايه بلند و متناسب با وضع نشستن قرار داده و نوازنده مقابل آن مي نشيند به طوري كه قاعده بلند جعبه كه تارهاي كلفت و ضخيم دارد در پايين و قاعده كوچكتر كه تارهاي نازك و كوتاه دارد رو به بالا است ولي اكثرا آنرا روي زانو قرارداده و مضراب را كه از يك حلقه فلزي پهن كه در وسط آن يك جسم استخوتني ( معمولا از پر پرندگان ) قرار دارد ساخته شده بر انگشت سبابه قرارداده و محكم ميكنند . هر سه سيم قانون همصدا كوك مي شود . دامنه صداي قانون از اولين زه ضخيم و كلفت كه مقابل نوازنده قرار دارد بم ترين نت فا با كليد فاي چهارم در قانون بزرگ مي باشد . البته در قانونهاي مختلف ممكن است از صداي بم كسر شود . زير ترين نت دو است . براي كوك پايه معمولا از ناحيه زير كه نازكترين صدااست ده پرده مي شمارند و پرده دهم را با ديا پازون نت la3=435 كوك ميكنند . هركدام از تارهاي قانون قطرهاي مختلفي دارد و يك نوازنده ماهر و خوب مي تواند نوع آنرا تشخيص دهد . در قانون در شيار خرك ضلع مورب خرك هاي كوچك فلزي دارد كه به قيد لولا شده و نوازنده مي تواند براي تغيير مقام و صدا خرك ها را خوابانده يا بلند نمايد . تغيير كشش در فركانس سيم موثر است و كار گذاشتن خرك هاي كوچك بسيار مشكل است و اين كار را متخصصين ورزيده اي انجام مي دهند . قانون داراي صدايي بسيار خوش و ملايم و طبيعي است 



منبع: ایران ملودی

+ نوشته شده در  جمعه 1389/06/19ساعت 0:57  توسط princess mina  | 

سازشناسی(تنبور)

تنبــور

طنبور:

طنبور یا تنبور یکی از سازهای زهی است که در موسیقی محلی برخی از نقاط ایران بکار می‌رود. از نظر شکل شبیه و کمی بزرگتر از سه‌تار است. این ساز زهی سه تار دارد. شبیه این ساز در ایران باستان و یونان و بسیاری از تمدن های قدیمی وجود داشته است. تنبور در نواحی غربی ایران نیز نواخته می شود. این ساز سازی مقدس برای مردم کرد به خصوص مردمانی با مسلک اهل حق است.

.................
منبع: ویکی پدیا

***********************************

تنبور:

در لغت نامه دهخدا در خصوص طنبار، طنبور و طنبوره و .... چنين آمده است:
طنبار معرب طنبور سازي است معروف.
طنبور يكي از آلات ذوات الاوتار است.

قسمتي از آن را شش تا گويند كه شش تار دارد و قسمتي ديگر را سه تا كه سه تار دارد. در قديم دو وتر بر آن بوده و امروز تا شش متر بر آن كنند

ساز ديگري در ايران بنام طنبور يا تنبور سابقه قديم دارد، اين ساز دو سيم داشته و مضرابي بوده كه با انگشتان دست راست نواخته مي شود، و هم اكنون در كردستان معمول است.
شكل طنبور همه جا در نقاشي هاي قديم بخصوص در مينياتورها ديده مي شود و كاسه آن از چوب است و دهانه آن هم پوست ندارد، مثل سه تار ولي كاسه اش بزرگتر است به شكل يك نصفه خربزه

تنبور داراي شكمي گلابي و دسته اي دراز است كه بر روي آن از 10 تا 15 پرده بسته مي شود. رويه جلويي شكم چوبي است. دسته اين ساز مانند سه تار، بر سر ساز متصل است و سر در حقيقت، ادامه دسته است كه بر روي سطوح جلويي و جانبي آن، هر يك دو گوشي كار گذارده شده كه سيم ها به دور آنها پيچيده مي شوند. سيمهاي تنبور 4 عدد و معمولاً به فاصله هاي مختلف كوك مي شده است. اين ساز معمولاً بدون مضراب و با انگشت نواخته مي شود. 

چنانكه در تاريخ موسيقي ايراني نوشته شده در قديم سازي به نام تنبور وجود داشته و از آن انواع مختلفي ذكر كرده اند. مثلاً گفته شده كه فارابي تئوري دان مشهور موسيقي ايران، تنبور بغدادي و تنبور خراسان را دستان بندي كرده است. اين ساز از دسته سازهاي شهري است. 

.....................
منبع: ایران وطن

+ نوشته شده در  جمعه 1389/06/19ساعت 0:54  توسط princess mina  | 

سازشناسی(عود)

عــود

بَربَط یا عود سازی زهی است که در خاورمیانه و کشورهای عربی رایج است و از قدیمی‌ترین سازهای شرقی و ایرانی به شمار می‌رود.این ساز در حقیقت‌ نوعی‌ سمبل‌ تاریخی‌ برای‌ سازهای‌ ایرانی‌ است. 

از آن‌جا پیشینه‌ٔ این ساز به ۱۹۷۰ سال پیش از میلاد مسیح بازمی‌گردد، می‌توان آن را از اصیل‌ترین آلات موسیقی ایران زمین به شمار آورد. آثار باستانی بین النهرین متعلق به هزارهٔ دوم قبل از میلاد، تصویر مردی ایستاده را نشان می‌دهد که به نواختن بربط مشغول است.

در حقیقت‌ سومری‌های‌ باستان‌ اولین‌ قومی‌ هستند که‌ در آثار به‌ جای‌ مانده‌ از آن‌ها ردپایی‌ از این‌ ساز در دیده می‌شود. ساز عود در ایران‌ پیش از اسلام‌ به‌ نام‌ بربط‌ شناخته‌ می‌شد و پس از سومری‌ها و در دوران هخامنشیان رواج داشته است. این ساز در عهد ساسانی بیش از همه ادوار متداول بوده است.

گویا در اوایل اسلام به کشورهای عربی راه یافته و جانشین سازی به نام «مزهر» شده ‌است. بر پایهٔ بعضی از اسناد «ابن سریح ایرانی نژاد» نخستین کسی است که در عربستان و در قرن اول هجری عود فارسی یا بربط را نواخته و نوازندگی آن را آموزش داده‌است. الاغانی می‌گوید:آشنایی او با عود از آنجا شروع شد که «عبدالله ابن زبیر» جمعی از ایرانیان را به مکه دعوت کرده بود تا خانهٔ کعبه را تعمیر کنند. دیوارگران ایرانی عود می‌زدند و اهل مکه از ساز و موسیقی ایشان لذت می‌برند و آن را تحسین می‌کردند، ابن سریح پس به عود زدن پرداخت و در این صنعت سرآمد هنرمندان زمان گشت.

چون سطح ساز بربط از چوب پوشیده شده بود، اعراب آن را عود نامیدند.(العود در زبان عربی به معنای چوب است)

بربط امروزه نقش بسیار کمتری در موسیقی ایرانی دارد. عود عربی بر خلاف بربط ایرانی از اصلی‌ترین سازهای موسیقی عربی است. این ساز پس از اینکه به اروپا برده شد، نام لوت بر آن نهادند. ابن خلدون در قرن ۸ هجری قمری آن را به ترکه‌های چوبینی که انعطاف‌پذیر است معنی نموده.

اصولا بربط یا همان عود در اندازه‌های مختلف ساخته می‌شود که اندازه متداول و معمول همان عودهای ساخت ایران است. نمونه‌های ساخت کشورهای عربی دارای کاسه‌ای بزرگ و عودهای ترکیه کوچک و عودهای ایرانی متوسط است.

در قدیم بربط را دو نوع به حساب می‌آوردند: یکی‌ بربط‌ با کاسه‌ٔ‌ بزرگ‌ و دسته‌ٔ کوتاه‌ و دیگر با کاسهٔ کوچک‌ اما دستهٔ‌ بزرگ. امروز به‌ اشتباه‌ ساز دسته‌ بلند را بربط‌ و ساز دسته‌ کوچک‌ را عود می‌نامند. در حالی‌ که‌ اینگونه‌ نیست‌ و براساس‌ تحقیقاتی‌ که‌ انجام‌ شده توسط استاد سیگارچی‌ هر دو عود یا همان‌ بربط‌ هستند و از یک‌ ساختمان‌ صدایی‌ برخوردارند.

