X
تبلیغات
my Love music - گیتار و گیتار الکتریک و گیتار بیس

my Love music

موسیقی یک زبان بین المللی است برای ابراز ارزو های نهفته و اشکار دلها

10 نکته مهم در هنگام خرید گیتار کلاسیک

سلام عزیزان یه 10 نکته مهم در مورد خرید گیتار رو توی چندین سایت دیگه نوشته بودم گفتم اینجا هم بذارم تا دوستان استفاده کنند..

خیلی باحال و کار آمده هرکی استفاده کرده جواب گرفته...
خوب ::
1- ابتدا شكل ظاهری گیتار را با دقت نگاه كن كه تا هیچ گونه لكه و یا خوردگی و خط و تو رفتگی وجود نداشته باشه مخصوصا در قسمت دسته گیتار(جایی كه گیتار در آن قسمت كوك میشود)هیچ گونه تركی در داخل و یا خارج وجود نداشته باشه.
2-باید مطمئن بشی كه دسته گیتار كاملا صاف است و هیچ گونه تابی در آن وجود ندارده.
3- باید توجه كنیی که فرتهای گیتار( میله های آهنی كه بصورت موازی در دسته گیتار قرار دارد و نتها را از هم جدا میكنند) بصورت نوك تیز از طرفین بیرون زده نباشه چون ممكنه دستتان در هنگام نواختن گیتار صدمه ببینه و همینطور باید توجه كنی كه فرتها بطور كامل در دسته گیتار فرو رفته باشه.
4-باید توجه كنی كه فاصله سیم گیتار تا دسته گیتار (فرت برد) كم باشه چون اگه بیش از حد باشه شما باید نیروی بیشتری را واسه اینكه نتی را گرفته متحمل شی.
5- مطمئن شو که سیمهای گیتار بروی هیچ فرتی صدایی مانند (گز) نداشته باشه برای این كار باید شما صدای 6 سیم را بروی تمام فرت برد امتحان كنی.
6-باید مطمئن شی كه گیتار شما دارای طنین خوبی بوده و دارای حد اكثر صدا است.
7-با پشت دست به روی تمام قسمت های صفحه صدا بزن ، اگر متوجه صدایی مانند صدای گز شدی آن گیتار خرابه و نباید خریداری شه.
8-باید توجه كنید كه تیغه پل( تیغه سفید رنگی كه در شكاف پل وارد شده و سیم گیتار بروی آن قرار دارد) كاملا عمود باشه چون در غیره اینصورت امكان شكسته شدن پل گیتار وجود دارده.
9-توجه كن كه پل گیتار بطور كامل بروی بدنه گیتار چسبیده باشه و هیچ گونه درزی وجود نداشته باشه.
10- گیتارت باید سبك باشه.دوست عزیز این نكاتیه كه من خودم در هنگام خریدن گیتار رعایت میكنم پس باید توجه كنی كه همه این نكات در گیتار رعایت شده باشد در غیره اینصورت من به شما پیشنهاد میكنم كه از خرید آن منصرف شی.
امیدوارم مفید باشه....

برگرفته از سایت آیرانی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/06/11ساعت 16:40  توسط princess mina  | 

گیتار الکتریک

گیتار الکتریک نوعی گیتار است که صدای آن بهوسیله تقویتکنندهای الکتریکی تشدید و یا تغییر مییابد.

طرز کار

ارتعاشات وارده بر سیمهای گیتار توسط قطعهای به نام پیکاپ به سیگنالهای الکتریکی تبدیل میشود. در واقع پیکاپ همانند یک میکروفن عمل میکند، با این تفاوت که چون یک سیستم مغناطیسی است فقط ارتعاشات سیم فلزی گیتار را دریافت کرده و آنها را به صورت سیگنال صوتی در میآورد و از طریق پیکاپ سلکتور میتوان پیکاپ مورد نظر را انتخاب کرد. سپس سیگنالها از طریق یک سیم به آمپلیفایر (تقویتکننده) فرستاده میشوند و در آخر صدای تقویتشده توسط یک یا چند بلندگو پخش میشود. در ابتدا گیتارهای الکتریکی تنها یک پیکآپ داشتند، اما امروزه با دو تا پنج پیکآپ نیز ساخته میشوند.
پیشینه

ایده پیدایش گیتارهای الکتریکی از آنجا آغاز شد که در همنوازیها صدای گیتار آکوستیک در بین صدای سازهای دیگر مانند بیس و درامز گم بود و به وضوح شنیده نمیشد. در نتیجه در صدد آن برآمدند تا صدای گیتار را تقویت کنند، و بهترین راه برای این کار استفاده از علم الکترونیک بود.
در حدود دهه ۳۰ میلادی گیتارهای الکتریکی وارد موسیقی شدند. این اتفاق پدید آورندهٔ انقلابی در صدا و تکنولوژی بود که تا امروز نیز ادامه دارد. با پیدایش راک اند رول در دهه ۵۰ میلادی، گیتارهای الکتریکی به سرعت در موسیقی جا باز کردند و به یکی از فراگیرترین سازهای تاریخ مبدل شدند. معمولاً در گروههای راک دو نوازنده گیتار الکتریک وجود دارد که یک نفر ملودیها را مینوازد (گیتار لید) و دیگری ریتمها را (گیتار ریتم).
انواع


چپ: بدنه-توپر.
راست: بدنه-توخالی.


از نظر بدنه

این ساز را از نظر بدنه میتوان به دو دسته کلی تقسیم کرد: بدنه توپر و بدنه توخالی. گیتارهای بدنه-توخالی مورد استفاده نوازندگان جاز قرار میگیرد، در صورتی که بدنه-توپر عموماً در موسیقی راک کاربرد دارد.
از نظر تعداد سیمها

معمولاً گیتارهای الکتریکی شش سیم دارند. بعضی نیز دارای ۱۲ سیم میباشند که هرجفت با یک نت کوک میشود، منتهی با اکتاوهای متفاوت، این گیتارها اکثراً در موسیقی فولک کاربرد دارند. گیتارهای ۷ و ۸ سیمی نیز وجود داردند که البته غیرمعمول هستند.

اجزا


اجزا گیتار برقی


  • ۱. سردسته (Head Stock): قسمت بالایی گیتار که سیمها در آنجا تنظیم میشوند.
  • ۲. خرک بالا
  • ۳. پیچهای کوک یا گوشیها (Tuning Switch): پیچهایی که بر روی دسته گیتار قرار گرفتهاند و با آن میتوان گیتار را کوک کرد.
  • ۴. پردهنما یا دستان (Fret): قطعههای فلزی که بر روی دسته گیتار قرار دارد و پردههای موسیقی را از هم جدا میکند.
  • ۵. تنظیم کننده دسته (truss rod): برای تنظیم و تثبیت دسته
  • ۶. علامتهای روی دسته
  • ۷. دسته (Neck): قسمت بلند و باریک گیتار است که جای انگشتگذاری نوازنده برای انتخاب نتها است. این بخش بین بدنه و سر دسته گیتار قرار دارد.
  • ۸. اتصال دسته به بدنه
  • ۹. بدنه: قسمت اصلی گیتار است که به دسته متصل شده و برخلاف گیتار آکوستیک معمولاً توخالی نیست و بخشهایی مانند پیکآپ و خرک بر روی آن قرار دارد.
  • ۱۰. زخمهگاه (Pick up): یک سیمپیچ مغناطیسی است که بر روی بدنه گیتار و زیر سیمها قرار دارد و وقتی سیمها بر اثر پیک زدن مرتعش میشوند تحت تأثیر میدان مغناطیسی پیکآپ قرار میگیرند و این تحریک به آمپلیفایر فرستاده میشود و سپس آنجا تقویت میشود.
  • ۱۱. کنترل صدا و تن: پیچهایی که بر روی بدنه گیتار قرار گرفتهاند و میتوانند صدا و تن گیتار را تغییر دهند.
  • ۱۲. کلید زخمهگاه (Pick up Switch): یک تعویض کننده که بر روی بدنه گیتار قرار گرفته و برای تعویض پیکآپ و تغییر دادن تُن و صدا بکار میرود.
  • ۱۳. لرزانه (Tremolo): میلهای که روی بعضی گیتارها قرار دارد و به خرک متصل شده. با حرکت دادن آن به بالا و پایین خرک حرکت میکند و باعث زیر و بم شدن صدا میشود. به آن اصطلاحا دسته ویبراتو (Vibrato) نیز گفته میشود (در این تصویر نیست.)
  • ۱۴. خرک (Bridge): ناحیهای است بر روی گیتار که سیمهای گیتار بر روی آن قرار میگیرند.
  • ۱۵. محافظ پیک (Pickguard): صفحهای است که از زخمی شدن بدنه بهوسیله پیک جلوگیری میکند.
سبکها

از گیتار الکتریک در سبکهای مختلف از جمله راک، متال، پاپ، جاز و هیپ هاپ استفاده میشود، اما در سبک راک و متال به عنوان ساز اصلی مورد استفاده قرار میگیرد.
برگرفته از سایت ویکی پدیا
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/06/11ساعت 16:39  توسط princess mina  | 

گیتار بیس

گیتار بیس نوعی ساز زهی است که صدایش به وسیله یک تقویت کننده الکتریکی (آمپلیفایر) تقویت میشود. این ساز که برای تولید صداهایی با فرکانس و تن پایین استفاده میشود، از نظر ظاهری بسیار شبیه به گیتار الکتریک میباشد با این تفاوت که بدنه بزرگتری دارد، دسته و میزانبندیاش بلندتر است، و معمولاً دارای چهار سیم (گاهی پنج یا شش) میباشد که از نظر تن یک اکتاو پایینتر از گیتار الکتریک، در محدوده بیس کوک میشود. گیتار بیس میتواند پردهبندی داشتهباشد و یا خیر، اما در اکثر موسیقیهای عامهپسند بیسهای پردهبندی شده رایجاند. علاه بر اینها گیتار بیس آکوستیک تو خالی نیز موجود میباشد.
از حدود سال ۱۹۵۰ به بعد در موسیقیهای راک و پاپ گیتار بیس به صورت وسیعی جایگزین کنتر باس شد و تولید صداهایی با تن پایین را بر عهده گرفت. همچنین گیتار بیس به صورت تکی، در موسیقیهای جاز، لاتین و فانک استفاده میشود.
برگرفته از سایت ویکی پدیا

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/06/11ساعت 16:39  توسط princess mina  | 

گیتار

گیتار نوعی سازهای زهی است که با پیک یا انگشت نواخته میشود. این ساز علاوه بر داشتن قدمت تاریخی قابل توجهی در قرن گذشته (چه از لحاظ ساختار خود ساز و چه از لحاظ تکنیکهای نوازندگی) هم گام با تحولات موسیقی غرب پیشرفت چشم گیری داشته. که این پیشرفت علاوه بوجود آوردن گونههای متفاوتی از این ساز، برای آن جایگاه ویژهای در موسیقی امروز جهان بوجود آوردهاست.

سیر تاریخی

گیتار نتیجه تحول لوت در اروپا است. لوت نیز خود تحول یافته عود (به عربی العود=چوب) و بربط است. گفته میشود زریاب نامی عود را به اندلس آورد و از آن پس این ساز در اسپانیا و دیگر مناطق اروپا رایج شد.
در زمان حکومت اسلام در اروپا، این ساز توسط زریاب دارابگردی و چند تن از شاگردانش به آندلس برده شد. در آن زمان به گیتار، کیتارا یا قیتارا میگفتند و نام کنونی آن برگرفته از همین نام است. در واقع وجود پسوند تار در نام گیتار میتواند موید این باشد که گیتار سازی ایرانی است.
زریاب در ابتدا در اسپانیا شروع به آموزش گیتار کرد. در آن زمان اسپانیاییها خود سبکی غنی بنام فلامنکو داشتند که با سازهایی از جمله کاستانت، کاخون با همراهی پالماس، بایلا (رقص فلامنکو) و کانته (آواز فلامنکو) نواخته میشد.
اجزای گیتار



همان طور که در عکسها ملاحظه میکنید، گونههای مختلف گیتار ممکن است شامل اجزای متفاوتی باشند. یا شکل اجزا و یا جنس آنها با هم فرق داشته باشند. اما نهایتا اجزای موجود در همهٔ انواع گیتارها همینها هستند.
  1. سردسته
  2. خرک
  3. گوشیها (برای کوک کردن ساز)
  4. فرت (Fret)
  5. Truss Rod (پیچی ست که برای تنظیم انحنای دسته به کار میرود)
  6. Inlays (تزئیناتی هستند که نقش راهنما را دارند و معمولا پشت فرتهای ۳ ۵ ۷ ۹ ۱۲ ۱۵ ۱۷ ۱۹ ۲۱ ۲۴ قرار میگیرند)
  7. دسته
  8. Heel (اتصال بدنه با دسته)
  9. بدنه
  10. پیکاپها (pickups)
  11. قسمتهای مربوط به مدار الکتریکی (تنظیمات ولوم و تن صدا)
  12. خرک پایینی (Bridge)
  13. صفحه پیک گارد (گاهی برای مخفی کردن مدارها و گاهی صرفا برای جلوگیری از خشدار شدن رنگ بدنه در اثر برخورد پیک به مرور زمان)
  14. صفحهٔ پشتی
  15. صفحهٔ جلویی
  16. قسمتهای جانبی
  17. سوراخ صدا (معمولا دارای تزئینات زیبا به نام rosset)
  18. سیمها
  19. saddle (تنظیمکننده ارتفاع هر سیم)
  20. فرت بورد (چوبی که فرتها روی آن کوبیده شدهاند)

انواع گیتار

گیتارها را به شیوههای مختلفی میتوان دسته بندی کرد. در این بین اگر بخواهیم از لحاظ صوتی آنها را دسته بندی کنیم، که مسلما برای یک ابزار موسیقی مناسب ترین روش خواهد بود. از آن جایی که نحوه تولید صدای آکوستیک در گیتار ارتباط تنگاتنگی با نوع بدنه آن دارد، ناچار به استفاده از دسته بندی بدنه خواهیم بود:
گیتار با بدنه چوبی توخالی

انواع گیتارهای آکوستیک

گیتار آکوستیک گیتاری ست که برای شنیده شدن وابسته به ابزارهای دیگر (مثل آمپلی فایر) نیست. صدای سیمها تنها در بدنهٔ چوبی توخالی آن تقویت شده و به گوش میرسد. این نوع گیتار معمولا شش سیم فلزی دارند که ضخامت آنها از زیرترین سیم تا بم ترین سیم به طور معمول بین ۱۳ تا ۵۶ هزارم اینچ میباشد. بدنه از اتصال صفحه چوبی پشتی، صفحه چوبی جلویی، و دو قسمت چوبی انحنادار کناری ساخته میشود، که صفحهٔ بالایی معمولا دارای سوراخ یا سوراخهای بزرگی است که به واسطه شکل و محل قرار گرفتنشان میتوانند ویژگیهای آکوستیکی خاصی به ساز بدهند.
گونهٔ اسپانیایی گیتار آکوستیک با عنوان گیتار فلامنکو شناخته میشود. که نامش را از سبک زیبای فلامنکو به ارث بردهاست.
انواع گیتارهای کلاسیک