شکم این ساز بسیار بزرگ و گلابی شکل و دسته آن بسیار کوتاه‌ است. به طوری که قسمت اعظم طول سیم‌ها در امتداد شکم قرار گرفته‌است. سطح رویی شکم از جنس چوب است که بر آن پنجره‌هایی مشبک ایجاد شده‌است. عود فاقد «دستان» است و خرک ساز کوتاه و تا اندازه‌ای کشیده‌است. عود دارای ده سیم یا ۵ سیم جفتی است البته در برخی مواقع استادان قالب شکنی کرده و دو یا یک سیم در قسمت پایین قبل از سیم دو به ساز اضافه می‌کنند که این سیم‌ها فا زیر کوک می‌شود. سیم‌های جفت با هم همصدا (کوک) می‌شوند و هر یک از سیم‌های دهگانه، یک گوشی مخصوص به خود دارد؛ گوشی‌ها در دو طرف جعبه گوشی (سر ساز) قرار گرفته‌اند.

عود بم‌ترین ساز بین سازهای زهی است؛ نت نویسی آن با کلید سل است که جمعا دو اکتاو است. «اکتاو» بم‌تر از نت نوشته شده حاصل می‌شود. سیم بم (سُل پائین) معمولاً نقش «واخوان» دارد و گاه این سیم جفت نیست. صدای عود به نحوی است که صدای اکتاو چهارم پیانو از راست به چپ برابری دارد و در اصل باید عود را با کلید «فا» نواخت یعنی صدای اصلی عود یک اکتاو پایین‌تر از آن است که امروز متداول شده‌است .

مضراب عود از پر مرغ (یا پر طاووس و شاه‌پر عقاب ) تهیه شده‌است و گاه نیز نوازنده با مضراب دیگری ساز را می‌نوازد. نوازنده‌های امروزی از مضراب‌های پلاستیکی استفاده می‌کنند.

صدای عود بم، نرم و در عین حال گرم و جذاب و نسبتاً قوی است. این ساز نقش تک‌نواز و هم‌نواز هر دو را به خوبی می‌تواند ایفا کند.

عود نوازهای‌ معروف‌ جهان‌ :
ساز عود در یک‌صد سال‌ اخیر کاملاً در قبضه‌ٔ عرب‌ها و به‌خصوص‌ مصری‌ها بوده‌ است. از جمله‌ نوازندگان‌ معروف‌ این‌ ساز استاد منیر بشیر (عراقی) است. در کنار او می‌توان به‌ نام‌هایی‌ چون‌ استاد ریاض‌ سنباطی، سعید الاطرش، ناصر شمه‌ و انور برهیم‌ اشاره‌ کرد.

عود نوازان‌ معروف‌ ایران‌ :
در ایران‌ نیز پس‌ از احیای‌ ساز عود تلاش‌های‌ مثمرثمری‌ صورت‌ گرفت. از جمله‌ٔ‌ عود نوازان‌ معروف‌ می‌توان به‌ استاد منصور نریمان، استاد حسن‌ منوچهری، استاد محمود رحمانی‌ پور، استاد اکبر محسنی‌ و عبدالوهاب‌ شهیدی‌ اشاره‌ کرد. در سال‌های‌ اخیر هم‌ که‌ استادان دیگری‌ به‌ این‌ جمع‌ اضافه‌ شدند و اکثر از کسانی‌ هستند که‌ در نواختن‌ ساز عود نوآوری‌هایی‌ داشتند، از جمله‌ این‌ افراد ارسلان‌ کامکار، غلامحسین‌ بهروزی‌ نیا، محمد فیروزی‌ و جمال‌ جهانشاه‌ هستند. از عود نوازان معروف خطه جنوب استادانی مانندعلي محبوب ,علی میرشکال , محمد رفیع اشعری, محمد منصور وزیری از جزیره قشم و حسین وفادار از بندر عباس می باشند 


............
منبع: ویکی پدیا

+ نوشته شده در  جمعه 1389/06/19ساعت 0:54  توسط princess mina  | 

سازشناسی(سه تار)

سـه تـــار

سه‌تار از سازهای مضرابی موسیقی ایرانی است که آنرا را معمولاً با مضراب نمی‌نوازند و با ناخن، زخمه می‌زنند.

سه‌تار و انواع سازهای شبیه به‌آن مانند دوتار و تنبور و چگور در نواحی مرکزی آسیا و خاورمیانه رواج داشته‌است. به نظر می‌رسد که سه‌تار از قرن چهارم رواج داشته‌است.

سه‌تار در گذشته سه سیم (تار) داشته و اکنون چهار سیم دارد(البته سیم سوم و چهارم آن نزدیک به هم قرار دارند و همزمان نواخته میشوند و مجموعهٔ آندو رامعمولا سیم «بم» مینامند). با گذشت زمان کسانی چون ابونصر فارابی، ابوعلی سینا، صفی الدین ارموی و از متأخران ابوالحسن خان صبا لزوم افزایش یک سیم دیگر (این سیم از نظر تاریخی سیم چهارم است ولی سیم سوم خوانده میشود) به این ساز را درک کرده و سه تارهای امروزی دارای چهار سیم هستند. سیم سوم سه تار به سیم مشتاق معروف است و به روایتی از ابوالحسن صبا این سیم را نخستین بار درویشی به نام مشتاق علیشاه به این ساز افزوده.

برخی از جمله عده‌ای از عرفا به آن «اوتار» نیز می‌گویند.

این ساز زیبا از بخشهای زیر تشکیل شده:

سیم‌ها:
سیم یکم یا سیم سفید از فولاد
سیم دوم یا سیم زرد از برنز
سیم سوم یا سیم مشتاق یا زنگ که دقیقا هم جنس و هم اندازهٔ سیم یکم است
سیم چهارم که آن هم زرد رنگ است و از دیگر سیمها قطورتر است.
کاسه: از نظر ساختاری مانند کاسهٔ عود یا تنبور است ولی کوچکتر از آنها (درازای کاسه سه تار از ۲۶ تا۳۰ سانتی متر، پهنای آن به تناسب بین ۱۲ تا ۱۶ سانتی متر و ژرفایش نزدیک ۱۳ سانتی متر می‌باشد.). و معمولاً از چوب توت ساخته می‌شود.
صفحه: روی کاسه جا دارد و دست راست نوازنده روی آن قرار می‌گیرد. صفحه دارای سوراخ‌هایی برای خروج صداست.
دسته: درازای دسته ۴۰ تا ۴۸ سانتی متر و قسمتی که گوشی‌ها در آن تعبیه می‌شوند ۱۲ سانتی متر و پهنای دسته ۳ سانتی متر است.
خرک
سیم‌گیر: در بخش پایانی کاسه ساز ابزاری چوبین برای نگهداری سیم هاوجود دارد که عموماً سیم گیر خوانده میشود.
شیطانک
گوشی: سیم از یک طرف به سیم گیر در انتهای کاسه و از طرف دیگر به گوشی‌های کوک شونده در انتهای دسته ساز بسته می‌شوند. با پیچاندن گوشی‌ها ساز کوک میشود.
پرده.


سه تار دارای صدایی مخملین و ظریف بوده از آنجاییکه که با کنار ناخن انگشت سبابه دست راست نواخته می‌شود، صدای ساز ارتباط مستقیمی با اعصاب و روان نوازنده پیدا می‌کند و از این رو سه تار را اغلب همدم اوقات تنهایی خوانده‌اند.

اغلب شنوندگان، ساز سه تار را دارای لحن و نوای غمگینی احساس می‌کنند، اما نوازندگان معاصر موسیقی ایرانی در تلاش برای توسعه موسیقی مدرن و نوی ایران، اثار زیبایی آفریده‌اند که با حال و هوایی که تا دو دهه پیش از این ساز تصور میشد کاملاً متفاوت است. 

نوازندگان پیشین:
درویش خان، میرزا عبدالله، ابوالحسن صبا، احمد عبادی، نور علی برومند، یوسف فروتن، سعید هرمزی و...

نوازندگان کنونی:
جلال ذوالفنون، محمدرضا لطفی، حسین علیزاده، داریوش پیر نیاکان، مسعود شعاری، مجید درخشانی، قشنگ کامکار و رضا عباس زاده و ...


...............
منبع: ویکی پدیا

+ نوشته شده در  جمعه 1389/06/19ساعت 0:52  توسط princess mina  | 

سازشناسی(سنتور)

سنتـــور

سنتور یکی از سازهای موسیقی ایرانی است.

این ساز از جعبه‌ای ذوزنقه‌ای شکل تشکیل شده که اضلاع آن عبارتند از: بلندترین ضلع، نزدیک به نوازنده و کوتاهترین ضلع و موازی با ضلع قبلی و دور از نوازنده و دو ضلع جانبی با طول برابر که دو ضلع قبلی را به طور مورب قطع می‌کند. ارتفاع سطوح جانبی ۸ تا ۱۰ سانتیمتر است.