اكولايزر يك گيتار الكتروآكوستيك


اصولا باید گفت گیتار کلاسیک نوعی گیتار آکوستیک است. چون صدای آن بدون واسطه شنیده میشود. اما این نوع گیتار کمی با گیتارهایی که با عنوان گیتار آکوستیک شناخته میشوند تفاوت دارد. بدنه آن کمی کوچکتر بوده و در آن به جای سیمهای فلزی از سه سیم نایلونی و سه سیم فلز تنیده شده به دور ابریشم استفاده میشود، که به آن صدای نرم و آرامی میدهد. این ساز نسبت به سازهای دیگر ارکستر و نیز گیتار آکوستیک صدای کمتری دارد.
گیتار کلاسیک خود از گیتار فلامنکو که اسپانیاییها آن را به کار میبردهاند مشتق گشتهاست . بین گیتار کلاسیک و گیتار فلامنکو تفاوت نا چیزی وجود دارد , معمولا گیتار کلاسیک از چوبهایی که رنگ قهوهای تیره دارتد ساخته میشود و گیتارهای با چوبهای زرد و روشن تر از آن گیتارهای فلامنکو هستند . اسپانیاییها از ساز گیتار برای نواختن موسیقی خودشان یعنی فلامنکو استفاده میکردهاند که بعدها با شروع دوران کلاسیک در موسیقی اروپا عدهای از این ساز برای نواختن قطعات موسیقی کلاسیک استفاده کردند .
انواع گیتارهای الکتروآکوستیک

از لحاظ ظاهری شاید نتوان تفاوت چندانی بین یک گیتار الکتروآکوستیک با یک گیتار آکوستیک پیدا کرد. اما از لحاظ صوتی گیتار الکتروآکوستیک روند الکتریکی را پیش میگیرد، بدین صورت که صدا توسط پیکاپ به شکل سیگنال الکتریکی درآمده، که بعد از طی کردن مسیرها و برخی ادوات الکتریکی، به وسیله آمپلی فایر تقویت میشود و سر انجام از طریق اسپیکرهای آمپلی فایر به گوش میرسد.
اگر تنظیمات خیلی خاصی برای آمپلی فایر (و افکت یا افکتها) نداشته باشیم، صدای این نوع گیتار با گیتار آکوستیک تفاوتی نخواهد داشت، با این تفاوت که حالا صدا تا حدود زیادی تحت کنترل میباشد. نوازنده بدون آنکه مجبور به تعویض ساز برای پیدا کردن صدای مورد نظرش باشد میتواند از طریق تنظیم اکولایزری که روی گیتار قرار دارد حالت صدا را تغییر دهد و با صدایی که مورد نظرش است نوازندگی کند.
گیتار با بدنه چوبی نیمه خالی

  • انواع گیتارهای جاز و بلوز
گیتار با بدنه چوبی توپر

  • انواع گیتارهای الکتریک
گیتار با بدنه فلزی

  • انواع رزوناتور
گیتارها را از جنبههای دیگری هم میتوان دسته بندی کرد:
  • از نظر طول گام دسته (Scale Size):
    • تنور (با گام دسته در حدود ۲۱ تا ۲۳ اینچ)
    • معمولی (با گام دسته در حدود ۲۴ تا ۲۵٫۵ اینچ)
    • باریتون (با گام دسته در حدود ۲۶ تا ۲۸ اینچ)
    • بیس (با گام دسته در حدود ۳۰ تا ۳۶ اینچ)
  • از نظر تعداد و جنس سیمها:
    • چهار و پنج سیم (معمول در انواع گیتاربیس)
    • شش سیم (معمول در انواع گیتار و گاهی در گیتاربیس)
      • از جنس فلز (معمول در انواع گیتار آکوستیک)
      • از جنس نایلون (معمول در انواع گیتار کلاسیک)
    • هفت و هشت سیم (گاهی در انواع گیتار الکتریک)
    • دوازده سیم به صورت شش سیم دوبله (گاهی در انواع گیتار الکتریک)
  • از نظر شیوه صدابرداری
    • آکوستیک (بدون واسطه توسط میکروفون)
    • الکتریک (با استفاده از پیکاپ) برگرفته از سایت ویکی پدیا
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/06/11ساعت 16:38  توسط princess mina  | 

تاریخچه مختصری از گیتار

با حمله اعراب به ايران حكومت ايران به دست اعراب افتاد
در همان دوران موزيسيني به نام زرياب در ايران زندگي مي كرد كه بعد از تصرف ايران توسط اعراب به عنوان يكي از مستشار هلاي ايران به يكي ديگر از مستعمرات اعراب كه در جنوب اسپانيا(آندلوس)بود فرستاده شد. زرياب در آندلوس شروع كرد به تكميل سازي كه در ايران ساختن اون رو شروع كرد بود كه اين ساز در اسپانيا به لوت معروف شد كه امروزه به آن عود مي گويند با گذشت چندي اين ساز در اسپانيا بسيار پر طرفدار شد و موسيقي آن زمان اسپانيا را زرياب با استفاده از پايه هاي موسقي فر كليك و سنتي اسپانيا و دانسته هاي خود تكميل كرد
در نهايت شكل تكامل يافته لوت يا عود تبديل به گودتار شود و پس از چندي به نام گيتار تغيير نام داد
شايان ذكر است كه بزرگان موسيقي اسپانيا وهمچنين مراكشي ها مخترع اصلي گيتار را ايرانيان مي دانند
همان طور كه بزرگ ترين نوازنده فلامينكو دنيا(پاكو دلوسيا)
معروفترين آلبوم خود را به نام زرياب ايراني نام گذاشت

بر گرفته از سایت پرشین سینگرز
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/06/11ساعت 16:38  توسط princess mina  | 

اموزش گام به گام گیتار

نکات عمومی در مورد گيتار



آشنايی با گيتار و اجزای آن

با اسامی انشتان دست چپ و راست

اسامی سيمها

کوک گيتار











Principal parts of the guitar

In Words:

Strings, numbers and letters






سه سيم اول گيتار سيمهای تريبل ناميده ميشوند که در گيتار کلاسيک نايلونی هستند و سه سيم فلزی بالا سيم های باس نام دارد.

Ip - pulgar.
i - indice.
m - medio.
a - anular
.






نحوه کوک گيتار










سيمهای باس The Bass strings:


میString No. = E


لاString No. = A


ر String No. = D

همه سيمهای باس:



سيمهای تريبل The Treble strings:



سلString No. = G


سیString No. = B


میString No. = E

همه سيمهای تريبل
محبوبترين قطعات گيتار کلاسيک چه قطعه هايی هستند؟ شايد اين سوال خيلی شخصی بنظر بيايد و هر کسی سليقه خود را داشته باشد اما بنده در طی چندين سالی که در وب در اين زمينه جستجو کردم به نتيجه هايی جالبی در اين زمينه رسيدآماری که تهيه شده است از ميان نظر نوزاندگان عادی و حرفه ای بوده که قطعاتی را که دوست دارند اجرا کنند ( بر اساس نظر سنجی وب سايتهای مختلف گيتار کلاسيک )و همچنين بر اساس بيشترين اجراهايی که از اين قطعات در کنسرتهای مختلف شده است دسته بندی شده است .


۱=Tarrega; Recuerdos de la Alhambra
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ــــــــــــــــــ
۲=Rodrigo; Concierto de Aranjuez
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ــــــــــــــــــ
۳=Bach; Chaconne
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ــــــــــــــــــ
۴=Albeniz; Leyenda (Austurias)
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ــــــــــــــــــ
۵=Tarrega; Capricho Arabe
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ــــــــــــــــــ
۶=Sor; Variations on a Theme by Mozart
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ــــــــــــــــــ
7= Barrios; La Catedral
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ــــــــــــــــــ
۸=Bach; Prelude, Fugue, Allegro
(BWV 998 in Eb minor)
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ــــــــــــــــــ
۹=Albeniz; Sevilla
Brouwer; El Decameron Negro
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ــــــــــــــــــ
۱۰=Villa-Lobos; Prelude No 1
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ــــــــــــــــــ
۱۱=Bach; Lute Suite No 4 (BWV 1006a)
Lauro; Valse Criollo (Valse No3
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ــــــــــــــــــ
۱۲=Bach; Jesu, Joy of Man’s Desiring
Myers; Cavatina
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ــــــــــــــــــ
۱۳= Granados; Spanish Dance No 5
Bach Lute Suite No 1
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ــــــــــــــــــ
۱۴=Brouwer; Sonata
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ــــــــــــــــــ
۱۵= Paganini; Caprice No. 24
Britten; Nocturnal
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ــــــــــــــــــ
۱۶= Vivaldi; Concert in D
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ــــــــــــــــــ
۱۷= Torroba; Sonatina in A
Albeniz; Suite Esponola (Op 47)
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ــــــــــــــــــ
۱۸=Torroba; Piezas Caracteristicas
Villa-Lobos; Etudes
Villa-Lobos; Choros No. 1
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ــــــــــــــــــ
۱۹= Bach;Prelude No 1 Well Tempered Clavier
Albeniz; Granada
Guiliani; Concerto in A (Op 30
Villa-Lobos; Preludes
Barrios; Sueno en la Floresta
Andrew York; Sunburst
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ــــــــــــــــــ
۲۰= Albeniz; Cordoba 1
Bach; Lute Suites
Barrios; Julia Florida
Brouwer; Danza Characteristica
Granados; La Maja de Goya (Tondilla)
Koshkin; Usher Waltz
Ponce; Sonata III
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــ
۲۱=Bach; Lute Suite No 3
(BWV 997)
Rodrigo; Fantasia para un Gentilhombre
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــ
۲۲=Bach; Prelude in D minor (BWV 999)
Barrios; Una Limosna por el Amor de Dios
Handel; The Harmonius Blacksmith
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــ
۲۳= Bach; Fugue from Violin Sonata No 1
(BWV 1001)
Castelnuovo-Tedesco; Capricio Diabolico
Duarte; English Suite
Llobet; El Testament d’Amelia
Ponce; Concerto del Sur
Rodrigo; Invocation and Dance
Sanz; Canarios
Tarrega; Adelita
Villa-Lobos; Etude No 1
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــ
۲۴=Albeniz; Rumores de la Caleta
Bach; Lute Suite No.2 in E Minor (BWV 996)
Bach; Prelude from Cello Suite No 1
Bach; Prelude from Lute Suite No. 4 (BWV 1006) in E major
Bocherini; Intro and Fandango
Brouwer; Elogio de la danza
Carl Maria von Weber; March
Castelnuovo-Tedesco; Tarentella
De Falla; Homage pour le tombeau de Debussy
Domeniconi; Koyunbaba
Duarte; Varitions on a Catalan Folk Song
Greensleeves
Mertz; Fantasie Hongroise (Hungarian Fantasy)
Ponce; Prelude
Renolds; Yawp
Rodrigo; Concierto Andaluz
Rodrigo; Passacaglia (from “3 Spanish Pieces”)
Sanz; Canarios
Satie; All 3 Gymnopedies
Torroba; Suite Castellana
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ ــــــــــــــــ
۲۵=Albeniz; Malorca
Albeniz; Tango
Angulo; Sonata II
Bach; Cello Suite No. 1
Bach; Cello Suite No. 3
Bach; Cello Suites
Bach; Fugue from Violin Sonata No 1
Bach; Gavotte en Rondeau (4th Lute Suite)
Bach; Prelude #12 Well Tempered Cavalier
Bellinati; Jongo
Biberian; King of Hearts (Prelude 24)
Brouwer; La Espiral Eterna
Castelnuovo-Tedesco; Concerto in D maj
Dowland; Fantasia
Faure; Pavane
Foss; American Landscapes
Guiliani;Grand Overture
Harvey; Concert Antico
Lauro; Suite Venezeelo
Machado; Marchina
Malats; Serenata
Paganinni; The Grand Sonata #1 (in A)
Piazzola; Tango Suite
Ponce; Sonata Romantica
Siarra, Roberto; Toccata y Lamento
Tansman; Suite in Modo Polonico
Tarrega; Lagrima
Three Piece Canadian Suite
Vilvaldi; Concerto in A
Walton, W; Five Baetells
آموزش اصولی ریتم در گیتار (از پایه تا پیشرفته)
ابتدا با یک سری توضیحات و اصطلاحات شروع میکنم که لازمه کاره و سپس به ترتیب آموزش ریتم ها رو از ریتمهای ساده مثل 4/3 والتس و 8/6 Slow rock سپس انوای ریتم 4/4 از قبیل : رومبا . باسوناوا و . . . انواع ریتم 4/2 و ریتم های شاد 8/6 رنگی و 8/3 و در آخر انواع ریتم 8/8 براتون میذارم.سعی میکنم با توضیحات جامع و کامل براتون شرح بدم تا همه اونایی که علاقه مند به فراگیری ریتم ها هستند به طور اصولی یاد بگیرند. نکات ضروری

قبل از هر چیز باید یه سری نکات برای راحتی کار در زمینه فراگیری نواختن ریتم بهتون بگم:

طریقه ضربه زدن به سیمها :

یکی از مهمترین عوامل در زمینه نواختن هر چه بهتر ریتم استیل دست راست (طریقه ضربه زدن به سیمها).در موقع نواختن ریتم انگشتان ما باید به صورت یک ضربه شوک دار ولی کنترل شده عمل کند (دقیقا مانند این است که میخواهیم از انگشتان خیس خود آب به اطراف بپاشیم) .حالا این حرکت کنترل شده باید در محل مناسب انجام بگیرد.بهترین محل در موقع نواختن ریتم کمی جلوتر از دهانه گیتار است یعنی قسمتی که سیمها کمی نرم تر هستند و انعطاف پذیری دست ما بر روی سیمها بیشتر است. (برعکس نواختن ملودی که بهترین جا در دهانه گیتار است برای تولید صدای بیشتر).