جعبه سنتور مجوف است و تمام سطوح جعبه چوبی است. بر روی سطوح فوقانی دو ردیف خرک چوبی قرار دارد؛ ردیف راست نزدیکتر به کناره راست ساز است و ردیف چپ کمی بیشتر با کناره چپ فاصله دارد (فاصله بین هر خرک ردیف چپ تا کناره چپ را «پشت خرک» می‌‌نامند). از روی هر خرک چهار رشته سیم هم‌کوک عبور می‌کند ولی هر سیم به گوشی معینی پیچیده می‌شود. گوشی‌ها در سطح جانبی راست کنار گذاشته شده‌اند. سیم‌های سنتور به دو دسته «سفید» (زیر) و «زرد» (بم) تقسیم می‌شوند. دسته سیم‌های سفید بر روی خرک‌های ردیف چپ و سیم‌های زرد بر روی خرک‌های ردیف راست به تناوب قرار گرفته‌اند. طول قسمت جلوی خرک در سیم‌های سفید دو برابر طول آن در قسمت پشت خرک است و می‌توان در پشت خرک نیز از سیم‌های سفید استفاده کرد (صدای آن به نسبت عکس طول، یک اکتاو نسبت به صدای قسمت جلوی خرک بالاتر است). همچنین هر سیم زرد، یک اکتاو بم‌تر از سیم سفید بلافاصله بعد از آن صدا می‌‌دهد. 




ساز سنتور پیشتر با ۱۲ وتر سیم بم و ۱۲ وتر سیم زیر ساخته می‌شد و سنتور ۱۲ خرکی نامیده می‌شد. امروزه سنتور ۱۰ خرک و سنتور ۱۱ خرک و سنتور «لا کوک» نیز ساخته می‌شود. سنتور ۱۱ خرک، سنتور چپ کوک نامیده می‌شود. در واقع هر خرکی که به سنتور اضافه می‌شود صدای ساز یک پرده بم‌تر می‌گردد. سنتور ۹ خرک رایج‌ترین نوع سنتور است که سنتور «سُل کوک» نامیده می‌شود و نت‌های ردیف بر اساس آن نوشته شده‌اند. در سنتور ۹ خرک، چنانچه بر اساس راست کوک تنظیم شود، به ترتیب سیم‌ها از پایین بر مبنای می-فا-سل کوک می‌شوند و برای اجرای گروهی و ارکستر مناسب است.

ساز سنتور برای استفاده در ارکستر دارای نقایصی است که برای رفع آنها چندی است دو نوع سنتور یکی کروماتیک با افزایش ۷ خرک به خرک‌های معمولی و دیگری سنتور باس با صدای بم ساخته شده‌اند. حفظ کوک سنتور دشوار است چون ضربه‌های مداوم مضراب روی سیم‌ها و تأثیر گذاری رطوبت و حرارت روی چوب و سیم‌ها کوک را به هم می‌زند و ۷۲ سیم باید مرتب کوک یا هم‌صدا شوند. به این دلیل سنتور به عنوان سازی شناخته می‌شود که در عین زیبایی، بسیاری از عوارض طبیعی می‌تواند روی صدا و کوک آن تأثیر بگذارد و حتی نوازنده‌های باتجربه را برای یک کوک دلخواه ناکام می‌گذارد. نقل شده است که حبیب سماعی نوازنده سرشناس سنتور، روزی در مجلسی گفته است که کوک سنتور مرا پیر کرده است. 




منبع: ویکی پدیا

+ نوشته شده در  جمعه 1389/06/19ساعت 0:51  توسط princess mina  | 

سازشناسی(تار)


تـــار

تار از سازهای زهی است که با زخمه نواخته می‌شود. تار در ایران و برخی مناطق دیگر خاورمیانه مانند آذربایجان و ارمنستان و گرجستان برای نواختن موسیقی کلاسیک این کشورها رایج است. در گذشته تار ایرانی پنج سیم (یا پنج تار) داشت. غلامحسین درویش یا درویش خان سیم ششمی به آن افزود که همچنان به کار می‌رود.

کاسهٔ تار بیشتر از کنده کهنه چوب توت ساخته می‌شود که هرچه این چوب کهنه‌تر باشد به دلیل خشک بودن تارهای آن چوب تار دارای صدای بهتری خواهد بود. پرده‌ها از جنس روده گوسفند و دسته و پنجه معمولاً از چوب گردو تهیه می‌شوند. شکل کاسهٔ تار مانند دو دل به هم چسبیده و از پشت شبیه به انسان نشسته‌ای است. تار آذربایجانی شکل کمی متفاوتی دارد و سیم‌های آن بیشتر است. جنس خرک از شاخ بز کوهی است. در دو طرف دسته از استخوان شتر استفاده می‌شود.

از لحاظی ساز تار به سه‌تار نزدیک است. از لحاظ شیوهٔ نوازندگی زخمهٔ عادی در تار به صورت راست (از بالا به پایین) است ولی در سه‌تار بالعکس است (از پایین به بالا). همچنین از نظر تعداد پرده‌ها نیز با هم شباهت دارند. صدای تار به دلیل وجود پوستی که روی آن است از شفافیت خاصی برخوردار است. به خصوص سازهایی که ساخت قدیم هستند از شیوهٔ صدای دیگری برخوردارند.

از نوازندگان اين ساز می‌توان به استاد علینقی وزیری، استاد جلیل شهناز، استاد محمدرضا لطفی، استاد حسین علیزاده، استاد فرهنگ شریف، استاد فریدون حافظی، استاد موسی معروفی، استاد عطا جنگوک، استاد داریوش طلایی، استاد علی اکبر شهنازی، استاد هوشنگ ظریف، استاد داریوش پیرنیاکان، استاد فروغی کرمانی، حمید متبسم و بسیاری دیگر اشاره نمود.

از سازندگان به نام این ساز در دوران قاجار می‌توان از یحیی اول و یحیی دوم و عباس و جعفر صنعت و بعد از آنها به رمضانعلی شاهرخ و در دوران ما به استاد ابراهیم قنبری مهر و رضا ژاله اشاره کرد. سازهای ساخت دست این استادان هم از لحاظ صنعت و زیبایی و هم از لحاظ صدادهی ستودنی هستند. 

............
منبع: ویکی پدیا

+ نوشته شده در  جمعه 1389/06/19ساعت 0:51  توسط princess mina  | 

سازشناسی(کمانچه)

کمانچه

كمانچه

( كمان كوچك را گويند . به معني مضراب و زخمه زدن نيز مي باشد ))

(( نام اين ساز در عربي به صورت (( كمنجا )) به كاررفته و ساز چندان مشهور بوده كه نام آن در شعر شاعران عرب نيز آمده است . امروزه نيز در كشورهاي عربي ويولون را (( كمان )) مي گويند )) امام شوشتري ايران گهواره دانش و هنر

(( ابن فقيه نخستين كسي است كه در اوايل سده سوم هجري در آثار خود از كلمه و ساز كمانچه نام ميبرد و مي گويد اين ساز در نواحي مصر و سند مورد استفاده بسيار بوده است .))
(( كمانچه و آن از آلات مجروره است و بعضي كاسه آن را از پوست جوز هندي سازند و از موي اسب بر آن وتر بندند و بعضي ديگر كاسه آن را از چوب تراشند و بر آن و تراز ابريشم بندند و البته بر روي آن پوستي كشند كه آن پوست دل گاو باشد و آن را با كمانه در عمل آورند ))

(( يكي از بهترين و كامل ترين انواع ارباب داراي كاسه اي كروي شكل است يعني بدنه يا كاسه ساز را از چوب بصورت يك كره مجوف مي سازند و يا اينكه پوست نارگيلي را مي تراشند و صيقل مي زنند و در روي سوراخ دهنه آن پوست مي كشند و بكار مي برند . دسته آن نيز گرد است و از چوب ساخته مي شود و داراي پايه آهني است ولي ممكن استكه پايه نداشته باشد . اين نوع رباب در بسياري از كشورهاي مجاور ايران و مخصوصا در شبه قاره هند (( كمانچه )) معروف است )) 

(( اين ساز چو روي كاسه اش پوست كشيده شده و خرك روي پوست قرار دارد در اثر تغيير هوا صداي آن هم عوض مي شود ولي از آنجا كه پوست كمانچه كلفت تر تار است ، حرارت و رطوبت كمتر در ان تاثير مي كند . صداي كمانچه كمي تو دماغي است. وقتي ويولون به ايران آمد چون داراي چهار سيم بود ،كمانچه كش ها هم يك سيم آخر را به تقليد ويولون اضافه كردند و چون در طرز نواختن خيلي شبيه به ويولون بود كمانچه كش ها معلم ويولون شدند ))

(( كمانچه كه آن را هم از مجرورات است . بر دو نوع باشد يكي آن كه بر جوز هندي ( نارگيل ) پوستي كشند و او تار آن از موي اسب سازند و ديگر آن كه كاسه آن از چوب مخرط كنند و او تار آن از ابريشم باشد واين قسم مطبوع تر است ))

(( كمانچه از دسته سازهاي كماني است كه از مدت ها پيش به شكل هاي گوناگون با تارهايي از جنس ابرايشم ، زه و سيم از دوره هاي مختلف نواخته مي شده است .