ناخن ها :

اندازه ناخن هم یکی از عوامل موثر در ریتم به خصوص کیفیت صداست.چون جنس و نوع ناخن ها انواع مختلفی دارد (ناخن هایی که به گوشت دست چسبیده اند و ناخن هایی که از پوست دست فاصله دارن . که در این بین دسته اول یعنی ناخنهایی که به گوشت دست چسبیده اند صدای قوی تری میتوانند تولید کنند) نمیتوان اندازه معینی برای همه ناخن ها تعیین کرد ولی تجربه خودم اینه که اندازه ناخن دست باید به اندازه ای باشه که وقتی به سر انگشتان از سمت کف دست نگاه بکنیم باید هاله باریکی از ناخن معلوم باشد (دربعضی کتابها هم اندازه هایی برای ناخن های دست ذکر شده است که من در پایین این پست براتون قرار میدم) در کل و با توجه به موارد گفته شده ناخن های دست راست باید به اندازه ای بلند باشد که هم برای صداهای قوی و هم ضعیف موثر باشد.دقت داشته باشید که ناخن های دست راست همیشه باید تمیز باشد و باید هر چند روز آنها را بوسیله ناخن گیر یا سوهان مخصوص ناخن به یک اندازه نگاه داشت.برای مقاوم کردن ناخن ها میتوان از لاک های بیرنگ و براق مخصوص ناخن نیز استفاده کرد ولی تنها اشکال این کار کم شدن کیفیت و شفافیت صداست(اگه باور نمیکنید امتحان کنید)
اصطلاحات مورد استفاده
اصطلاحات مورد استفاده :

اسامی انگشتان دست راست : در گیتار اسامی انگشتان دست راست به ترتیب از انگشت شصت دست راست p سبابه i انگشت وسطی a و دو انگشت آخر m و i میباشد که برای راحتی در حفظ کردن از اصطلاح pimax (پیمکس) استفاده می کنند.(انگشت آخر در بعضی از کتابها e معرفی شده است)


راسگوادو : راسگوادوها ضربات پشت سر هم انگشتان دست راست است که به ترتیب از انگشت آخر یعنی x بعد a سپس m و i برای به صدا درآورن آکوردها مورد استفاده قرار میگیرند.معروفترین راسگوادوها همین راسکوادو 4 ضربی است که برای تزئین و زیباتر کردن ریتم تاثیر بسزائی دارد.(یکی دیگر از راسگوادوها نوع 5 ضربی آن است که تفاوت آن با نوع 4 ضربی اضافه شدن انگشت p در آخر ضربات است)


آپوگادو : آپوگادو تکنیک خفه کردن صدای یک آکورد است بعد از به صدا در آمدن آن که هم با دست راست و هم با دست چپ امکانپذیر است.وقتی این تکنیک با دست راست آنجام میشود دست راست پایین اومده و در عرض سیم ها قرار میگیرد بطوریکه کف دست یا کناره دست صدای سیمها را قطع میکند.وقتی بخواهیم از دست چپ برای این کار استفاده کنیم انگشت کوچک دست چپ بدون فشار بیش از حد در عرض سیمها قرار گرفته و صدای سیم ها را خفه میکند.

گلپ: ضربه ای است که با انگشت انگشتری دست راست (a) به بدنه گیتار زده میشود.این تکنیک مختص سبک فلامنکو است که در زیبایی بعضی از ریتم ها موثر است.گلپ را به شکل یک مربع در زمانی که باید نواخته شود نشان می دهند.

حالا با توجه به مطالب بالا و فراگیری آنها دفعه بعد آموزش اولین و ساده ترین ریتم(4/3 والتس) را قرار میدهم .تغيير کوک در گيتار فلامنکو -قسمت دوم

تغییر کوک های جدید :در مبدا این تجدید شخصی را می یابیم که برای هیچ کس غافل گیر کننده نیست ، پاکو د لوسیا. در سال 1972 اثر او با نام el Duende Flamenco نوید دهنده یک انقلاب در شرف وقوع بود. او با اجرای روندنیایی در تنالیته فاندانگو با نام canastera این ایده را آغاز کرد و در همان دوره اجرای آن با کامارون ضبط شد.
ممنوع شکسته شد و برای اولین بار کوکی به غیر از می سنتی وارد مرکز فلامنکو شد باید توجه داشته باشیم که هر چند پاکو د لوسیا به وسیله پوزسیون جدید آکورد پایه با سیم چهارم آزاد تغییر اندکی در مکانیزم تونالیته به وجود آورد اما در این روش فاصله نامطبوع دوم مینور ( بین دو دیز در سیم پنجم فرت چهارم با ر سیم چهارم آزاد )به کار برده شد که جا به جایی از چنین فاصله ای در تارانتا است( بین فا دیز در سیم چهارم پرده چهارم و سل سیم سوم آزاد ).
نچندان بعد او این پویش را در تانگوی los Pinares ادامه داد ، گیتار اول در لا فریجین با سخیا در فرت چهارم و گیتار دوم در کوک روندنیا ( al aire ) همرامی کرد. اندکی بعد در سال 1976 نینو میگوئل قطعه قابل توحه بولریا روندنیا را ضبط کرد.
پاکو د لوسیا دوباره قطعه جدیدی را در این تنالیته تصنیف کرد ؛ Cuva del Gato ، یکی از گوهرهای تشکیل دهنده آلبوم Almoraima. این قطعه مانند روندنیای سنتی بدون ریتم آغاز می شود و سپس در ادامه به میزان 4/3 وارد می شود.
این ایده بزودی در قطعات Sierra Bermeja اثر انریکه د ملچور و Alameda vieja اثر مورایتو تقلید شد. در اینجا بدون اشاره به قطعه Sierra del Agua که توسط ویسنته آمیگو خلق شد نمی توان روندنیا را ترک کرد.
با قطعه Mi Inspriacion از آلبوم El Duende Flamenco اثر پاکو دلوسیا ، کوک ر با اجرا در آلگریاس فراتر از کاربرد سنتی آن رفت . این تجربه برای مدتی تکرار نشد و ما باید 10 سال دیگر صبر کنیم تا Solo Quiero Caminar که در زمینه ای مدرن خلق شد. بسیار مهم است که بر نقش این قطعه در ایجاد یک تحول حقیقی در گیتار فلامنکو تاکید کنیم.
پاکو در تماس با جان مکلافلین ، لری کریل و ال دی مئولا و دیگران موسیقی خود را غنی تر کرد و دیدگاه وسیع تری را به گیتار فلامنکو اعمال کرد.در طول تمرینات فشرده و متمرکز در بداهه نوازی او دانش خود را در زمینه گام ، تنالیته و صفحه انگشت گذاری بهبود بخشید و خود را از الگوی سنتی آکوردها در فلامنکو رها کرد این آزادی جدید او را به یک اجرای سازی جدید راهنمایی کرد.
پاکو د لوسیا برای تبدیل فرم های اصلی از تنالیته عادی خود با تنالیته ر و کوک مخصوص خود فراتر از این مرحله گام برداشت. به این ترتیب او دو یاد بود در اختیار ما قرار داد Monastrio del Sal ( کلمبیانا در ر مینور ) و Solo Quiero Caminar ( تانگو در ر فریجین مد ).
بزرگترین امکانی که با کوک جدید فراهم شد ایجاد زمینه بیشتر برای مدولاسیون بود برای مثال فالستای که بعد از اولین ایست اجرای کمپاس اجرا می شود از مدولاسیونی ساخته شده که توسط توالی زیر به وجود آمده :
D,Bb,A
Dm,D7,Gm
Dm,Bb,A
Dm,D7,Gm
E7,A
Gm7,Gbm7,F7
Bb,Ab,Eb ( بازگشت به ر فریجین )
توجه کنید که Eb7 در تم آغازین از درجه دوم فریجین مد بدست می آید و بعلاوه زمانی که این تم تکرار می شود آکورد زیبای Ebm7+6 همان نقش را بازی می کند.
کلمبیاناس Monastrio de sal در کلید ر ماژور ؛ مقدمه آن در فریجین مد منجر به برگردانی با الگوی زیر می شود
Gm6 F7 Eb7 (AD
در اینجا دوباره کوک ر مفید واقع می شود و انگشت گذاری ها ساده تر اند زیرا آنها متعلق به مکانیزم طبیعی ر اند از طرفی استفاده از سیم 6 حجم صدای مناسب و راحتی را فراهم می کند
تصوير شماره 5


درمیان قطعات قابل توجه در کوک ر مدرن ، باید به A Mandeli ( رومبا اثر په په هبیچوئلا ) ، Cagancho ( سگریا اثر رافائل ریکوئنی ) و Trafalgar ( بولریا از خراردو نونز ) اشاره کرد. همه چیز به سرعت می گذرد و بزودی این نوگرایی نیز برای راضی نگهداشتن پیشروان گیتار کافی نخواهد بود. آنها با یاری جستن از خلق کوکی نو قدمی دیگر به جلو بر می دارند.
نویسنده : آلن فوشر


To know the guitar, you must first learn what the different parts of the guitar are. The pictures below will show you what each part of the guitar is called.
Before you begin playing, you must also know how the frets and strings are numbered (See Figure Below). The strings are numbered from the lightest (thinnest) to the heaviest (thickest). So the thinnest string is the first string, and the thickest is the 6th string. A guitar in standard tuning is tuned to E-A-D-G-B-E. This shows the 6th string to the 1st string. In other words. 6th string - Low E, 5th string -A , 4th -D, 3rd -G, 2nd -B, 1st -High E. Look at the diagram to find out how the frets are numbered. Note: The 0 fret is also the open note on each string.

Stringing a guitar (standard tremolo or bridge)

  1. Loosen all 6 strings by unwinding at the tuning pegs.
    String Winder: String winders can be handy tools for quickly loosening and tightening strings. Make sure you turn them smoothly to avoid string breakage. Peg Tool: Attached to many string winders is a peg tool that allows you to easily remove the pegs from an acoustic guitar.
  2. Place the first string through the tremolo or bridge
  3. Put the new string through the tuning peg hole and wrap around (see picture to the right)
    Peg Happiness: This shows one method of wrapping your string when you string it.
  4. Tighten slightly so that each string can hold itself.
    Top Left: This is where you feed the strings into the guitar when you are replacing them.
    Top Right:
    On acoustics, you have to feed it from inside the body of the guitar.
    String Ball: This keeps a guitar string in place.
  5. Repeat for all strings.
  6. Tune to pitch (see how to tune below)
  7. Stretch strings (see picture below)
    String Stretching: Keep stretching and retuning your strings until the guitar stays in tune when you play it. The string was superimposed with a red line.
  8. Repeat steps 6 and 7 until the guitar does not go out of tune when you play it.
Stringing a guitar (Floyd Rose Tremolo) - Pictures Coming Soon
  1. Loosen the top nut
  2. Loosen the strings with the tuning machines.
  3. Loosen string lock bolts at the end of the bridge approximately 3 turns.
  4. Repeat steps 5 - 8 for each string. It is suggested that you only replace one string at a time due to the nature of the tremolo.
  5. Remove the old string.
  6. Place the new string through the tuning peg and locking nut.
  7. Cut the string and leave about 1 - 2 inches to work with.
  8. Insert the string into the bridge saddle and tighten until snug but do not overtighten.
  9. Repeat steps 5-8 for each string.
  10. Adjust fine tuning knobs to the middle position.
  11. Stretch strings and tune to pitch using the tuning machines on the headstock.
  12. Tighten the locking topnut.
  13. Stretch strings again
  14. Use fine tuning knobs to tune to pitch.
Stringing a guitar (Classical Acoustic Guitar) - Pictures Coming Soon
  1. Remove old strings
  2. Tie one end of the strings to the bridge
  3. Put the new string through the tuning peg hole and wrap around
  4. tighten slightly so that it can hold itself.
  5. Repeat for all strings.
  6. Tune to pitch
  7. Stretch strings
  8. Repeat steps 6 and 7 until the guitar does not go out of tune when you play it.
6 String Guitar Tuning

Here's how you tune from a perfectly tuned Low E note.

  1. Hold down the 5th fret of the Low E string and pluck it and the A string
  2. Listen for a beating or pulsating. The faster the beating the more out of tune it is.
  3. Adjust the A string until there is virtually no beating.
  4. Hold the 5th fret of the A string and pluck it and the D string.
  5. Repeat again holding the 5th fret of the D string to tune the G string.
  6. Repeat again holding the 4th fret of the G string to tune the B string.
  7. Repeat again holding the 5th fret of the B string to tune the E string.
Click on the or the to hear the note to tune to.

Low E A D G B High E7 String Guitar Tuning

Seven string guitars are tuned the same way as a six string except that they have an additional low B string. You can tune it by matching the low E string to the 5th fret of the low B string.
Low B
12 String Guitar Tuning

Note: Strings are numbered 1 - 12 from the High E string to the Low E string.

The chart below shows the notes that each string is tuned to. You might not know what an octave is. This term refers to an interval. It basically means that the note is 12 half-steps higher or lower than the original note. In this case, all the octaves are higher. This is explained in more detail in Lesson 11: Intervals Part 1. In the chart below, if the sounds are not given, that is because they were given in the chart above.
  1. Starting with a perfectly tuned Low E note, tune every other string the same way that you did for a 6 string guitar (shown above).
  2. Hold down the 12th fret of the 12th string and match that note with the 11th string.
  3. Hold down the 12th fret of the 10th string and match that note with the 9th string.
  4. Hold down the 12th fret of the 8th string and match that note with the 7th string.
  5. Hold down the 12th fret of the 6th string and match that note with the 5th string.
  6. Match the 4th string with the 3rd string.

  7. Lesson 4: Fretboard < >
    The next thing that you need to know is the fretboard, or the notes that make up the guitar. The notes on a guitar go up chromatically. In other words, they go up a half a step at a time. So if you were to start on A, The notes would ascend like this... A, A#/Bb, B, C, C#/Db, D, D#/Eb, E, F, F#/Gb, G, G#/Ab, A. Notice that, there is no sharp or flat between B and C, or E and F. Sharps, flats, and half-steps will all be explained in later lessons. Now study the fretboard and learn the notes. You might not use them in the immediate future, but if you want to play well you will need to know this.
    The numbers on the bottom of the diagram represent the fret numbers..
    Match the 2nd string with the 1st string



مطلب زير معرفي مختصري راجع به تئوري موسيقي مربوط به فلامنکو مي باشد.
موسيقي فلامنکو مطابق با ارتباطهاي فاصله ها از گام هاي کروماتيک که شامل همه نت هاي ممکن براي گيتار سازمان يافته است. فاصله ي اصلي نيم پرده است که به معني فاصله زير و بمي (بالا و پايين) از يک فرت به فرت ديگر است که فورا بعد از آن روي صفحه انگشت گذاري گيتار است.

فاصله اصلي ديگر اکتاو است؛ اين فاصله، فاصله ي زير و بمي است که از تقسيم طول سيم (فاصله بين خرک و سر دسته ي گيتار) به دو قسمت گرفته شده است؛ روي 12 فرت گيتار،جايي که بدنه ي گيتار به گردن آن متصل مي شود در فرم ساز سنتي،ارتباط بين نتها در اکتاو هاي متفاوت که از نت يکسان شروع مي شوند،همانند است.به غير از تفاوت در زير و بمي صداي آنها.در واقع نت هاي مشابه و آکود هاي داخل اين اکتاو ها نام هاي يکساني دارند.

گيتار معمولا با فرکانس A=440 کوک مي شود؛ و پنجمين فرت سيم E آزاد، به هر حال، براي گيتار فلامنکو همه ي بحثهاي بيشتر تئوري مربوط به جاي کاپو مي شود که به عنوان سر دسته ي جديد گيتار عمل مي کند. سيم ها بصورت آزاد بدين گونه هستند(E/B/G/D/A/E) .

اکتاو به دوازده نيم پرده تقسيم مي شود که مطابق با يک نت در گام کروماتيک است. که شامل همه نت هاي ممکن روي دسته ي انگشت گذاري گيتار است و بصورت نيم پرده سازمان يافته است.

نت ها بر اساس حروف الفبا از A تا G نام گرفته اند. همچنين نت ها مي توانند از طريق نت قبلي با افزودن # (ديز) يا نت بالايي با افزددن b (بمل) نامگذاري شوند. براي بحث حاضر، توجه کنيد که علامت # و يا b بين نت هاي C, B وF, E وجود ندارد.


گام هاي طبيعي شامل نت هايي است که ديز و بمل ندارند.گام هاي ديگري نيز در اکتاو مي توانند با ارتباط هاي فاصله بين نت هايشان تعريف شوند؛آکورد ها که نت هاي همزمان يا به ترتيب (آرپژ) هم مي توانند با ارتباط فاصله هايشان تعريف شوند، نيزدر زير بحث خواهند شد.

موسيقي بيشتر با کليد ها سازمان يافته است؛ ارتباط بين آکورد ها و گام ها با يک کليد خاص از کليدي به کليد ديگر محفوظ نگاه داشته شده است. اين فاصله ها بر مبناي اولين نت هر گام که تونيک خوانده مي شود محاسبه مي شوند. براي مثال نت A تونيک گام A است و نت Gb ،تونيک گام Gb است.

به ارتباطي که از کليدي به کليد ديگر ساخته مي شود transposition ( پيش وپس سازي) گفته مي شود.

مدها و گام ها:

در هر کليد، مد ها پايه گام هايي که در فلامنکو استفاده مي شود را تشکيل مي دهند. مدها بوسيله ارتباط فاصله هايي که گام طبيعي را تشکيل مي دهند، تعريف مي شوند که روي هر نت شروع مي شود. سه مدي که براي فلامنکو استفاده مي شود عبارتند از Ionian - aolean - phrygian


مد فريژين بيشتر خصوصيات صداي فلامنکو را داراست و تشکيل دهنده پايه ي توکه هاي کولي هاست. (مثلا سولئا،بولرياس،سگرياس،..)

Ionian که همچنين گام ماژور خوانده مي شود ،مد Aeolian که به عنوان پايه گام مينور هارمونيک استفاده مي شود.که در آن نت هفتم نيم پرده بالاتر مي رود.


بنابراين سه گام اصلي استفاده شده در فلامنکو گام ماژور، گام مينور هارمونيگ و مد فريژين هستند. (گام مينور ملوديک نيز گهگاه استفاده مي شود که باعث مي شود که پرش فاصله نت ششم به هفتم کمتر نمايان شود). در هر کليد، گام هاي ماژور و مينور و مد فريژين بهم مربوط هستند (يعني از نت هاي يکساني استفاده مي کنند). قبلا ،در مثال بالا اين را ديديم، جايي که C MAJOR ، A MINOR و PHRYGIAN E از نت هاي گام بيعي استفاده مي کنند. Am (مينور) وابسته به CM (ماژور) است. و بطور مشابه مد E فريژين وابسته به Am و CM است.

نت ها همچنين مي توانند با مکان شمارشي آنها در گام اشاره شوند (از تونيک که شماره 1 است شمرده مي شود، از حروف نتها نيز استفاده مي شود) فاصله ي زير بمي براي صدايي اول،4th، 5thو اکتاو مستقل از خصوصيات گام )ماژور و مينور) هستند و درست يا کامل گفته مي شوند. در حالي که 3th ،6th و 7th فاصله هاي معين کننده ماژور و مينور هستند و بستگي به گام دارند و بزرگ ناميده مي شوند.

فاصله نيم پرده کمتر از نت بزرگ ،کوچک و نيم پرده بيشتر از آن افزوده ناميده مي شود. همچنين فاصله نيم پرده کمتر از نت درست ،کاسته و نيم پرده بيشتر از آن افزوده است.

ارتباط ها در شکل زير نشان داده شده است به همراه شماره پرده که هر فاصله را تعريف مي کند


اينها ارتباط هاي قوي بين گام هاي ماژور و مينور هستند که در آينده در بحث آکوردها و هارموني گسترش خواهند يافت .(اين ارتباط ها در مد فريژين نيز برقرار است البته به شکل متفاوت).

چرخه پنجمين ها(فاصله هاي پنجم):
کليد ها و گام هاي وابسته به آنها مي توانند در چرخه اي مطابق با شماره ي ديزها و بمل هايي که دارند تنظيم شوند. با شروع ازگام C ماژور، (گام هاي مرتبط با آن، Aمينور و مد فريژين) در بالا(بدون ديز و بمل)، گام ها بوسيله پنجمين نت در جهت عقربه هاي ساعت تنظيم شده اند. (اضافه شدن يک ديز در جهت عقربه هاي ساعت و در جهت خلاف عقربه هاي ساعت با اضافه شدن بمل،توجه کنيدکه نت به چهارمين 4th مي رود، اگر در خلاف جهت عقربه هاي ساعت حرکت کنيد).

يک راه براي به خاطر سپردن نه تنها ترتيب گام ها در شکل دايره اي زير( چرخه پنجمين ها)، بلکه هم چنين ديز و بمل هاي مخصوص آنها که به ترتيب اضافه مي شوند در جمله ي “Father Charles Goes Down And Ends Battle” (پدر چارلز رفت پايين و به جنگ خاتمه داد) براي حرکت در جهت عقربه هاي ساعت، و جمله Battle Ends And Down Goes Charles’ Father” براي حرکت در خلاف جهت عقربه هاي ساعت، پيشنهاد شده است.


چرخه ي پنجمين ها يک راه مناسب براي بخاطر سپردن گام ها و ساختار آنها مي باشد. و عملکرد هاي بيشتري در ادامه بحث ما خواهد داشت،مخصوصا اين چرخه در پس وپيش کردن توالي هارمونيک و ملوديک بين گام ها موثر است.
گیتار پاپ/اکوستیک

شاید برای خیلیها سوال باشد که اصلا سبک پاپ چیه و فرق این سبک با بقیه ی سبکهای گیتار چیه. گیتار عموما به 4 دسته ی اصلی تقسیم میشه:

-کلاسیک
-اکوستیک/پاپ
-فلامنکو
-الکتریک
-(بیس, که البته خیلیها این ساز را جدا از خانواده ی گیتار حساب میکنند.)

اکثرا بین مردم پیش میاد که گاهی اوقات سه سبک کلاسیک, اکوستیک, فلامنکو رو باهم اشتباه میگیرن. سبک کلاسیک همونطور که از اسمش پیداست, دنباله ی سبک کلاسیک هستش که شامل قطعات این دوره میشه. سبک فلامنکو, دنباله روی موسیقیه هیسپانیک هستش که در این سبک از تکنیکهای مختلفی که در کلاسیک استفاده نمیشه در اجرای قطعات استفاده میشه و هم ملودی داره هم ریتم.

و اما سبک اکوستیک یا پاپ. مطمئنا همه ی شما وقتی که به موسیقی گوش میکنین متوجه صدای گیتار پشت صداهای دیگه (خواننده و ...) شدین که به صورت یک ریتم نواخته میشه. نواختن اینگونه ی ریتم اهنگ (که میتونه همراه ملودی باشه) رو میگن اکوستیک یا پاپ. برای نواختن این ریتمها معمولا از گیتار اکوستیک استفاده میشه, به دلیل اینکه از سیمهای استیل برخوردارن و بدنه ی نسبتا بزرگتری از گیتارهای کلاسیک و اکوستیک دارن که باعث میشه صدای بلندتری تولید کنن و صدا اکوی بیشتری داشته باشه. توجه داشته باشین که اگر از گیتار اکوستیک استفاده میکنید, از مضراب یا پیک استفاده کنید که ناخنتان اسیب نبینه. اگر از گیتار کلاسیک یا فلامنکو استفاده میکنید نیازی به پیک نیست چون سیمها نایلون هستند.

جای نتها روی دسته ی گیتار

اگر به دسته ی گیتار دقت کنید, مشاهده میکنید که قسمت بندی شده و با فاصله های مختلف (که از سمت چپ به راست شروع به کم شدن میکنه) توسط "میله" های فلزی از هم جدا شدن که به هرکدوم از اینها فرت گفته میشه. بعضی از این فرتها علامت گذاشته شده اند که تقریبا همه ی گیتارهای اکوستیک فرتهای 3,5,7,12 مشخص شده ای دارن که برای نوازنده دیدنش راحتتر باشه. (به جای اینکه از اول سردسته شروع به شمردن بکنیم میتونیم با استفاده از این علامتها راحت فرت مورد نظر رو پیدا کنیم).


حروفی که اول هر خط عمودی نوشته شده نت ازاد هستش, یا بهتر بگم سیم ازاد. یعنی وقتی شما اولین سیم از پایین رو به صورت ازاد مینوازین نت E هستش و همونطور که میدونید بین نت E و بعدی هیچ نت دیگه ای نیست, پس نت بعدی F هستش که روی دسته ی گیتار اولین فرت هست. ولی بین نت F و G یک نت دیگه وجود داره که #F یا Gb هستش. پس فرت بعدی باید به اینها اختصاص داده بشه و نت G بعد از #F میاد که میشه فرت سوم. اگر شما اسم سیمهای ازاد رو حفظ کنید به راحتی میتونین هر نت دیگه ای رو روی دسته ی گیتار پیدا کنید چون از همین قاعده پیروی میکنن (اگر در مورد نت خوانی مشکلی بود میتونین به اموزشگاه سایت مراجعه کنید.)

انگشتهای دست

در گیتار, انگشتهای هردو دست نامگذاری شدن. دستی که شما باهاش مینوازین با حروف نامگذاری شده که انگشت شصت p, انگشت اشاره i, و دو انگشت بعدی به ترتیب a,m هستن. دستی که شما دسته ی گیتار رو با اون میگیرین با اعداد نشون داده میشه که از انگشت اشاره شروع میشه و تا انگشت کوچک ادامه پیدا میکنه. این اعداد و حروف هنگام نت خوانی و انگشتگذاری و خواندن اکوردها و ... بکار میان.

طرز گرفتن دسته ی گیتار

خیلی از اساتید گیتار تاکیید دارن که انگشتهای شما باید با زاویه ی 90 درجه دسته ی گیتار رو نگه داره تا بهترین صدا تولید بشه و سیمهای دیگر رو نگه نداره. البته این گفته متینه ولی به مرور زمان خود انگشتها عادت میکنن که کجای دسته ی گیتار به چه صورت قرار بگیرن که صدای خوبی تولید کنه و باعث اختلال در صدای سیمهای دیگه نشه. و البته در سبک اکوستیک هم شما ازادیه بیشتری دارین و که با راحتی جلو برین.
به ادامه مطلب مراجعه کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/06/11ساعت 16:36  توسط princess mina  | 

اموزش گام به گام گیتار

آموزش مقدماتی نوازندگی گیتار ( سبک فلامنکو)

بولرياس 2 Bulerias
درس مورد نظر ( كتاب آموزش گيتار فلامنكو خوان مارتين ، بولرياس دوم )



تكنيك هاي مورد نظر :
آپوگادو : ( خفه كردن صداي سيمها )
اين عمل به دو شيوه انجام مي گيرد
1- خف به وسيله كف دست راست 2 – خف به وسيله انگشت چهارم، در اين درس و در ابتداي قطعه اين تكنيك بوسيله انگشت چهارم ( حالت دوم ) اجرا مي شود

نكات مهم در اجراي اين تكنيك :
در اجراي اين تكنيك بايد دقت نماييد كه برخورد انگشت چهارم به سيم ها ، سريع و ظريف باشد نه با قدرت ، اگر در اين تكنيك با قدرت سيم ها را لمس كنيم باعث بوجود آمدن صداي اضافي از سيم ها مي شويم ( به دليل برخورد سيم ها با صفحه انگشت گذاري گيتار )
انگشت چهارم بايد سيم ها را فقط لمس كند ، به شيوه اي كه صداي مرتعش شده از سيم ها قطع شود و در ضمن صداي ديگري پس از برخورد انگشت چهارم به سيم ها شنيده نشود
شيوه زدن راسگوادو در شروع قطعه :
راسگوادو چهار تايي بدون ضرب آخر ( I ) و به جاي I از آپوگادو استفاده مي كنيم
ضربه گلپ :
گلپ تكنيكي حياتي در فلامنكو :
در زدن گلپ دقت كنيد كه صداي ايجاد شده توسط گوشت و ناخن دست ايجاد مي شود و ضربه گلپ نبايد صرفا توسط ناخن به گيتار اصابت كند
يكي از جلوه هاي بارز و زينت هاي موسيقي در فلامنكو ضربه گلپ مي باشد و درست اجرا كردن آن مي تواند كمكي شايان به درك مخاطب و برقراري ارتباط با موسيقي فلامنكو داشته باشد . پس در اجراي اين تكنيك نهايت دقت را به كار بريد
اجراي تكنيك لگاتو بر روي آكورد هاي ( سي بمل و لا ماژور ) :
قسمت اول ( لگاتو بر روي آكورد لاماژور ) :
گرفت آكورد با دو انگشت ( 1 و 2 ).لگاتو با انگشت 3 ( فرت سوم سيم 1 ) در ضرب ( 12 و ) :
توجه نماييد كه لگاتو در اين حركت مي تواند با انگشت چهارم نيز صورت پذيرد . براي لگاتو كردن توجه نماييد كه اين شيوه لگاتو كردن ( همزمان در ريتم و بر پايه كمپاس ) ، بايد بدون شتاب و دستپاچگي انجام پذيرد . هر گونه استرس در انجام اين حركت مي تواند قطعه را از كمپاس خارج كند
پس توصيه مي كنيم در اولين تمرين ، نواختن آهسته و با تمركز انجام گيرد . سعي كنيد قطعه و زمان لگاتو كردن را با تمرين ، در ذهن خود ثبت نماييد
قسمت دوم ( لگاتو بر روي آكورد سي بمل ) :
انگشت گذاري اصلي آكورد (سي بمل ) : انگشت 1 ( نيم پرده اول سيم 5 ) ، انگشت 3 ( نيم پرده سوم سيم 3 ) ، انگشت 4 ( نيم پرده سوم سيم 2 )
در هنگام لگاتو بر روي اين آكورد انگشت ( 1 ) در جايگاه اصلي قرار ندارد ، بلكه بر روي سيم يكم ( فرت 1 ) در ضرب ( 3 و ) لگاتو مي كند
توجه نماييد صداي لگاتو بايد تميز و واضح شنيده شود
چگونه صحيح تكنيك لگاتو صحيح اجرا كنيم ؟
در هنگام كوبش و كشش در اجراي اين تكنيك نبايد دچار هيجان و سرعت شد . توجه داشته باشيد كه اجراي سريع اين تكنيك آن هم براي دفعات آغازين باعث خستگي مفرط در انگشتان دست مي شود

قدرت تمام انگشتان اجرا كننده اين تكنيك بر روي دسته گيتار بايد در هنگام كوبش و كشش بايد با هم برابر باشد تا صداي مورد نظر از گيتار شنيده شود

طریقه نشستن، هنگام تمرین گیتار

براستی یکی از مهمترین نکات، قبل از نواختن حتی یک نت بر روی گیتار،طریقه نشستن به هنگام نواختن آن میباشد !