بعضي (( ربابي )) را كه باكمان نواخته مي شد اولين شكل كمانچه تصور مي كنند . در نقاشي هاي كاخ چهل ستون در اصفهان در تابلويي نوازنده كمانچه هم ديده مي شود . در دوره قاجار اين ساز اهميت زيادي داشته است . كمانچه از نظر داشتن حدود صوتي خاص و همچنين حدود صوتي و امكانات وسيع فني بيشتر از سازهاي ديگر ايراني مورد توجه بوده و از مدت ها پيش اين ساز سردسته سازهاي ديگر ايراني مورد توجه بوده و از مدت ها پيش اين ساز سردسته سازهاي ديگر به شمار مي رفته است و متاسفانه چندي است كه اكثر نوازندگان سازهاي اين كماني اين ساز را كه از هر لحاظ دامنه نوازندگان سازهاي كماني اين ساز را كه از هر لحاظ دامنه و زنگ آن با تار و سنتور و سازهاي ديگر ملي موافق است رها كرده و در همنوازي ويولون را به جاي آن بكار مي برند . صداي كمانچه كمي تو دماغي و داراي كيفيتي مخصوص به خود است . كمانچه هاي قديم را معمولا با صدف كاري و خاتم كاري زينت مي داده اند . كاسه اين ساز از خارج صاف و صيقل داده شده و به شكل كره مجوفي است كه يكي از مدار هاي آن را با صفحه قطع كرده ( به شكل عرق چين ) و روي كاسه را پوست كشيده اند. پوست روي كاسه كلفت تر از ساير قسمت هاست و ازين جهت كمتر تحت تاثير رطوبت و گرما قرار مي گيرد . دسته آن مخروط ناقصي است كه راس آن به كاسه وصل است و در نمونه ديگر دسته آن گرد و به صورت استوانه است . به تازگي در روي دسته دو حفره ايجاد كرده اند كه در تقويت صدا و ايجاد طنين بيشتر موثر است .

زير كاسه ميله اي آهني است كه از كاسه گذشته و به دسته مربوط مي شود و پايه آنرا تشكيل مي دهد . تا چندي پيش اين ساز داراي تار ابريشمي بود ولي چون هم صداي آن بم بود و هم هنگام كوك پاره مي شد ازين جهت سيم را به جاي آن انتخاب كردند زيرا سيم فولادي پر دوام تر و با صرفه تر است و در برابر رطوبت و آب و هوا و عرق دست و غيره كمتر تغيير مي كند و زود هارمونيك هاي خود را از دست نمي دهد . البته بايد در انتخاب سيم دقت زيادي نمود زيرا سازهاي ملي در برابر كم و زياد بودن قطر سيم ها بي اندازه حساسند و اگر قطر هاي گوناگون سيم ها هماهنگ با ساختمان ساز نباشد واكنش هايي در آن پديد مي آورد كه از ارزش صدايي آن كاسته مي شود . در حال حاضر سيم هاي ماندو لين را در كمانچه بكار مي برند . كمانچه مانند ويولون چهار سيم دارد و آن را مانند ويولون نيز كوك مي كنند . آرشه يا كمان آن از چوبي باريك درست شده كه تارهاي آن از موي اسب است و وسيله دو حلقه گرد فلزي كه به چوب اتصال دارد بسته شده است . در قديم پايه كمانچه را در طرف چپ روي زمين قرار ميدادند ولي اكنون در انتهاي پايه ، فلز خميده و سطح ديگر اضافه كرده اند كه آنرا بالاي زانوي چپ قرار مي دهند . نگاه داشتن كمانچه در دست به آساني انجام پذير مي باشد ، انگشت هاي دست چپ روي دسته تكيه دارد . پل يا خرك كمانچه بسيار ساده است و آنرا از چوب عناب يا شمشاد انتخاب مي كنند . پل در حقيقت مركز ساز و جايي است كه ارتعاشات حاصله از كشيدن كمان در آن متمركز و به تمام قسمت ها ميرسد. معمولا آنرا عمود برصفحه پوستي و كج مي گذارند . لبه بالاي خرك انحناي متناسبي دارد كه معمولا براي بدست آوردن صداي بم و تو دماغي آنرا متناسب با وضع كاسه مي كنند . جابجايي خرك بسيار مهم و در ايجاد صداهاي مختلف موثر است . چوب كاسه از جنس گردو يا افرا بوده و معمولا براي ساختن آن قطعات چوب را طوري به هم وصل ميكنند كه كوچكترين خطي در ميان آنها به چشم نمي خورد.

نوازندگان تركمن به كمانچه قيچاق مي گويند . قيچاق سه سيم دارد و اندازه آن نيز از كمانچه هاي رايج كوچك تر است . جنس كاسه در گذشته از كدو با رويه پوست آهو بود در صورتيكه كمانچه هاي كنوني از چوب درخت توت ساخته مي شود . 

.............................
منبع: ایران ملودی



********************************************************

کمانچه یکی از سازهای موسیقی است.

این ساز جز دسته سازهای زهی است و دارای 4 سیم می‌‌باشد. این سیم‌ها به موازات تمام طول ساز امتداد دارد و صدای آن خیلی خوش و جذاب می‌‌باشد ولی کمی به اصطلاح تو دماغی.

کاسه صوتی این ساز از چوب توت است.

معمولاً از زیر شیطانک کمانچه تا زیر دهانه کاسه در کمانچه‌های پشت بسته 28/5 و در کمانچه‌های پشت باز 31 سانتی متر است که این اندازه‌ها در کمانچه‌های نقاط مختلف کشور نسبی هستند ترکیب صدایی کمانچه آن را از نوع سازهای زیر صدا قرار داده البته در کمانچه‌های آلتو یت باس صدا نسبتاً یک اکتاو بم تر است در قدیم کمانچه را ستار پارسی میگفتند کمانچه را معمولاً با دو کوک چپ و راست کوک می‌کنند چپ کوک معمولاً برای همراهی با خوانندگان زیر صدا (عمدتاً خانمها) و راست کوک معمولاً برای همراهی و جواب آواز بم صداها (عمدتاً آقایان) البته تمامی مطالب گفته شده نسبی هستند مثلاً در بعضی نقاط ایران ممکن است طول دسته کمانچه به 35 سانت هم برسد .

پیشینه کمانچه در ایران به پیش از اسلام می‌‌رسد و در نواحی بلوچستان به نام غژک یا غیچک نامیده می‌شود ولی شمار سیم‌های آن از کمانچه بیشتر است.

نوازندگان مطرح حال حاضر اين ساز عبارت‌اند از اردشیر کامکار، داود گنجه‌ای، کيهان کلهر، سعيد فرج پوري، علی اکبر شکارچی، فرج علیپور، هادی منتظری و سینا جهان آبادی

کمانچه با صدای تو دماغی مربوط به سبک قدیم این ساز و در واقع شیوهٔ کمانچه نوازی استاد اصغر بهاری است. اما امروز غیر از این سبک شیوهٔ کمانچه نوازی نوین هم وجود دارد که کیهان کلهر آن را بارورتر کرده. 



+ نوشته شده در  جمعه 1389/06/19ساعت 0:50  توسط princess mina  | 

سازشناسی(تنبک)


تنبک :

چنانکه فرهنگ ها مي نويسند در قديم دف يا دايره کوچک را که چنبر آن از روي و برنج ساخته مي شد خمبک يا خنبک مي گفتند و دست به هم زدن را با وزن و اصول براي اظهار مسرت وسرور نيز مجازا جمبک مي گفتند.

گمان مي رود خم يا رويينه خم را که در روزگار کهن ايران از روي مي ساختند و در جنگها به کار مي بردند نيز خمبک يا تنبک هم مي گفتند.

بعدها آن را با تغييراتي به صورت کوچکتري ساخته و در مجالس عيش و طرب از آن استفاده کرده اند و آن را خمک يا خمبک گفته اند زيرا خمک يا خمبک مصغر کوچک شده خم و خلب است بنابراين روئينه خم که شايد شبيه به تاس بوده کوچک کرده و تغييراتي مناسب مجلس در آن داده اند و به آن نيز خمبک و تنبک گفته اند و اين در واقع مادر تنبک يا ضرب امروزي است و پس از تکامل به صورت تنبک يا دنبک،ضرب کنوني در آمده و به همين نام شهرت يافته است.

کتابهاي لغت در معني تنبک يا دنبک مي نويسند: دهل کوچکي بوده است که دم درازي داشته و آن را زير بغل مي گرفته اند و مي نواختند.

اين ساز ضربي به تدريج رو به تکامل نهاد و در سده هاي اخير به صورت کنوني درآمد.

از ميان سازهاي ضربه اي موسيقي ايران تنبک کامل ترين سازي است که تاکنون ساخته شده و آن را از گل پخته و چوب مي ساخته اند و اکنون نيز مي سازند.

معمولا روي ضرب پوست بره مي کشند و براي نوع گلي بزرگ آن را که در زورخانه ها به کار مي برند از پوست گوسفند استفاده مي کنند.

بهترين تنبک ها ساخت شيراز بود و اکنون نيز بيشتر زنهاي چادر نشين اطراف شيراز به ساختن آن اشتغال دارند و آن را از چوب گردو و چوب ديگري از درخت هاي مخصوص فارس مي تراشند.

ساختمان تنبک استوانه مانندي است مختلف القطر به طول 40 سانتيمتر در دو قسمت متساوي شامل گردن و شکم. گردن که آن را نفير مي ناميدند و اکنون گلويي مي گويند به طول 20 سانتيمتر و محيط آن 30 سانتيمتر است.

قطر دهنه خارجي نفير که تا حدي شبيه قيف است 13 سانتيمتر، شکم طولش به اندازه طول گردن نفير و محيط دور آن 90 سانتيمتر است.

دهنه شکم ضرب که بر آن پوست مي کشند نصف طول دمبک است.

در تنبک هاي خوب طول نفير و شکم و قطر دهنه مساوي است.

تنبک از نظر ساخت و نقش مهمي که در موسيقي ايفا مي کند مورد توجه اروپايياني که در سده هاي اخير به ايران آمده اند قرار گرفته است.

پيتر دولاواله ايتاليايي از مجلس بزمي در همدان چنين مي نويسد:

(در اتاقيکه در آن پذيرايي مي شدم سه تن از زنان مطرب نيز با سازهاي گوناگون ميزدند و مي خواندند که يکي از سازها چند رشته داشت اما مثل عود و گيتار ما نبود آلات ديگري نيز مانند طبل هايي که دختران جوان ايتاليايي هنگام تابستان مي زنند داشتند اما بزرگتر و خوش آهنگتر و زيباتر که قطعا نمونه اي چند از آنها خواهيم خريد و بر ساير طرفه ها و يادگاري ها سفر خواهيم افزود.)

تنبک هاي بزرگي که از گل پخته و به وسيله کوزه گران ساخته مي شد و بر روي آن پوست گوسفند يا آهو مي کشيدند در زورخانه ها به کار مي رفت و ضرب از ارکان عمده در ورزشهاي باستاني بود.

اکنون نواختن ضرب در زورخانه ها به عهده کسي است که به او مرشد مي گويند لکن در سده هاي گذشته مرشد يا کهنه سوار به کسي مي گفتند که معلم و مربي ورزشکاران بود و نوازندگي ضرب را شخص ديگري بر عهده داشت.

پس از آنکه در اواخر دوره صفويه اصول تصوف بيش از پيش در زورخانه ها رواج يافت کهنه سوارها عنوان مرشدي يافتند . ضرب گرفتي را نيز به عهده گرفتند و در سکويي که به آن سردم مي گفتند مي نشستند و خوانندگي مي کردند.

سازهاي ضربه اي مانند دف و تنبک که در مجالس عيش و سرور و محافل انس به کار مي رفته به نغمات و الحان نوازندگان و اشعار خوانندگان روح و جان مي بخشيده و شنوندگان را به انبساط مي آورد.

از عهد ناصري به بعد نوازندگان به نامي در ضرب ظهور کردند که در نواختن آن و خواندن تصنيف و اشعار ضربي شهرت به سزايي داشتند.

تنبک و ساختمان آن:

ساختمان اين ساز ضربه اي پوستي به شکل استوانه اي است که يک سوي آن را با پوست پوشانيده اند و طرف ديگرش باز است.

جنس اين استوانه ممکن است از چوب يا فلز و يا گل پخته باشد که به تجربه ثابت شده که نوع چوبي آن بهتر از دو نوع ديگر است.

فرم يا شکل ظاهري اين ساز در نواحي مختلف فرق مي کند. و ساختمان تنبک نيز از حيث اندازه کاملا مشخص شده نيست و به اندازه هاي گوناگون ساخته مي شود.

سازي که اينک به عنوان تنبک يا ضرب مي شناسيم با شکل و شمايل امروزي تقريبا از دوران قاجاريه شناخته شده است. همچنين اي ساز تاکنون با 23 نام خوانده شده که عبارنتد از:

دمبر-تنبک-تنبگ-تنبيک-تنتک-خمبک-دمل-دمبک-خوراژک-تمبک-تبنک-تبنگ-دمبرک-تنوک-خنبک-خمک-دمبال-دنبک-خمچک-دمبک-ضرب.

تنبک از پنچ قسمت تشکيل شده است:

1.پوست
2.دهانه ي بزرگتر
3.تنه
4 .نفير يا گلويي
5.کاليبر يا دهانه اي

پوست تنبک:

پوست از حساس ترين قسمت هاي آن به شمار ميآيد و از جنس پوست بز ميش بره آهو ماهي بز کوهي اسب است اما پوست کهنه بز يا ميش بهتر است.

در صورتي که پوست تنبک در اثر گرما زيادتر از حد معمول خشک و کشيده شود حتي الامکان بايد از آب زدن به آن خود داري کرد چرا که آب زدن اگر چه ممکن است به طور موقت پوست را خوش صدا کند ولي در اثر تکرار باعث خرابي و بد صداي آن مي گردد لذا براي جلوگيري از اين کار بايد هميشه تنبک را در گرما وارونه روي زمين يا موزاييک گذاشت تا پوست به تدريج رطوبت زمين را جذب کند و احتياجي به آب نداشته باشد.


دهانه ي بزرگ:

در حقيقت همان دهانه گشاد يا فراخ ساز را تشکيل مي دهد که پوست روي آن کشيده مي شود.

اندازه ي قطر دهانه بزرگ يک ميزان استاندارد نيست(بزرگي يا کوچکي). و از لحاظ شکل ظاهري شکل دايره است.

تنه:

اين قسمت از ساز کاسه طنين يا کاسه آکوي تنبک را تشکيل مي دهد. تنه بايد از رو عاج داشته باشد ولي از داخل صاف باشد(منظور از عاج شيارهاي است که روي تنه به موازات دهانه بزرک ايجاد مي شود.

نفير:

قسمتي از بدنه ي تنبک است که داراي قطر کمتري بسبت به تنه بوده و از آن باريکتر است که از يک طرف به تنه و از طرف ديگر به دهانه کوچک شيپور مانند ختم مي شود.

براي ساخت تنبک معمولا از چوب درخت گردو-توت-افرا و چوبي معروف به جنگلي استفاده مي کنند.
و اين ساز براي همراهي کردن آلات موسيقي به کار مي رود و با دو دست نواخته ميشود.

.......................
منبع: ایران وطن

************************************

اين ساز در فرهنگ ها و آثار موسيقي دانان به صورت هاي زير استعمال شده است : تنبك ، تبنك tobnak) ) ، دمبك ، تمبك ، خنبك ، خمبك ،خمك ، دمبال ، دمل ، دمبلك ، دنبلك ، دمبلك مقرن ، برهان قاطع آن را به صورت تنبك tobnak ) ) ثبت كرده است :

(( به ضم اول و فتح ثالث بر وزن جفتك ، آوازي را نيز گويند بلند و تند مانند صداي ناقوس و به معني دف و دهل هم آمده است .))

فرهنگ آنندراج نوشته : ((به معني دف و دهل و تنبك Tobnok به ضم تا ونون نيز آمده كه بازيگران نوازند .))

فرهنگ جهانگيري تمبك را معادل دف دانسته است .