مشکل از اونجائی شروع میشه که ساعات تمرین شما افزایش پیدا کرده و بدنتان ساعتها در یک حالت فیکس قرار می گیرد.


اگر این حالت فیکس صحیح نباشد، بدون اینکه متوجه شوید در حال صدمه زدن به بدنتان هستید و در دراز مدت بدون شک نتیجه منفی آن را در ناحیه کمرتان احساس خواهید کرد.

یکی از نکات مهم ارتفاع صندلی شما میباشد که میبایست نسبت به قدتان آن را جوری اختیار کنید که اگر به هنگام نشستن، از نیم رخ خود را در آینه نگاه کنید، زانویتان در مقابل باسن تان قرار گیرد یا به عبارتی دیگر رانتان موازی با سطح زمین باشد.سپس با گذاشتن یک بالش به راحتی باسن خود افزوده و حدالمقدور باسن خود را در جلوی صندلی قرار بدهید و هم زمان از لم دادن، شل نشستن، قوز کردن و خم شدن بر روی گیتار برای دیدن دستانتان جداً خودداری کنید.


حال، سعی کنید که تمام عضلات بدنتان را از سر تا نوک پا چک کرده و با حضور ذهن حس کنید که تمامی آنها ریلکس و آرام هستند.


یکی از روشهای های نشستن، پوزیسیون کلاسیک میباشد. در این روش، زیر پای چپ خود یک زیرپائی گذاشته و گیتار را روی ران پای چپتان قرار میدهید، بصورتی که جعبه هارمونی بین دو رانتان قرار گرفته و دسته گیتار با سطح زمین کما بیش زاویه چهل و پنج درجه بسازد. این روش، بسیار روش مناسبیست ولی معمولاً در فلامنکو از آن استفاده نمیشود.

برای فلامنکو، روشی دقیقاً مانند روش کلاسیک وجود دارد، فقط با یک تفاوت، بدین طریق که، زیر پای چپ خود یک زیرپائی گذاشته ولی، پائین جعبه هارمونی گیتار را روی ران پای راستتان قرار میدهید، بصورتی که دسته گیتار با سطح زمین کما بیش زاویه چهل و پنج درجه بسازد. مسلماً بیدرنگ این سؤال پیش می آید که چرا از زیر پائی برای پای چپ استفاده میشود در حالیکه گیتار بر روی پای راست قرار دارد؟


جواب این است که اولاً در این حالت استقرار بدنتان بر روی صندلی به حد چشمگیری افزایش پیدا کرده، دوماً در این پوزیسیون عضلاتی که در پائین ستون فقراتتان قرار دارد و آن را محافظت میکند، ریلکس شده و به شما این اجازه را میدهد که ساعتها بدون آسیب رساندن به کمرتان به تمرین بپردازید. به عنوان مثال میتوان از سابیکاس استفاده کننده این پوزیسیون نام برد.

روش جدید دیگر در فلامنکو، روش ابداع شده توسط پاکو دِ لوسیا میباشد که امروزه همه آن را شناخته و از آن استفاده میکنند. در این پوزیسیون پس از نشستن صحیح بر روی صندلی، گیتاریست مچ پای راست خود را کمی بالاتر از زانوی پای چپ خود قرار داده و سپس گودیه پائین گیتار را روی ران پای راستش میگذارد.

پاکو دِ لوسیا، بزرگترین گیتاریست فلامنکو در قرن حاضر میباشد و طبیعتاً تمامی گیتاریستها [منجمله خود من] ، تحت تاثیر وی بوده و به درست یا غلط، دوست دارند که از او تقلید کنند .
شناخت ما در رابطه با گیتاریست های معروف در دنیا اکثراً سطحی میباشد، چرا که آشنائی ما با ایشان قالباً بر اساس موزیک، کنسرتها، فیلم و ویدئوهائیست که از آنان دیده ایم و آن چیزیکه در دسترس گوش و چشم ماست، قطره ایست از یک اقیانوس بیکران!


آن کنسرتی که شما می بینید و قلبتان را به شدت تکان میدهد، نتیجه سالها تلاش و ممارست بی وقفه است.


آن یک ساعت کنسرت، بی مبالغه حاصل هزاران هزار ساعت تمرین، تکرار، یاد گیری ، غم و شادی روزمره در زندگیست .


به همین دلیل آنچیزی را که مثلاً در کنسرتهای پاکو می بینید، مقصد (قطره) است نه راه (اقیانوس) !


متاسفانه پاکو مثل کره ماه بوده و پشت آن بر روی ما مخفی است. اینکه وی باینصورت گیتار میزند، به ما این تصور را میدهد که او همیشه و در همه حال و در همه جا اینگونه است و چون ما عاشقش شده ایم، بدون توجه از او تقلید کرده، مدام در این پوزیسیون گیتار نواخته و به سلامتی خود آسیب میرسانیم. این فرم، فشار زیاد و قابل توجهی به کمرتان آورده و در دراز مدت کمر درد انتظارتان را میکشد.


لازم به تذکر است که پاکو بسیار باهوش بوده و بی دلیل این فرم را ابداع نکرده است،چرا که این پوزیسیون راحتترین حالت برای کنسرت دادن میباشد، ولی او هیچگاه در منزل از آن استفاده نمیکند، با این وجود وی به علت کثرت کنسرتهایش از کمر درد در امان نبوده واز ابداع خود، خود نیز در رنج و اخیراً فرم نشستنش را تغییر داده است. پس میبایست از مسخ بودن به یک شخص معروف جداً حذر کرد و از تحلیل و بررسی مجدد نهراسید!!!

شما نیز دقت کرده و از تمرین در این فرم [پاکو دِ لوسیائی] در منزل واقعاً بپرهیزید.(ولی در کنسرت این فرم واقعاً بهترین است به شرط اینکه در انتهای هر قطعه پای راستتان را زمین گذاشته تا شروع قطعه بعد بتواند کمی استراحت کند، همزمان کمرتان نیز از فشاری که بر رویش میباشد آزاد گشته و ریلکس میشود).

به هنگام تمرین ، در صورت تمایل برای قرار دادن گیتار بر روی پای راست خود، بصورت صحیح روی صندلی نشسته، این بار زیر پائی را زیر پای راستتان گذاشته و سپس گودی گیتار را روی پای راستتان قرار دهید.


ازاین لحظه به بعد و در صورت صحیح بودن پوزیسیونتان یاد گیری و نواختن گیتار آغاز ميشود.

چگونه قطعاتمان را از یاد نبریم؟

برای جلوگیری چه باید کرد ؟ راه حل چیست؟ مدرس مشهور پیانو Theodor Leschetizky
به شاگرانش این نکته را میگوید که :
یک نوازنده باید بتواند از هر نقطه ای که بخواهد قطعه را شروع کند و درک بالایی از تمامی جزئیات قطعه داشته باشد و شیوه اتصال این جزئیات را بهم بداند-.
قطعه را در ذهن خود متصور شود و تمامی آنرا در ذهن بنوازد تا ببیند و درک کند که ذهن او چه چیزی از قطعه بر حافظه او ثبت نموده است بدون هیچ صفحه نوشته از نت و یا سازی بسیاری از مردم در خانه بدون توجه به صحت و درستی کار قطعه را مینوازند با استفاده از حافظه ناخودآگاهشان که این همان حافظه غیر قابل اعتماد و متزلزل میباشد.
گاهنا در خانه و به هنگام اجرا نوازنده در خود فرو میرود ( حس خلسه وار )و بصورت ناخود آگاه قطعه را اجرا میکند انشگتان او بدون هیچ تاملی تنها به مسیرشان ادامه میدهند تا قطعه به پایان برسد
بله مطمئنا محیط خانه برای شما راحت تر است ! اما هنگامی که حافظه خود آگاهتان فعال میشود آن موقع تازه باید بفهمید که انگشتان شما چه کاری را باید انجام دهند اما شاید در آن لحظه دیگر دیر باشد!
یک قطعه همانند تکه ای پارچه است که از تاروپودهای ظریف و متصل بهم بوجود آمده قطعه موسیقی نیز چنین است شما باید سعی کنید تا با ظرافت تمامی این تارهای ظریف را حس کنید تا در نهایت به کل اثر پی ببرید
شیوه تمرین و تقوبت حافظه:
یک تمرین بسیار عالی برای شروع کار
یک تمرین ساده گام دو ماژور را ( از سری گامهای سگوویا برای نوازندگان گیتار ) با سرعت پایین و با تمرکز بنوازید
سپس چشمانتان را ببنید
و بدون حرکت انگشتان فرض کنید انگشت دوم دست چپ شما فرت سوم سیم 5 را که نت دو میباشد میگیرد و انگشت i دست راست ضربه ای بر سیم 5 میزند حال صدای تولید شده را نیز تصور کنید و به همین منوال نت بعدی تا انتها در ذهن و با توجه به حرکت انگشتان وسیمها بنوازید.
مرحله پیشرفته:
اما در ادامه قطعه ای که تابحال عالی مینواختید را به همین طریق بنوازید ابتدا آکورد اول یا نت اول را نواخته سپس چشمانتان را ببندید و قطعه را در ذهن بنوازید با تجسم دسته گیتار و حرکات انگشتان دست چپ و راست و اینکه چه نتی میتوانیداگر در جایی دید نمیتوانید به کار ادامه دهید و از یادتان رفته به نت نگاه کنید اگر بازهم نتوانستید ساز را در دست بگیرید و آن قسمت را بنوازید سپس کار را دوباره ادامه دهید.
البته کاملا مشخص است برای بار اول شما باید بسیار آرام و با تامل انجام دهید اما بعد از مدتی میتوانید در سرعت اصلی قطعه این تمرین را انجام دهید.
شاید بایدبه جرات به این نکته شاره کرد که یک ساعت تمرین ذهنی برابر است با بیش از 2 ساعت تمرین فیزیکی و این تمرین در هرجای میتوان انجام داد زیرا نه یه موسیقی احتیاج است نه به هیچ سازی و بخاطر بسپارید تمرین ذهنی عملی است ابتدا دشوار پس با قطعات آسان تمرینات را انجام دهید.

در نهایت باید گفت شروع به هر کاری سخت است اما اگر به این فکر کنید که روزی خواهد رسید که دیگر انگشتان شما ذهنتان را کنترل نمیکند و نه هیچ عامل دیگر بلکه موسیقی از روح شما نشات میگیرد و این ذهن شماست که همه چیز را در کنترل دارد.

نکاتی عمومی در مورد گرفتن گيتار(سبک کلاسیک)

شاید مهمترین رکن در نوازندگی استیل صحیح میباشد. در نظر اول شاید موضع قابل ملاحظه ای نباشد اما استیل درست و متناسب با فیزیک بدنی نوازنده تضمینیست برای سالها نوازندگی بدون دچار شدن به بیماری های شایع در میان نوازندگان مانند گرفتگی عضلانی - کمر درد - آرتروز و غیره . بارها این نکته هم گوشزد شده است که نبایستی با دیدن استیل دست نوازندگان مشهور از آنان تقلید نمود بلکه در مرحله اول شما باید با شیوه صحیح نشستن و گرفتن گیتار آشنا شوید و بعد از مدتی میتوانید فرم دلخواه خود را بدست آورید. صندلی:
صندلی مورد استفاده بايد متناسب با طول ساق پا باشد؛بدين معنی که نه پاها از صندلی آويزان باشد
و نه اينکه در اثر کوتاهی صندلی پاها به طرف بدن تا شوند.
عدم استفاده از صندلی و یک جایگاه مناسب استیل صحیحی به شما نمیدهد و گاهی این عدم توجه باعث فشار بر دست چپ و راست و بالاخص برهم خوردت استیل دست چپ میشود که در آینده مشلات بسیاری را برای نوازنده بهمراه خواهد آورد.


زیرپایی:
نقش زير پائی در اين مورد تعديل اين ارتفاع است که معمولا با قرار گرفتن به زير پای چپ ؛ استقرار
فرورفتگی تنۀ گيتار را بروی پای چپ ممکن ميسازد.در ضمن ؛ اين قسمت از تنۀ گيتار نبايد از جانب
لبۀ جلو يا عقب بروی پای چپ فشار وارد کند .
البته در حال حاضر وسایل دیگری هم هست که مانند کاشن - که وسیله ای است که بر روی پای چپ قرار میگیرد و دیگر احتیاجی به زیر پایی نیست و گیتار را بر روی آن قرار میدهیم و یا وسایل نگهدارنده دیگر.
چون استخوان بندی افراد متفاوته بنابراین طرز نشستن افراد با هم متفاوت هست
و متناسب با بدن فرد اما باید توجه داشت که همیشه اصولی و تکنیکهایی وجود داره که برای همه یکسان و در این مورد هم صدق میکنه
2=گیتار رو بعنوان جزئی از بدنتون باید حساب کنید سعی کنید گیتار رو راحت دستتون بگبرید باهاش کلنجار نرید
پای راست برای برای جادادن انحنای بزرگ تنۀ گيتار بايد به طرف راست متمايل شود ؛ و در ضمن
به زير بدن هم کشيده شود ؛ که در اين حالت پای راست روی پنجه قرار ميگيرد و اين بصورتی
که اگر مچ پا بطرف بالا کشيده شود ؛ براحتی بجای اول برگردد ؛ و اگر بطرف پائين فشار داده شود
به آسانی بجای اول برگردد.
چون نواختن گيتار در حالت سکون بدن صورت ميگيرد ؛ کمر بايد راست بوده و به هيچ طرفی تمايل نداشته باشد.در ضمن شانه ها در يک امتداد افقی قرار گيرند.

موقعی که گیتار رو میگیرید باید قسمت بالای گیتار به قفسه سینه تکیه کند.
تماس دست چپ با گيتار معمولا بصورتی است که انگشت شست با قسمت پشت دستۀ
گيتار و سرانگشتان ديگر اين دست ؛ با سيمها تماس دارند.
انگشاتون ( شست ) را جوری قرار داده که سر انگشت از لبه گیتار بالا نزند (تفاوت با سایر سبکها)
شست جوری قرار بگیرد که براحتی مثل یه کالسکه بالا پایین بره
انگشتان دست چپ منحنی وار ( چکشی ) بر روی سيمها خم ميشوند.
قسمت جلو آرنج دست راست نيز بروی انحنای بزرگ گيتــــار قرار ميگيرد و همچنین فرم قرار گیری انگشستان بر روی سیمها نیز بسیار مهم میباشد ( در این مورد طی یک مطلب مفصل بحث خواهیم نمود )د
در تمام حالات نوازندگی رعايت این نکات ضروريست :
اول ـــ تمامی عضلات بايد غير منقبض باشند.
دوم ــ بايد در کم کردن انرژی مصرفی سعی شود.
سوم-سرتون رو هیچ موقع جلو خم نکنیذ

چهارم- اگر هنگام نواختن درد را در انشستان و یا مچ و دیگر اندامتان حس کردید مطمئن باشید حاصل از استیل نادرست شما و یا فشار بیش از حد میباشد.

براي كوك كردن گيتار روشهاي مختلفي وجود دارد از جمله استفاده از تيونر الكتريكي و...اما متداولترين و مهمترين آن اينست كه خود شما بتوانيد بدون استفاده دستگاهي و يا هر چيز ديگري گيتار خود را بصورت فرضي كوك كنيد چرا كه ممكن است مدتهاي بسياري گيتاري در دست بگيريد و هيچ يك از لوازم كوك كردن گيتار با شما نباشد آنوقت چيكار ميكنيد؟؟؟ در اين مبحث كوك كردن گيتار را بصورت فرضي به شما آموزش ميدهم در اين روش ممكن است گيتار شما بر اساس نتهاي دقيق موسيقي كوك نباشد مثلا بجاي اينكه سيم يك شما نت (مي) باشد در روش فرضي بروي نت (فا) يا هر نت ديگه اي كوك شود اما از انجايي كه در اين روش تمام سيمها بر مبناي سيم يك كوك ميشود بنابراين كوك صحيح و فرضي خواهيم داشت.مي دانيم كه سيمهاي گيتاردر حالت آزاد از بالا به پايين ( مي لا ر سل سي مي) ميباشد در اين روش ابتدا سيم يك خود را تا حدي سفت ميكنيم يا آنكه به همان حالت آنرا رها ميكنيم حال بر فرض آنكه سيم اول ما نت (مي) باشد سيم دوم را با سيم يك كوك ميكنيم به اينصورت كه انگشت خود را بروي فرت 5 سيم 2 قرار ميدهيم وسعي ميكنيم كه آنقدر سيم 2 را شل و يا سفت كنيم كه نتي كه بروي اين فرت قرار گرفته با سيم يك هم صدا شود( براي جلوگيري ازاحتمال پاره شدن سيم سعي كنيد اول سيم 2 رو شل كنيد و سپس به تدريج سيم را سفت كنيد تا نتي كه بروي اين فرت ثرار دارد با سيم 1 هم صدا شود) بعد از همصدا شدن نتي كه بروي فرت 5 سيم 2 قرار دارد با سيم يك , زمان كوك كردن سيم 3 بر اساس سيم 2 ميباشد كه در اين زمان شما انگشت خود را بروي فرت 4 سيم 3 قرار ميدهيد و سعي ميكنيد( بر اساس آنچه كه براي سيم قبل گفته شده ) نتي كه بروي اين فرت قرار گرفته شده را با سيم 2 همصدا كنيد.حال بعد از كوك كردن سيم سوم ما كه نت (سل) است , سيم 4 را بر اساس سيم 3 كوك كنيم كه در اين حالت انگشت خود را بروي فرت 5 سيم 4 قرار ميدهيم و سعي ميكنيم كه كه صداي اين فرت با صداي سيم 3 هم صدا شود در مورد سيم 5 نيز بعد از كوك كردن سيم 4 كه نت (ر) ميباشد انگشت خود را بروي فرت 5 سيم 5 قرار ميدهيم و سعي ميكنيم كه صداي اين فرت با صداي سيم 4 هم صدا شود و بعد آن نوبت كوك كردن سيم 6 ميباشد كه آنرا با سيم 5 كه نت (لا) ميباشد كوك كنيم با اين صورت كه انگشت خود را بروي فرت 5 سيم 6 قرار ميدهيم و سعي ميكنيم كه صداي اين فرت با صداي سيم 5 همصدا شود بنابر اين سيم 6 ما نيز كه نت (مي) ميباشد نيز كوك ميشود .در صورتي كه ميخواهيد كوك دقيقي داشته بايد سيمها را بطور دقيق كوك كنيد چرا كه اگه يك سيم را اشتباه كوك كنيد از آنجايي كه اين سيم مبنايي است براي كوك كردن سيمهاي ديگر بنا براين, كوك نادرستي خواهيم داشت

– تاكيد ها را چگونه متوجه شويم ؟ در هر كمپاسي كه مي شنويد صداي ضرب هاي قوي و تاكيد ها ، همانگونه كه از تعريفش بر مي آيد از صداهاي ديگر بلند تر شنيده مي شود . اين صداي بلند امكان دارد توسط كاخن ، پالماس و يا هر دو ي آنها ، به گوش برسد

2 – هنگامي كه كمپاس از سر ضرب شروع نمي شود چگونه با شمارش شروع آن را پيدا كنيم ؟

حال امكان دارد در يك زمان كمپاسي در حال پخش و ما بخواهيم با شمارش ضرب آن را پيدا كنيم ؟ در اين حالت را حل مناسب را توضيح مي دهيم
براي سهولت كار در شناخت شمارش كمپاس كافيست كه شمارس كمپاس را به دو بخش تقسيم كنيم
در شش ضرب اول كمپاس صداي تاكيد ها با فاصله زماني بيشتري شنيده مي شود ( هر سه ضرب ) و در شش ضرب دوم فاصله زماني تاكيد ها كمتر ميباشد ( هر دو ضرب يا تك ضرب )
پس در نتيجه بهترين راه براي پيدا كردن ضرب كمپاس قسمت دوم ( شش ضرب دوم ) مي باشد
در كمپاس سنتي در بخش دوم صداي تاكيد ها يك ضرب در ميان شنيده مي شود يعني ضرب هاي 6 ، 8 ، 10
در كمپاس مدرن در بخش دوم تاكيد ها در ضرب 7 و 8 پشت سر هم و ضرب 10 با يك ضرب فاصله تاكيد مي شود
با اين روش شمارش به سادگي و به دور از هرگونه پیچیدگی مي توانيد سر ضرب كمپاس را پيدا كرده و نواختن خود را با آن تطبيق دهيد .
به ادامه مطلب مراجعه کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/06/11ساعت 16:23  توسط princess mina  | 

اموزش گام به گام گیتار

::. آموزش گیتار گام به گام .::


گام اول:


با یاد آفریننده زیبایی جلسه اول رو شروع میکنیم
جلسه اول - مبانی موسیقی (تاریخچه موسیقی) 1
دانشی که یک نوازنده بعنوان موزیسین باید بدان آگاه باشد شناخت از موسیقی و اجزای آن میباشد نه تنها اشراف به نت ها و قواعد تئوریک بلکه توجه کافی به فلسفه هنر و موسیقی - تاریخ موسیقی و شناخت دوره های موسیقی و تاثیر سایر هنرها بر موسیقی و غیره میباشد. که سعی میشود طی مباحث پیوسته به هر یک از آنها پرداخته شود
تاریخ موسیقی
موسیقی، به هر نوا و صدایی گفته میشود که شنیدنی و خوشآیند باشد و انسان یا موجودات زنده را دچار تحولی کند. واژه موسیقی از واژه ای یونانی و گرفته شده از کلمه Mousika و مشتق از کلمه Muse می باشد که نام رب النوع حافظ شعر و ادب و موسیقی یونان باستان می باشد. موسیقی را هنر بیان احساسات به وسیله آواها گفته اند که مهمترین عوامل آن صدا و ریتم هستند و همچنین دانش ترکیب صداها به گونه ای که خوش آیند باشد و سبب انبساط و انقلاب روان گردد نامیده می شود؛ پیشینیان موسیقی را چنین تعریف کرده اند: معرفت الحان و آنچه التیام الحان بدان بود و بدان کامل شود.
ارسطو موسیقی را یکی از شاخه های ریاضی می دانسته و فیلسوفان اسلامی نیز این نظر را پذیرفته اند همانند ابو علی سینا که در بخش ریاضی کتاب شفا از موسیقی نام برده است ولی از آنجا که همه ویژگی های موسیقی مانند ریاضی مسلم و غیرقابل تغییر نیست، بلکه ذوق وقریحه سازنده و نوازنده هم در آن دخالت تام دارد، آن را هنر نیز می دانند. در هر صورت موسیقی امروز دانش و هنری گسترده است که دارای بخش های گوناگون و تخصصی می باشدبه تعابیر دیگر لفظ موسیقی در اصل به قاف مفتوح و الف مقصوره است که آن را مخففی از موسیقار از واژه های عرب ترکیبی است از (موسی) به معنی نغمه و (قی) به معنی خوش و لذت انگیز ذکر شده.
کلمه موسیقی طبق گفته ها از قرن سوم هجری در ایران رایج شده و حکمای قدیمی معتقد بودند که معلول صداهای ناشی از تحرک و جنبش افلاک است
.

موسیقی مصر
در مصر باستان مانند اغلب ملل متمدن موسیقی رواج داشته است . آلات و ادوات موسیقی از قبیل چنگ - تنبور - نی - نی مشابه هبوا - نی دو شاخه - بوق و کرنا و سیتار - سنج - طبل و دایره به انضمام چند قطعه کوچک صدا دار که همگی در موسیقی مصری استفاده می شده است .
نوعی ساز زهی همانند سه تار ایرانی نیز وجود داشته که دارای سه یا چهار سیم بوده و فرنگیها آن را مادر گیتار امروزی می نامند . اختراع و ابداع یک نوع ارگ ساده و ابتدایی را که دارای لوله های متعدد بوده را به مصریان باستان نسبت می دهند . در واقع تعدادی از سازهای مصری را در نقش های باستانی این تمدن به خوبی مشاهده کرد
موسیقی سومریها
بر طبق شواهد و قرائن تاریخی موسیقی مجلسی و موسیقی مذهبی نقش مهمی در انواع مراسم تشریفاتی و آداب و رسوم سومر طرح آن نشان دهنده سازی است که در قسمت پایین شبیه به سیتار هندی است که در قسمت قاعده آن جعبه ای برای انعکاس صدا وجود دارد و نوازنده ای مشغول نواختن آن با دو دست می باشد . در قسمت بالای تصویر نقش برجسته چند نفر قرار دارد که در دست یکی از آنها سازی مشابه سنج قرار دارد و با چکشی مشغول نواختن آن است . افراد دیگر نیز در حال پایکوبی و یا دست زدن هستند . همگی نشانگر محفلی از موسیقی است که در یکی از آئینها شرکت داردند
موسیقی آشوریها
گفته می شود خدایان آسوری دوستار موسیقی بوده اند و آسوریها به همین دلیل در مراسم عبادی و پرستش رب النوع های خود موسیقی های مخصوصی می نواخته اند . آلات موسیقی آسوریها تشکیل می شده از نوعی چنگ مثلثی شکل - یک نوع سیتار 5 تا 10 سیمه و چند نوع نی ساده و مضاعف - بوق و تنبور در آثار نقش برجسته از اقوام آسوری بدست آمده است که در آنها اغلب نوازندگان به صورت تک نوازی و یا در ارکسترهای چند نفره مشغول نواختن می باشد
تفاوتهای موسیقی شرق و غرب
بسیار واضح و طبیعی است که موسیقی ملتهای مختلف از بسیاری از جهات چه از نظر فنی و هنری و چه از حیث اجتماعی و فرهنگی متفاوت باشد.بدین طریق موسیقی غربی با موسیقی شرقی بطور ریشه ای و پایه ای با هم تفاوتهای اساسی دارند و موسیقی کشورهایی همچون المان - فرانسه - ایتالیا و روسیه با اینکه از نظر پایه به هم نزدیک اند از حیث کیفیت و حالت با یکدیگر تفاوتهایی دارند. بطور اصولی گام دیاتونیک و فواصل پرده و نیم پرده پایه موسیقی غربی ( گام بزرگ و اقسام مختلف گام کوچک )است .
ولی گامهای ایرانی از 124 فاصله ربع پرده تشکیل می شود . همین مسئله است که موسیقی ایرانی را از موسیقی غربی متمایز و مجزا می کند . اختلاف مهم موسیقی ایرانی با غربی در واقع وجود گامهای متشکل از نیم پرده در موسیقی غرب فواصل ربع پرده در گامهای موسیقی شرقی و حالات خاص هر دو نوع موسیقی می باشد.
در حقیقت خاصیت درون گرایی بودن الحان و نغمه های شرقی وعلاوه بر آن خلاقیت بداهه نوازی و حرکات ملودی است که از جمله اختلافات موسیقی ما موسیقی غربی می باشد. در حالی که موسیقی غربی چه به شکل یک اتود کوچک و چه به شکل اجراهای عظیم ارکستری بر پایه اصول و قواعد و اهداف زیبایی شناسانه تصنیف می شود و بدیهه سازی و آزادی تغییر لحن موسیقی شرق جزو کیفیات موسیقی غربی نیست
در مورد گام طی جلسات آینده توضیح میدم
موسیقی ایلامیها

اقوام ایلامی میز دارای موسیقی خاص بوده بوده اند و مخصوصا در مراسم مذهبی - اعیاد و جشنها از آن استفاده می کردند . آلات موسیقی اصولا بر دو نوع خاص بوده چنگ و نی و طبق قرائن از آلات موسیقی و ضربی و کوبشی نیز سود می برده اند .یکی از سازهای مشهور آنها سازی بوده شبیه به سنتور و بعدها تغییر شکل و فرم یافته
به نحوی که با افزودن پدالهایی به طریقی تغییر شکل یافته که به گونه ای اولیه پیانو تبدی شده است .
تعدادی نقوش برجسته عیلامی وجود دارد که به خوبی نشانگر موزیسینهای آنها در حال نواختن است . در یکی از این نقوش دسته نوازندگان و سرایندگان دیده می شود .
در نقش برجسته دیگر - دسته ای متشکل از یازده نوازنده وجود داردکه هفت نفر آنها مشغول نواختن چنگ (هارپ) هستند - دو نفر مشغول نواختن نی مضاعف هستند و نفر دیگر مشغول نواختن سازی شبیه سنتور می باشد . نفر آخر سازی شبیه ساز ضربی می نوازد . در این تصویر تعدادی زن و بچه وجود نیز دارد که احتمالا مشغول آوازخوانی گروهی و یا تماشا کردن هستند

اجرای موسیقی

اجرای موسیقی از جهت روش ارائه بر دو نوع کلی آواز و نوازندگی تقسیم میشود . که در اصطلاح موسیقی سازی و آوازی گفته میشود
موسیقی سازی