فرهنگ برهان قاطع آن را به صورت تنبك Tonbak نيز به صورت زير ثبت كرده است :

(( تنبك به ضم اول بروزن اردك ، دهلي باشد دم دراز كه از چوب و سفال سازند و بازيگران در زير بغل گرفته بنوازند ))

فرهنگ آنندراج نوشته : (( خنبك به ضم اول بر وزن اردك ، ف ، تبديل نون به ميم است چنانكه در خنب مذكور شد و آن به معني دف كوچك كه چنبرش روئين باشد و دست بر پوست او زنند و صداي بر آيد .(( در موسيقي ايراني تمبك به حجم هاي مختلف بكار برده شده است ولي از اندازه هاي مشروحه زير نتيجه بهتري از نظر صدا دهنگي و راحتي اجرا بدست آمده است . امروزه از دو قسم تمبك ميتوان استفاده نمود :

الف : تمبك براي همراهي با اركستر كه آن را (( تمبك اركستر )) مي نامند .

ب : تمبك براي همراهي با ساز تنها يا (( تمبك تكنواز ))

هر يك از تمبك هاي فوق از قسمتهاي زير تشكيل يافته است : دهانه بزرگ ، تنه ، نفير ، دهانه كوچك. روي قسمت دهانه بزرگ پوست انداخته مي شود . پوست تمبك تكنواز بايد از پوست تمبك اركستر نازك تر باشد . انتخاب پوست در صداي تمبك اهميت زيادي دارد. پوست كهنه بز يا ميش بهتر است . قطر پوست بايد در تمام نقاط كاملا يكسان باشد. رنگ پوست بايد كاملا يكسان باشديعني دانه دانه يا به اصطلاح اهل فن (( تگرگ )) نداشته باشد . معمولا چون تمبك از كنده درخت گردو انتخاب و حداقل دو سال در سايه نگهداري مي شود . و براي آنكه بعدها انحناء پيدا نكند آن را در ديگ آب جوشانده و در حدود 15 روز لاي پهن خشك قرار مي دهند اين عمل علاوه بر آنكه چوب را خشك مي كند بر استحكام آن نيز مي افزايد . به اين ترتيب چوب براي ساختن تمبك آماده مي گردد . چوب درخت توت نيز براي اين منظور مناسب است و تا كنون زياد مورد استفاده قرار گرفته است . ))


منبع: ایران ملودی

+ نوشته شده در  جمعه 1389/06/19ساعت 0:49  توسط princess mina  | 

سازشناسی (پیانو)

ساز شناسی (جهانی) پیانو = piano
 

پیانو  این ساز در سیر تحول سازهای زهی و اصولا در زمان پیدایش موسیقی با قدمت شش هزار ساله، اولین بار توسط شخصی به نام بارتولمئو کریستوفوری یکی از اساتید مشهور سازنده کلاوسن، سازی که به عنوان پدر پیانو شناخته می شود و صدایی مانند سنتور دارد.
در سال 1790 میلادی در شهر فلورانس ایتالیا ساخته شد. این استاد بزرگ به فکر افتاد که نواقص کلاوسن را با تبدیل مضرابهای مختلف که با فشار شسصتی ها از زیر به سیم های ساز برخورد می کرد و تعویض به چکش رفع نماید. اختراع او در دنیای موسیقی اهمیت فراوان یافت. کریستوفوری احتمالا خود نیز نمی دانست چه تحول عظیمی در جهان موسیقی به وجود خواهد آورد.کار مهم او این بود که از چکش های نمد پوش استفاده کرد. به علاوه اهرم جدیدی ساخت که چکش بتواند پس از ضربه روی سیم به سرعت برگردد. با این ابداع کلاوسن دگرگون شد و صدایی تازه در موسیقی به وجود آمد. به همین علت کریستوفوری برای معرفی ساز جدید نام نسبتا طولانی زیر را به کار برد.
یعنی کلاوسن با صدای آهسته و بلند این نامگذاری لازم بود تا وجه تمایز پیانو را با کلاوسن نشان دهد.

انواع پیانو
1. پیانو دیواری
در این ساز سیم های پیانو به صورت عمودی قرار گرفته و اهرم ها از طریق فشار بر روی شستی ها با زاویه 35 درجه چکش ها را به طرف سیم برده و بعد از ضربه زدن به سرعت بر می گرداند.
2. پیانو رویال
در این ساز سیم های پیانو به صورت افقی قرار گرفته و اهرم ها از طریق فشار بر روی شستیها با زاویه 35 درجه چکش را به طرف سیم به بالا پرتاب می کند و با سرعت زیاد به سیم ها ی افقی ضربه می زند، نظر به اینکه هر چه طول سیمها بیشتر باشد صدای پیانو مطلوبتر می شود. پیانو های دیواری نظر به محدودیت ارتفاع حداکثر تا ارتفاع 135 سانتی متر ساخته شده استو در پیانوی رویال نظر به اینکه در سطح محدودیتی ندارد هم اکنون پیانوهایی تا طول 308 سانتی متر نیز ساخته شده است.

پیانو لا
در سالهای دهه 1860 میلادی پیانوهایی ساخته شده بود که بدون نوازنده آهنگ می نواخت و نیازی به نوازنده نداشت. تنها به وسیله پدالهای دوگانه و با فشار دادن روی هر پدال کارتهای سوراخ شده مخصوص به ترتیب به محل مکانیزم پیانو وارد شده و شستی های مورد نظر را حرکت می دادند که چکش های مربوطه به سیم ها اصابت کرده و آهنگهای از پیش تعیین شده را اجرا می کرد.
وسعت صدای پیانو عبارت است از هفت اکتاو یا بیشتر.
به علت بزرگی وسعت صدای پیانو نت نویسی آن بر روی دو حامل صورت می گیرد که معمولا حامل زیرین برای اجرا با دست چپ و حامل بالایی برای اجرا با دست راست اختصاص یافته است.
می نمودند.

منبع: مجله هنر موسیقی
+ نوشته شده در  جمعه 1389/06/19ساعت 0:39  توسط princess mina  | 

ساز شناسی (رباب)

رباب 
 
(( ساز معروف مردم فارس و خراسان است )) مفاتيح العلوم خوارزمي (( و آن سازي بود كه بعضي بر آن سه وتر بندند و بعضي چهار و بعضي پنج و  اوتار آن مزوج ( جفت ) بندند  ((چنانكه هر دو وتر را حكم يك وتر باشد و اصطخاب معهود آن همچون اصطخاب معهود عود باشد. رباب از الات (( ذوات الاوتار مقيدات )) است))مقاصد الاحان- مراغه ايرباب در عربي به فتح و در فارسي به ضم راء تلفظ ميشود.

رباب و چنگ به بانگ بلند ميگويند            كه هوش و گوش به پيغام اهل راز كنيد (حافظ)

من دوش به كاسه رباب سحري             مي ناليدم ترانه كاسه گري (مولوي)

((كاسه رباب بيشتر از چوب زرد آلو مي سازند و اول آن را در چوب شير مي جوشانند يا در آب گرم ، اما شير بهتر باشد تاليونت بيشتر حاصل شود و در وقت نقر كاسه آسان تر بود . رباب 6 وتر دارد . از سه نوع ابريشم اول ريز كه اغلظ اوتار است و دوم حاد كه نسبت با زير ادق است و سيوم مثني كه نسبت با حاد ادق است )) كنز التحف -  سه رساله فارسي در موسيقي -  به اهتمام تقي بينش

به ادامه مطلب مراجعه کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1389/06/19ساعت 0:37  توسط princess mina  | 

ساز شناسی (ویولن سل)

ویولن سل: 

ویولن سل چنان بزرگتر از ویولن و ویولا است که نوازنده مجبور است آن را برای اجرا بر روی زمین ما بین پاهای خود تکیه دهد. در حالیکه خود روی صندلی می نشیند. از این جهت در انتهای تحتانی ویولنسل میله ای آهنی نصب شده ( که در غیر هنگام اجرا آنرا باز می کنند یا می پیچند و به داخل جعبه سر می دهند.) و نوک آنرا روی زمین قرار دارد.
نت این ساز را در اصوات بم با کلید فا در اصوات وسط با کلید دو و در اصوات زیر با کلید سل می نویسند.