این گروه آثار برای یک یا چند ساز یا برای ارکستر کوچک( مجلسی) یا برای ارکستر بزرگ تصنیف می شوند. یکی از انواع این آثار که برای یک ساز تنها یا دو ساز تصنیف می شود، سونات می باشد. دوئت اثری برای دو ساز، تریو اثری برای سه ساز، کورتت اثری برای چهار ساز، کوئینتت اثری برای پنج ساز، ******تت اثری برای شش ساز، سپتت اثری برای هفت ساز، اکتت اثری برای هشت ساز می باشد. موسیقی مجلسی اثری است برای ارکستری کوچک حد اکثر با ده- دوازده نوازنده که معمولاً سازهای زهی در آن نقش مهم تری دارند.
سمفونی اثری است برای ارکستر بزرگ که معمولاً به فرم سونات و دارای چهار بخش یا بیشتر است که در توصیف افکار و احساسات و ایده ها و عاطفه های عمیق تصنیف می شود و یکی از عالی ترین و کامل ترین شکل های موسیقی کلاسیک است. کنسرتو اثری است برای یک ساز در برابر ارکستر. معمولاً این ساز سلو ویولن یا پیانو و گاهی نیز گیتار یا هارپ و فلوت و دیگر سازهاست و در این گونه آثار ساز در برابر ارکستر نقش اصلی و ارکستر نقش همراهی کننده را بر عهده دارد و بین آن ها مکالمه ای همراه با پرسش و پاسخ یا همنوایی برقرار است. کنسرتو ها اغلب دارای سه قسمت تند و کند متناوب می باشند. پوئم سنفونی اثری است برای ارکستربر روی یک داستان یا یک ایده ذهنی یا بر مبنای یک توصیف مشخص، مانند توصیف یک پدیده طبیعی یا خود طبیعت، یا توصیف یک شخصیت و مانند این ها. فانتزی و کاپریچیو قطعاتی با فرم آزاد هستند و دارای مضمونی عاشقانه و غنایی( لیریک) و لحنی رمانتیک و احساساتی می باشند. از دیگر آثار سازی می توان به بالاد، پاساکاگلیا، شاکن، پرلود، روندو، سوئیت، فوگ، کانن، واریاسیون اشاره کرد
موسیقی آوازی

این گونه از موسیقی برای صدای انسانی و بیشتر بر روی کلام و گاهی به صورت زمزمه بدون کلام ( نجوا یاwhisper) سروده می شود. آواز ممکن است فردی(سولو) یا جمعی( کُر) باشد. از مهم ترین انواع این آثار می توان به این ها اشاره کرد:
لید: اثری برای یک صدا و یک ساز- کانتات: فرمی ست آوازی متعلق به دوره باروک- اوراتوریو: اثری ست آوازی و چند بخشی به همراهی ارکستر و کُر بر روی متنی طولانی که معمولاً دینی- آیینی یا توصیفی است- مس: آوازی ست کلیسایی برای یادبود حوادث شام آخر عیسای مسیح- رکوییم: مرثیه ای ست که در سوگ مرگ عزیزی سروده می شود- مادریگال: آوازی ست غیر مذهبی و دارای کلامی ساده و دلنشین- پاسیون: ذکر مصیبت به زبان موسیقی بر روی یکی از متون قدیمی کلیسا در بیان درد و رنج های عیسای مسیح یا حواریونش- سمفونی آوازی: سمفونی دارای بخش های آوازی با صدای تکخوان یا گروه خوانی
تقسیم بندی انواع موسیقی
موسیقی سنتی

این نوع موسیقی ریشه در سنت قومی ملتها و تمدنها با فرهنگهای متغیر شده و یا پیشرفته شده دارد. در محور این موسیقی نکاتی چند مانند تداوم اجرای آن برای شنونده همراه با ایجاد جو و فضای تاثیر کننده و حاکم بر شنونده در محدوده قوانین و قواعد تئوریک مدرن و ارائه توسط موسیقی دانان و اساتید حرفه ای که سعی در ارئه تسلط خود به همراه بیان سنن گذشته دارد - مشاهده میشود .
تسلط بر مراحل شناخت و اجرای موسیقی سنتی ملل و اقوام مستلزم سالها شناخت - و جمع آوری و بررسی اصول گذشته این هنر است مثل موسیقی سنتی ایران که در مجموعه ای از ردیفها - قوانین اجرایی و تئوریک در قالب آوازی - سازی و درک مفاهیم ابعاد و حرکت ملودی ها و از طریق آواز دستگاها و ردیفها و گوشه ها صورت می پذیرد
.
موسیقی کلاسیک

نوعی موسیقی که در آن عامل زیبایی و تناسب حرف اول را در مقابل بیان احساس می زند و در این مفهوم این موسیقی در مقابل موسیقی رومانتیک قرار می گیرد . در دوره شناسی موسیقی غربی به اسامی مانند موسیقی باستانی قرون وسطی - کلاسیک - رومانتیک -امپرسیونیسم -اکسپرسیونیسم -نئوکلاسیسم و غیره … بر خوردار می کنیم که مانند ادبیات هر کدام سبک - روش و طریقه خاص اجرا و بیان آثار موسیقیایس غربی است .
موسیقی باستانی

از بخشهای موسیقی ادواری و تاریخی بخشی شامل موسیقی باستانی ملل میشود که به بررسی موسیقی ملل و اقوام کهن باستانی و فرهنگهای باستانی مانند ایران - روم - هند - مصر - عربی - یونانی تا فواصل قبل از سالهای میلادی و شروع دوره تمدن جدید می پردازد .
موسیقی الکترواکوستیک

این فرم موسیقی از 1950 میلادی در غرب مرسوم شد. اولین اثرش توسط اشتکهاوزن به اجرا درآمد. موسیقی فوق ذکر را می توان همان موسیقی دانست که در استودیوهای مجهز با دستگاهای خاص صدابرداری و تخفیف - تبدیل یا تغییر و اکوی صدا را ذکر کرد که به طریقه حضور در فضای با اکوستیک صورت می گیرد .
موسیقی الکترونیک

به وجود آمدن این نوع جدید از موسیقی مرهون ظهور دستگاهای مدرن فوق مدرن صوتی و ضبط اصوات و ژنراتورهای صوتی و سازهایی برقی و سیستم راه اندازی الکترونیک سازها می باشد. در موسیقی الکترونیک آهنگساز - اصواتی را به کمک دستگاهای مورد نظر که تعبیه نموده و در تیزرها- ارگها و گیتارهای الکترونیکی صورت گرفته است


در این قسمت یه کم وارد بخش عملی درس میشیم

نت
گوییدو دآرتسو (1050-990، Guido d’Arezzo)، کشیشی فرانسوی، ساکن ایتالیای قرن 11 میلادی، برای نخستین بار نام این نتها را بر اساس سرودهای مشهور به سرود سن ژان که گویا خود برایش آهنگی ساخته بود انتخاب کرد:
Ut queant laxis resonare fibris Mira gestorum famuli tuorum Solve poluti labireatum Sancte Johannes.
در این دوران موسیقی ششهجایی بود و در سدههای پس از آن بود که «سی» بر آن افزوده شد و هجای «دو» جایگزین «اوت» شد.
نُت در موسیقی به دو معنی بکار میرود: یکی به معنی واحد صدائی با فرکانس ثابت که نامی بر آن گذاشته شده و دیگری به معنی نمایش یا نشانه نوشتاری هر یک از این صداها.
در معنی اول نتها هفت نام برای نوشتن اصوات موسیقایی هستند. در ایران به پیروی از فرانسه و ایتالیا نتها به این صورت نام گذاری میشوند: دو-ر-می-فا-سل-لا-سی (do, re, mi, fa, sol, la, si). در روش نامگذاری الفبایی که در کشورهای انگلیسی و آلمانی زبان رایج بوده است “A, B, C, D, E, F, G” نام در روش قبلی
نام گذاری هجایی به این صورت (دو - ر- می- فا- سل- لا- سی) است
در معنی دوم، برای مکتوب کردن اصوات موسیقی، این صداها را طبق قواعد خاصی بین یا روی پنچ خط افقی مینویسند که به نام خطوط حامل شناخته میشوند. خطوط حامل از پایین به بالا شمرده میشوند، به این معنی که نتی که روی خط پایینتر نوشته شود، صدایی بمتر از نتی دارد که بر روی خط بالاتر نوشته شده است. به این ترتیب نام نت از روی جائیکه روی خطهای حامل قراردارد مشخص میشود. دیگر مشخصات نت مانند طول آن (مدت زمان امتداد یافتن آن صدا) و غیره را نیز با شکلهای قراردادی که برای نت طرح شده نمایش میدهند. نتهای متوالی را از چپ به راست مینویسند
در شکل زیرنتها به صورت دایرههای کوچکی (بعد از نشانه کلید سل ) بهترتیب از چپ به راست روی پنج خط حامل نوشته شدهاند
انواع کلید ها

كليد
علامتي است كه سمت چپ خطوط حامل قرار مي گيرد و نام و موقعيت نت را روي خطوط حامل مشخص مي كند
کلید(clef): نت ها به خودی خود شکل مشخصی ندارند که از آن طریق بتوان نام نت را حدس زد ، این کار (شناختن نام نت ها بر روی حامل ) با کمک کلید صورت می گیرد .
سه نوع کلید با نام های کلید سل ، فا و دو وجود دارد که البته معمولا از کلید سل استفاده می شود .
کلید سل همیشه روی خط دوم حامل قرار می گیرد . بنابر این نتی که روی خط دوم قرار بگیرد نت سل خواهد بود . بر خلاف کلید سل کلید های فا و دو در بیش از یک محل روی حامل قرار می گیرند ومثل کلید سل نام خود را به همان خط و نت روی آن می دهند .
کلید سل
در ساز گيتار تنها كليد سل است كه كاربرد دارد
خطوط حامل

زبان موسیقی نتها هستند که بدون خطوط حامل معنایی ندارند .خطوط حامل 5 خط موازی افقی هستند که نت ها می تونند روی این خط ها(5 تا)و بین آنها(4 تا)و بالا و پایین آنها(2 تا)نوشته شوند که جمعا 11 نت می توانند در خطوط حامل نوشته شوند.و اگر نیاز به بیش از این نت ها باشد از خطوط حامل تکمیلی استفاده می شود.خواندن نتها از روی خطوط حامل به این گونه است که ابتدا باید کلید سل یا فا یا دو بر روی ان مشخص باشد.برای مثال کلید سل بر روی خط دوم از پایین قرار میگیرد ولی کلیدهای فا و دو جای مشخصی ندارند.بنابراین هر نتی که روی خط دوم قرار بگیرد سل خوانده میشود .با مشخص شدن نت سل نت های دیگر نیز با توجه به زیر وبمیشان نسبت به نت سل مشخص میشوند.که اگر به بالا و جلو برویم نت ها زیرتر(سل-لا-سی-دو-ر-………)واگر به پایین و عقب برگردیم نت ها بم تر(فا-می-ر-دو-سی-……….)می شوند
خط های تکمیلی : همانطور که گفته شد روی حامل تنها 11 نت جای می گیرد ، که نسبت به تعداد کل نت های موسیقی (بیش از 60 نت) رقم بسیار ناچیزی است . برای رفع این کمبود ، در زیر و بالای حامل ،هر جا و هر زمان که نیاز باشد خط های کوتاه به طور موقت می گذارند و به کمک آنها بر کاربرد حامل و وسعت نت نویسی روی آن می افزایند
حامل مضاعف : برخی از سازهای موسیقی ( مانند ارگ کلیسا و پیانو ) دارای وسعتی بسیار گسترده اند . در این نوع سازها از دو خط حامل استفاده می شود که معمولا نت هایی که روی حامل پایین نوشته می شود با دست چپ و نت های روی حامل بالا با دست راست اجرا میشوند کلید فا نیز معمولا برای دست چپ و صداهای بم و پایین رونده استفاده می شودگام دوم:


خواص اصوات
فراوانی و ارتفاع :دیاپازنها (دیاپازون وسیله ای است که برای تعیین مقیاس نت و صدا استفاده میشه) و سایر آلات مرتعش از لحاظ عده موجهای کاملی که در هر ثانیه ایجاد میکنند باهم اختلاف دارند. مثلا میگویند یک دیاپازن 256 سیکل در ثانیه فراوانی دارد و دیگری 1024 سیکل هر چه فراوانی موجها زیادتر شود، آثار امواج در روی صفحه موج نگار به هم نزدیکتر میشود. زیر و بمی صوت به فراوانی بسته است، هر چه موجها زیادتر شوند صوت زیرتر و هر چه کمتر شوند صوت بمتر میشوند.
مادام که فراوانی امواج بالاتر از آستانه حس است این نسبت بر قرار است. زیر و بمی با شدت صوت نیز ارتباط پیدا میکند یعنی از حد معینی که بگذریم صوت بم هر چه شدیدتر شود بمتر و صوت زیر هر چه شدیدتر شود زیرتر میشود
شدت و دامنه امواج صوت
امواج صوت در دامنه نیز باهم تفاوت دارند. در روی موج نگار هر چه عقربه موج نگار بیشتر از وسط صفحه منحرف شود و بیشتر به بالا و پایین برود گوئیم دامنه داری صدا بیشتر است امواج دیاپازنها اول دامنههای بلندتر دارند و به تدریج کوتاهتر میشوند تا بکلی متوقف میگردند یعنی صوت قطع میشود
دامنه ارتعاشات ، شدت محرک و نیروئی را که در ایجاد آن بکار برده شده است نشان میدهد هر چه دامنه ارتعاشات بیشتر باشد صوت به گوش ما بلندتر میآید، اما بلندی صدا به فراوانی موج نیز مربوط میشود. فراوانی خیلی کم و زیاد ، یعنی نزدیک به مرز شنوایی ، باید بلندی بیشتری داشته باشد تا شنیده شود
واحد اندازه گیری شدت صدا دسی بل است و معمولا میگویند صدایی فلان قدر دسیبل از مرز شنوایی بالاتر است، یک بل ده برابر شدتی است که محرک باید داشته باشد تا در مرز شنوایی قرار گیرد و ده بل صد برابر این شدت و سه بل هزار برابر این شدت است، پس بل لگاریتمی با پایه ده است و نسبت شدت صوت مورد بحث را با شدت آستانه احساس صوت نشان میدهد. دسی بل یک دهم بل است..
طنین و پیچیدگی امواج صوت

تجزیه امواج صوت بخصوص امواجی که پیچیدگی زیاد دارند نیازمند دستگاهی دقیقتر و حساس از موج نگاری است که دیدیم دستگاهی که برای این منظور بکار میرود موج نگار با اشعه کاتود است. چنانکه دیدیم دیاپازن ساده تراکم و انبساطی در هوا ایجاد میکند که بصورت منحنی سادهای ثبت میشود.
دو دیاپازن که فراوانی آنها مختلف است اگر باهم مرتعش شوند موج پیچیدهای ایجاد میکنند که روی موج فرودی آنها را میپوشاند. موج صوتی پیچیدهتری را میتوان با مرتعش کردن سیم کشیدهای بوجود آورد این سیم زیر و بمی خاص ایجاد میکند که بصورت اصلی معروف است، اما آن سیم در عین حال در همه طول خود و در قطعات دیگر نیز ارتعاشات خاصی دارد، اینها را ارتعاشات پارهها خوانند. هر پاره زیر و بمی خاص خود دارد که هارمونیک (یا اورتون) خوانده میشود.
اورتونها
وقتی ضربتی به سیمی مینوازیم صوت بلند پییچیدهای به گوش میرسد. اما اگر آن سیم را با موی
نرمی در وسط مرتعش کنیم صوت سادهای خیلی زیرتر از آهنگ اصلی از آن بر میخیزد. اگر فراوانی آهنگ اصلی 252 سیکل در ثانیه باشد، فراوانی آهنگ پارهای 512 سیکل در ثانیه است، آهنگی که شنیده میشود، اورتون اول خوانده میشود
حال اگر سیم را در یک سوم طولش مرتعش کنیم، صوتی زیرتر از صوت پیش بگوش میرسد، فراوانی موج این صوت سه برابر فراوانی موج صوت اصلی یعنی 768 سیکل در ثانیه خواهد بود، این را اورتون دوم خوانند. به همین ترتیب ممکن است سیم را در یک چهارم طول و یک پنجم و یک ششم و یک هفتم و …
مرتعش کنیم
در هر قدم صوت سیم زیرتر میشود، هر چه ارتعاش روی قطعات کوتاهتر سیم باشد دامنه موجها کو تاهتر میشود و بلندی صوت به مرور کم میشود. آلات موسیقی پیچیده ، گذشته از صوت اصلی ، اورتونهای بسیار از خود بیرون میدهند، الگوی تراکم و انبساط هوا چنان پیچیده است که اگر بر موج نگاری ثبت شود چشم نمیتواند آنها را از هم تفکیک کند و باید به وسائل ریاضی و الکتریکی آنها را تجزیه کرد.
رزونانس یا حالت تشدید