تعریف لغت نامه ای:
ویولن سل:
در وجه تسمیه این ساز به زبانهای فارسی و فرانسه اشتباهی وجود دارد. توضیح اینکه سلو به معنی کوچک و ویولن سل به معنی ویولن کوچک است. در حالی که این ساز به مراتب بزرگتر از ویولن است.
در تحلیل این نکته باید گفت که کلمه ویولن اساسا عنوان سازی بوده به بزرگی کنترباس امروزی و ویولن سل، همان شکل و ترکیب را در حجم کوچکتری عرضه می کرد.
ویولن سل عضو سوم رده سازهای زهی شمرده می شود. این ساز بیش از ویولا و کم و بیش مانند ویولن قابلیت اجرای تکنوازانه، شرکت در ارکستر مجلسی و نیز در ارکستر را دارا می باشد.طنین آن خصوصیتی دارد که به نوازنده و شنونده هر دو راحتی اعصاب می بخشد.
منبع: سازشناسی پرویز منصوری
فرهنگ تفسیری موسیقی

نمونه شنیداری : Download Cello, Mp3 

+ نوشته شده در  جمعه 1389/06/19ساعت 0:31  توسط princess mina  | 

ساز شناسی (سرنا)

سرنا
این ساز متشکل است از یک لوله مخروطی شکل که در انتهای آن قمیش قرار می گیرد. سرنا از دسته سازهای دوزبانه است و به این ترتیب قمیش آن از دو تیغه متکی به هم تشکیا شده و انتهای آن دو در حلقه ای مسطح محصور شده است.
در روی لوله تعداد 6 تا 7 سوراخ تعبیه شده و نوازنده با گذاشتن و برداشتن انگشتان هر دد دست اصوات حاصله را زیر و بم می کند.
طول ساز کاملا ثابت نبوده و از 39 تا 45 سانتی متر و در بعضی نقاط حتی تا 60 سانتی متر ساخته شده است.
وسعت صدا نیز در این ساز کاملا ثابت نیست و واضح است که سرناهای بزرگتر میدان صدائی بمتر از سرناهای کوچکتر داردن.
سرنا سازی نه تنها محلی، بلکه قدیمی است. در اشعار شعرای ایران به کرات نام سرنا یا سورنا یا سورنای آمده است.
در نواحی بختیاری و دزفول سرنای کوچک معمول است.
سرنای محلی معمولا با دهل نواخته می شود.
+ نوشته شده در  جمعه 1389/06/19ساعت 0:29  توسط princess mina  | 

سازشناسی (ویالون)

بسمه تعالی با سلام خدمت دوستداران و علاقه مندان هنر شریف موسیقی مطالبی که در پی خواهد آمد به منظور گشایش بابی در ارتباط با ساز ویلن و كلیه مباحث مربوط تقریر شده است که در ابتدا یادآوری نکاتی چند را بر خود واجب میدانم: 1- از دوستان عزیزی که مباحث را مطالعه میفرمایند تقاضا دارم هر گونه نقصان را با دیده اغماض نگریسته و با برقراری ارتباط و بیان مشکلات حقیر را در راه اصلاح امر یاری رسانند. 2- برای پیشگیری از اتلاف وقت و تکرار مکررات سعی شده است مطالعه منابعی که در دسترس همگان است را به خوانندگان محترم واگذار نموده و در آن موارد خاص به بیان كلیات اکتفا گردد تا مجالی جهت ارائه مطالب کاربردی تر فراهم اید...

 3- چون بیم آن می رود که با توجه به حجم مطالب و اهمیت مباحث زمان انجام کار طولانی شود در ابتدا از منابعی که در تهیه این بخش مورد استفاده قرار گرفته اند نام برده می شود تا بدین طریق هرچند ناچیز از زحمات ایشان قدردانی به عمل آید. منابعی که مورد استفاده نگارنده واقع شده اند عبارتند از: 1- آشنایی با ویلن تالیف رابین استاول ترجمه پیام روشن 2- درک و دریافت موسیقی تالیف راجر كیمی ین ترجمه حسین یاسنی 3- موسیقی سمفونیك تالیف ادوارد داونز ترجمه علی اصغر بهرام بیگی 4- فرهنگ جامع اصطلاحات موسیقی گردآوری- ترجمه و تالیف فریدون ناصری 5- ساز شناسی : پرویز منصوری 6- همه چیز در باره ارکستر سمفونیك وآنچه اجرا می کند : برلینز كامینز ترجمه حسن الفتی 7- اصول نوازندگی ویلن تالیف و ترجمه ابرهیم لطفی 8- خودآموز موسیقی : كینگ پالمر ترجمه بهروز وجدانی 9- چگونه یك پاتیتور اركستر را بخوانید : ادوارد لیندن برگ ترجمه و تالیف فریدون ناصری 10- سازهای زهی : مرتضی سرآبادانی علاوه بر منابع فوق از آموخته ها و تجارب شخصی - مقالات جراید - اینترنتو ... استفاد شده است. ویلن : ارجحترین ساز میان زهی ها با میدان صوتی بسیار گسترده است ، درخشان ، روشن وبسیار چابك بوده با طیف وسیعی از طنین های غنی ، زنگدار ، خشن ، ارامش بخش و.... میباشد و به همین دلیل امكانات گسترده ای را در اختیار اركستر میگذارد. ویلن سازی است كه تمامی فواصل كروماتیك عربی و فواصل كروماتیك مخصوص موسیقی ایرانی و هر موسیقی دیگر را به راحتی اجرا میكند .این ساز دارای چهار سیم است و در هنگام نواختن روی شانه چپ نوازنده قرار میگیرد ، ویلن به وسیله ارشه نواخته میشود ، این ساز چه به صورت تكنواز و چه به صورت هم نواز مهمترین عضو اركسترهای كوچك و بزرگ محسوب میشود. در همنواز اركسترهای بزرگ ویلن به دو گروه ویلن یك و ویلن دو تقسیم میشود كه كار گروه ویلن یكها اجرای ملودی اصلی و نقش ویلن دومی ها هارمونی قطعه میباشد . بسیاری از اهنگسازان بزرگ جهان معتقدند كه ویلن قادر است انواع پاساژهای تند و تزئینی و ماهرانه را به راحتی از هر ساز دیگر بهتر اجرا كند و البته از این ساز به علت چابوكیش در ملودی های پر تحرك بسیار استفاده میشود . توضیحی درباره تاریخچه ویلن: شاید ابتدا این مسئله به نظر برسد كه ما بر این راستا هستیم كه در مقوله ساز شناسی به صورتی گذرا و مختصر از معرفی سازهای مختلف بگذریم اما ما در نظر داریم در معرفی هر ساز بسیار موشكافانه برخورد كنیم و همچون یك سایت تخصصی یك ساز تمامی مطالب گفته و نا گفته یك ساز را بیان كنیم با این حساب ممكن است معرفی یك ساز و اساتید ان در داخل و خارج از كشور به دراز بكشد واین از سر وسواس ما برای ارائه یك دایره المعارف كامل موسیقی است كه شاید در نوع خود منحصر به فرد نیز باشد بنابراین دست تمامی كسانی را كه در رشته های نوازندگی سازهای كلاسیك به هر صورت فعالیت دارند میفشاریم و از همه انها برای همكاری نزدیك وصمیمانه دعوت میكنیم باشد كه این حركت سبب پیشرفت و معرفی موسیقی كلاسیك در ایران باشد. تارخچه ساز ویلن بخش اول: در این گفتار سعی خواهیم كرد به سئوالاتی همچون منشا و مبدا ساز ویلن چگونگی پیشرفت و توسعه ان در اروپا و جهان و تحوه تكامل این ساز و اساتید برجسته این ساز در جهان بپردازیم. در اروپا تاریخچه ویلن به قرن 9 میلادی باز میگردد البته شاید این تاریخچه به اسیا باز گردد اما به درستی مشخص نیست ظاهرا كمتر از 450سال طول میكشد تا نیاز فرم امروزی براورده شود دلیل این مدعی رادر طول قرنهای مختلف برای شكل گیری كلی الات موسیقی دانست فرم اصلی سازهای زهی به صورت یك تكه چوب خم شده كه توسط یك رشته كشیده به پایین دوش بسته میشده است بوده است و رشته توسط یك حلقه یا پل تقسیم بندی شده بود.در فرمهای تكامل یافته تر برای تسریع طنین از پوسته های لاك پوشت ، جعبه های چوبی یا مثانه خوك استفاده میشد . در تولید سازهای زهی و بخصوص در دوفرم اصلی كه در دوران كلاسیك وجود داشتند این تمایز در فرم با یك تمایز در نوع استفاده ان همراه شد و الت موسیقی درام پولیگونال اصیل تر از ان دوی دیگر و منحصرا برای اواز ضمینه های دینی و غنایی مورد توجه قرار گرفت و بعنوان یك وسیله محبوب در جشنها مورد استفاده میشد. در واقع ما میتوانیم منشا شناسی ساز ویلن و سازهای زهی را توسط نقشی كه رشته ها یا سمها ایفا میكنند بررسی كنیم ، قدیمی ترین سازهای زهی توسط انگشتان دست رشته های سیم راتنظیم یا باز و بسته میكردندشاید تنظیم سیمها ابتدا توسط یك تكه چوب انجام میشده استتا قبل از اینكه hair-bow ایجاد شود البته ممكن است كه این تكه چوب تنظیم كننده رشته سیمها توسط اعراب وارد سازهای زهی شده باشد ، ممكن است این مسئله یعنی تاریخچه تنظیم سیمها و منشا ان و محل ان كه ممكن است در اروپای شمالی یا هند یا اسیای نزدیك باشد همیشه در پرده ای در ابهام باقی بماندو یا شاید این تغییر در چند نقطه به طور همزمان اتفاق افتاده باشد چنانكه ما از قزن 11 میلادی به بعد دو وسیله تنظیم موسیقی میابیم: اول وسیله ای با pyriform ‘? pear-shaped و دوم وسیله ای بیضی شكل كه تنها اندكی خم میشده است و پشت دنده ها متصل میشده است برخی بر این باورند كه ساز ویلن متعلق به یك امپراطوری هند در 5000 سال قبل از میلاد بوده است و برخی دیگر نیز ریشه ان را به ایران و ساز رباب میدانند وبرخی دیگر ریشه ان را در افریقا و حتی كشورهای عربی میدانند. فرمهای اولیه دارای سوراخی بودند كه بر روی ساز قرار داشت اما بعد ها این سوراخ از بدنه ساز ها حذف شدند و این ساز با چهار سیم سر اغاز ساز ویلن تكامل یافته در سالهای اینده شد. در اروپا از قرن 11 ما میتوانیم ساز ویلن را به صورتی تكامل یافته تر بیابیم معرفی ویولن سازی است زیبا- چابک و پراحساس که دارای قابلیتهای بسیار وسیع می باشبطوری که تمام علاقمندان موسیقی به حیاتی آن در اجرای موسیقی اذعان دارند. این ساز جادویی که علاوه بر تمام توانایی های اجرایی دارای ظاهری زیبا و دلربا می باشد در ارکستر سمفونیك امروزی همراه با سایر اعضاء خانواده اش (ویولا- سلو و کنترباس) حدود 3/2 نوازندگان را به خود اختصاص می دهند و به همین جهت از آنها به عنوان ستون فقرات ارکستر یاد می شود و در این خانواده نیز ویولن مهمترین وظیفه را به عهده داشته از نظر تعداد نیز بر سایر اعضاء مقدم است در طول تاریخ موسیقی هر از چند گاهی تلاشهایی صورت گرفته تا شاید بتوان این وظیفه خطیر ویلن را به گروه دیگری از سازها محول نمود که تمام این تلاشها به نتیجه مثبت نرسیده و حتی نزدیكترین خویشاوند ویولن که ویولن آلتو می باشد نیز نتوانسته جایگزین مناسبی برای این برادر کوچکتر خود باشد و ویولن همچنان در صف اول ارکستر سمفونیك می درخشد و توانایی های بی بدیل خود را به رخ می کشد و هر دم ما را بر این عقیده راسختر می گرداند که :"برای اجرای موسیقی كلاسیك اگر ویولن نبودراهی نداشتیم مگر آنرا اختراع كنیم" (نقل به مضمون جمله ای از بتهوون). پیشینه در مورد موطن اصلی و زمان پیدایش ویولن نمی توان به طور حتم ویقین اظهار نظر کرد و مکانی را به عنوان موطن و تاریخی را به عنوان زمان آغاز پیدایش این ساز در نظر گرفت اما می توان گفت سازهای زهی کششی (آرشه ای) - که اجداد ویولن به حساب می ایند دارای قدمت بسیار طولانی می باشند و بنا بر نظریهگروهی برای اولین بار پیش از میلاد مسیح در سرزمین هندوستان به وجود آمده اند اما آنچه را ازتاریخچه ویولن می توان به استناد نام برد مربوط به کنده کاری ها و نگاره های اروپایی از حدود سال نهصد میلادی است که دراین کنده کاری ها و نگاره ها سازهایی قابل تشخیص می باشند که جزو خانواده سازهای زهی کششی محسوب می شونداما تفسیراین نگاره ها ودریافت موضوعاتی از قبیل اینكه آیا ویولن تکامل یافته یكی ازاین سازها است یاا تمام این سازها الگویی برای شکل گیری ویولن بودند؟ و در این صورت سهم هر کدام درمسیر تکامل ویولن چیست؟به یقین غیر ممکن می باشد ونظریاتی که امروزه ابراز می شوند صرفا براساس گمانه هایی هستند که نزد محققین رواج و امکان بیشتری دارند و نه فرضیاتی که از طرق علمی به اثبات رسیده باشند. اما سازهای موجود در نگاره های فوق الذکر را به چهار دسته به شرح زیر تقسیم نموده اند : 1- ربک ( ( Rebec که هم خانواده لوت می باشد ( بنا بر نظریه گروهی لوت از ساز بربط منشعب شده است) 2- فیدل (Fidlle) که در هنگام نوازندگی در برابر سینه نوازنده قرار می گرفت و دارای سیم های واخوان می بود که نمونه های مشابه این ساز را امروزه در مناطقی مانند تركیه و افریقای شمالی می توان یافت 3- ویولن) viol): در حدود سال 1490 میلادی ویولن ازاسپانیاا به ایتالیا آمد . شیوه قرار گرفتن این ساز در هنگام نوازندگی به صورت عمودی و شبیه ویولنسل امروزی بود. 4- لیرادابراچه ( lira da braccio): این ساز بیشتر در ایتالیا رواج داشت و به نسبت نمونه های مشابه آن دوران تکامل یافته تر بود از میان سازهای فوق الذکر می توان به ویول و لیرادابراچه به عنوان اجداد ویولن های امروزی اشاره نمود که در این میان خانواده ویولن در میان صاحبنظران از اهمیت بیشتری برخوردار است. با توجه به موارد فوق و همچنین قدمت سازهای زهی آرشه ای در شرق و قاره کهن که امروزه نیزنمونه هایش موجود و مورد استفاده است مانند قیچك و کمانچه در ایران- مایوری(سازی شبیه طاووس) و سازی که در سانسکریت به آن نادش وار گویند و هنگام نواختن مانند ویولا نگهداشته می شود در هند و کاربرد وسیع این گونه سازها در شرق دور و با توجه به نقش اسپانیا دررابطه بین شرق وغرب فرضیه ای که معتقد است ریشه ویولن درشرق است تقویت می گردد.اما اولین ویولن ها به شکل امروزی در قرن شانزدهم در یك زمان در ایتالیا و قرانسه ظاهر شدند ودر این مورد به عنوان مثال می توان به نقاشی گنبد كلیسایی جامع سارونو اشاره کرد که در سال1535 نقاشی شده است و در آن ساز ویولن به وضوح مشاهده می گردد وقدیمیترین ویولن هایی که امروزه موجود هستند مربوط به سال 1564 می باشند از این تاریخ به بعد می توان ایتالیا را پیشروو در امر تکامل ویولن تا رسیدن به شکل امروزی خود دانست که این امر بیشتر در مناطق شمالی این کشور مانند کرمون واقع در لومباردی - برسیاا و ونیزمتمرکز بود. ساختمان و اجزاء در این بخش در مورد ساختمان و اجزاء تشكیل دهنده ویولن توضیحات مختصری ارائه می گردد به منظور آشنایی نسبی و همچنین درک بهتر بخشهای آتی که در پی خواهند آمد. اجزاء تشكیل دهنده ویولن را می توان به سه بخش تقسیم نمود: 1- بدنه که شامل صفحه رویی از نوع چوب نرم(اغلب کاج) - صفحه زیرین از جنس چوب سخت(اغلب افرا)- دیوارهها و قوسهای_ کناری که دوصفحه را به هم متصل می نمایند از جنس چوب سخت(اغلب افرا) می باشد علاوه بر موارد فوق که به اصطلاح کاسه ساز را تشكیل می دهند کل کاسه توسط دو بلوک بالایی و پایینی و چهار بلوک جانبی در دو سر فرورفتگی های c مانند (از درون ) استحکام پیدا می کند . بر روی صفحه رویی ویولن دو سوراخ وجود دارد که به خاطر شباهتشان به حرف f به سوراخهای f معروفند و جایگاه خرک توسط این سوراخها مشخص می شود. همچنین درون کاسه ویولن دو پل موجود است یكی سمت چپ خرک که به باس معروف است و دیگری در سمت راست خرک ( تقریبا زیر پایه سمت راست ) . 2- دسته ویولن که شامل تخته انگشت گذاری (گریف)- شیطانك - جعبه گوشی ها – مارپیچی انتهایی و خود دسته می باشد. برای ساخت دسته ویولن از چوب افرا استفاده می گردد و گریف که از جنس آبنوس می باشد بر روی دسته ویولن چسبانده می شود. جعبه گوشی که در انتهای دسته قرار دارد با شییی به طرف عقب سیمها را بر روی شیطانك كشیده نگه می دارد.

+ نوشته شده در  جمعه 1389/06/19ساعت 0:19  توسط princess mina  |