آلات موسیقی مختلف نه تنها ارتعاشات پارهای مختلف ایجاد میکنند بلکه خواص رزونانس آنها نیز مختلف است، به عبارت دیگر بعضی اورتونها را تشدید و بعضی را مخفف میکنند. یک آلت موسیقی ممکن است اورتونهای بم را تشدید کند و دیگری اورتونهای زیر را به همین سان.
اصل رزونانس با آزمایش سادهای روشن میشود دیاپازنی را نزدیک پیانو مرتعش کنید. فرض کنید که آهنگی که تولید میکند c میانه باشد (256 سیکل)، سیمهای پیانو در اثر این ارتعاش مرتعش میشود و حداکثر ارتعاش c میانه خواهد بود. ممکن است در آزمایشگاه دیاپازنهایی را دیده باشید که روی جعبهای سوار است جعبه رزناتور
اینها وقتی از جعبه جدا شوند صوتشان ضعیف میشود، این جعبهها چنان ساخته شدهاند که هوای درون آنها با ارتعاش دیاپازنها مرتعش میشود.
پیانو و ویولون و ساکسوفون چنانکه ساخته شدهاند که برای بعضی از پارهها رزنانس فراهم میکنند. برای دیدن اینکه چگونه اختلاف در اورتونها ، آهنگهای آلات مختلف موسیقی را از هم مشخص میکند، میتوان از صافی صوت استفاده کرد. این صافیها پیچیدگی صوت را کم میکنند یعنی ارتعاشات پارهها و در نتیجه اورتونها را میگیرند و آهنگ اصلی را به گوش میرسانند
هر چه اور تونها بیشتر گرفته شوند تفاوت طنین نامحسوستر میشوند. اگر نت c میانه در روی پیانو و ویولون سل و شیپور نواخته شود، هر یک طنین مخصوص خود را خواهند داشت. اما وقتی فقط ارتعاش اصلی به گوش برسد و اورتونها حذف شود، آهنگ همه آلات موسیقی به هم شبیه میشود. هر چه اورتونها بیشتر به گوش برسند آهنگ خاص هر آلت موسیقی بهتر تشخیص داده میشود.
موسیقی را از راه شناخت چهار ویژگی بنیادی صداهای موسیقیایی - یعنی :زیر و بم (یا ارتفاع صوت )- دینامیک (شدت صوت )- رنگ صوتی و کشش (صوت تداوم صوت) از صداهای دیگر متمایز می سازیم (غیر موسیقیای
ارتفاع صوت**

زیر یا
بم بودن آن نسبت به دیگر اصوات است . بی تردید متوجه شده اید که اغلب مردان با صدایی بم تر از زنان و کودکان صحبت می کنند و آواز می خوانند - زیر و بمی صداها با فرکانس نوسانهای آن تعیین می شود - هر چه نوسان تند تر باشد صدا زیرتر و هر چه کند تر باشد صدا بم تر خواهد بود .
به طور عام هر چه شیء نوسان کننده کوچکتر باشد نوسانی تند تر خواهد داشت و صدای حاصل از آن زیرتر خواهد بود . از میان دو سیم که درازی متفاوتی دارند _وکشیدگی و قطرشان یکسان است )سیم کوتاه تر با زخمه زدن صدایی زیرتر ایجاد می کند . سیم های به نسبت کوتاه ویلون - صداهای زیرتر از سیم های طویل کنترباس پدید می آورند .
صدایی که دارای زیر و بم یا ارتفاع معین باشد - “صدای موسیقیای” نامیده می شود .
تفاوت زیر و بمی یا ارتفاع دو صدای موسیقیای “فاصله” نامیده می شود .
فاصله میان بم ترین و زیرترین صداهایی که یک آوازخوان یا ساز می تواند اجرا کند “وسعت صوتیی” یا به طور ساده “وسعت” نامیده می شود
ساز گیتار نیز از وسعت صوتی بالایی برخوردار است
ارتفاع در موسیقی به معنای درکی است که گوش شنونده از فرکانس یا میزان زیر و بم بودن نتها دارد.
چون گوش انسان نمیتواند فرکانس نتها را به دقت وسائل اندازهگیری تشخیص دهد، ارتفاع با فرکانس فرق دارد. مثلاً نت «لا» صدائی خالص است با فرکانس ۴۴۰ هرتز ولی اگر دستگاهی یا سازی صدائی با فرکانس ۴۴۵ هرتز تولید کند گوش انسان این تفاوت فرکانس را درک نمیکند و آن را نیز نت لا میپندارد.
بايد اين نکته را يادآور شد که صداي انسان مانند ساز و حتي بهتر از آن قادر است نتهاي موسيقي را توليد نمايد و اين ساز آوازي کاملترين آلت موسيقي طبيعي است و بهتر از هر ساز ديگري ميتواند احساسهاي دروني را نشان دهد. لذا در علم موسيقي آواز زن و مرد را از حيث زير و بمي به شش قسمت کلي تقسيم کردهاند

********انو که صداي زير و ظريف است
متسو ********انو که صداي متوسط زن است
کنترالتو که صداي بم زن است
تنور که صداي عادي مرد است
باريتون که صداي بم مرد است
باس که بمترين صداي مرد است
دینامیک**

میزان شدت صدا در موسیقی دینامیک نامیده می شود . به طور مثال هر قدر سیم گیتار شدید تر نواخته شود صدای پدید آمده قوی تر خواهد بود - تعیین دینامیک نیز مانند بسیاری از عناصر موسیقی مطلق نیست . هر صدا نسبت به صدای مجاورش دینامیکی ملایم یا قوی دارد
رنگ صوتی **

حتی هنگامی که فلوت صدایی واحد را با دینامیکی یکسان بنوازند نیز صدایشان را از یکدیگر تشخیص می دهیم . کیفیتی که صدای آن ها را از هم متمایز می کند “رنگ صوتی” نامیده می شود
****

نت گرد

این نت در بین مابقی علایم بیشترین مدت زمان کشش را دارد و آن را به عنوان نت واحد مینامیم، این زمان معادل 4 ضرب است مثلا سیم اول را گیتار را بصدا در میآوریم و 4 ثانیه میگذاریم به ارتعاش ادامه دهد. (در ایتجا هر ضرب را برای مثال یک ثانبه محاسبه کرده ایم)
نت سفيد

مقدار کشش زمانی نت سفید برابر است با 2/1 ارزش زمانی نت گرد . معادل 2 ضرب
نت سياه

مقدار کشش زمانی نت سیاه برابر است با 4/1 ارزش زمانی نت گرد . معادل 1 ضرب
به این ترتیب نت سیاه معادل یک چهارم نت گرد و یک دوم نت سفید است
نت چنگ

اين نت از لحاظ زماني2/ 1 واحد كشش زماني كه همان نت سیاه است مي باشد
نت دو لا چنگ

این نت دارای 2 پرچم و معادل 16/1 نت گرد و 4/1 نت سیاه (ضرب ) است
به همین ترتیب نتهای سه لا چنگ و چهارلا چنگ نیز وجود دارند که به ترتیب 32/1 و 64/1 نت گرد هستند
این به این معنی است که هر 64 نت چهارلا چنگ معادل 1 نت گرد است
پس متوجه شدیم
هر 2 نت سفید - هر چهار نت سیاه - هر 8 نت چنگ - هر 16 نت دولاچنگ - هر 32 نت سه لاچنگ و هر 64 نت چهارلاچنگ معادل یک نت گرد میباشد. و به همین طریق نیز میتوان سایر کشش ها را معدل سازی نمود مثلا هر دو نت چنگ معادل یک نت سیاه میباشد و یا 2 نت دولاچنگ معادل یک نت چنگ میباشد و غیره
برای درک بهتر این مطلب به هرم زیر توجه کنید
برای نشان دادن نتهای کوچکتر (با کشش کمتر) از اشکالی به نام پرچم استفاده میکنیم
نكته
براي كشيدن دم نت هرگاه نت از خط سوم حامل بالاتر بود دم آن را به سمت پايين مي كشيم هنگامي كه پايين تر از خط سوم حامل بود به سمت بالا مي كشيم
مانند شکل زیر
سکوتها
در قطعات موسیقی سکوت نیز نقش مهمی دارند و رعایت آن از الزامات است سکوتها نیز شکل خاص خود را دارا میباشند و دارای کشش زمانی نیز میباشد( به همان ترتیب ذکر شده در بالا ) گرد - سیاه - چنگ - دولاچنگ - سه لاچنگ - چهار لاچنگ
بعضی از دوستان ایمیل زده بودند و بخش حامل رو متوجه نشده بودند
من دوباره توضیح میدم خدمتشون
برای اینکه ما صداهای موجود رو بتونیم به صورت مکتوب در بیاریم نیاز به یک خط و زبان داریم
نام این زبان رو نت مینامیم
و برای نوشتن نت به یک خط نیاز داریم
خطوط حامل خطوطی هستند که ما نتها رو به روی آنها مینویسیم
اما تمام صداها به روی خطوط حامل قرار نمیگریند و فقط صداهای مدیوم (حد متوسط صدا که نه زیر باشد و نه بم) روی حامل قرار میگیرند
و ما به اجبار برای نشون دادن صداهای زیر و بم باید از خطوطی استفاده کنیم که به آنها خطوط تکمیلی گفته میشود و بالا یا پایین حامل قرار میگیرند
نمونه خطوط تکمیلی رو در شکل زیر مشاهده کنید
در این شکل نتهای موجود به روی خطوط تکمیلی قرار دارند
و روی خود حامل نیستند
برای هر نت یک کلمه لاتین در نظر گرفته شده است
که به صورت زیر میباشد
این کلمات لاتین رو سعی کنید خوب به خاطر بسپارید
چون در بخش آکورد خیلی مهم خواهند بود
گام سوم :






سه سیم اول - نایلونی را تریبل میگوییم و سه سیم فلزی را باس مینامیم و به ترتیب از پایین ( از اولین سیم نایلونی ) نت ها بدین صورت است:
سه سیم اول - نایلونی - تریبل
سیم 1 - می
سیم 2 - سی
سیم 3 - سل
و سه سیم فلزی - باس
سیم چهارم - ر
سیم پنجم - لا
سیم ششم - می
به سیمهای 1 و 2 و 3 سیمهای تریبل گفته میشود
و به سیمهای 4 و 5 و 6 سیمهای باس گفته میشود
اگر شماره قبلی رو خونده باشید در مورد شکلهای نت و کشش نتها
صحبت کردیم
حروف لاتین هر نت هم به صورت زیر میباشد
همونطور که متوجه شدید نت می به صورت دست آزاد (یعنی حالتی که ما هیچ آکوردی نگه نداشتیم) به روی گیتار 2 بار تکرار شده
نت می سیم اول
نت می سیم ششم
و اگر از سیم اول شروع به ارتعاش کنیم
باید با صدای بلند بخوانیم
می سی سل ر لا می
تا اینجا با سیمهای گیتار آشنا شدیم
اما یک مسئله خیلی مهم
کوک ساز هست
من در اینجا یه مقاله کاملی رو به همراه معرفی نرم افزار کوک گیتار
براتون میذارم
تا دیگه هیچ وقت با کوک ساز مشکلی پیدا نکنید
شاید برخی از بدیهی ترین مسائل آموزشی در زمینه آموزش گیتار است و آنهم توجه به کوک ساز میباشد! مساله ای که شاید برای عده ای ساده و اصلا غیر قابل توجه باشد . در ایران و در نحوه تدریس میبینیم که هر استادی شیوه کار خودش را بر اساس تجربیات خود بنا نهاده تا اصول علمی و آکادمیک که اینبار به یک موضوع کوچک یعنی کوک ساز توجه میکنیم
چه در یادگیری شخصی خودم این تجربه را داشتم و حال هم گاهی اوقات در شیوه تدریس دوستان و .. میبینم و که هنرجوی تازه کار هنگامی که سر کلاس میآید ساز را به استاد میدهد تا کوک کند و استاد میگوید هفته بعد هم ساز را بیارور تا کوک کنم
این اتفاقات خیلی تکرار می شود هر چند برای بزرگان گیتار این مطلب خواندنی نباشد اما بزرگ ترین اشتباهات را انسانهای بزرگ انجام میدهند!
مشکل این کار در چیست؟
پرورش گوش و تربیت آن یکی از مهمترین جنبه های آموزشی میباشد که هنگامی که شما بصرف یادگیری گیتار به کلاس میروید این جنبه فراموش میشود.و چون در شیوه های آموزشی در اموزشگاههای موسیقی اجباری در یادگیری سلفژ نمیباشد و صرفا جنبه آموزش ساز میباشد بعد از مدتها متوجه میشوید که چه اتفاقی برای شما افتاده است.
بگزارید بدانیم چه اتفاقی میافتد
گیتار بر خلاف سازهایی دیگری مانند پیانو که کوک ثابتی دارند ( هرچند پیانو هم از کوک خارج میشود و احتیاج به کوک دارد ) دائما از کوک خارج میشود حتی سردی و گرمی محیط نیز بر آن تاثیر میگزارد .
طی این یک هفته در همان روز اول ساز شما از کوک خارج میشود و با سازی ناکوک مینوازید !
در پله اول آموزش که باید گوشهای شما تربیت شود و شما بتوانید نت ها را از همدیگر تمایز دهید شما نت ها را با کوکی اشتباه مینوازید و این عادت میشود و بنوعی گوشتان را با صداهایی عادت میدهید که بعد ها که بمرور پیشرفت کردید متوجه میشوید قطعاتتان را نمیشنوید بلکه تنها مینوازید! و همچنین نواختن با سازی ناکوک جز عدم لذت از نوازندگی ثمره دیگری برای شما جز تقویت انگشتان نخواهد داشت
شاید توجه کرده باشید گاهی که دیگری برای شما ساز میزند بیشتر لذت میبرید تا خودتان !
و متاسفانه برای جبران این اشتباه شما نمیتوانید بدنبال مقصر بگردید بلکه باید بدنبال استاد سلفژ باشید تا بتوانید با تمرین بسیار گوش خود را تقویت نمایید
پس از همان ابتدا باید با سازی که دقیق کوک شده است تمرین نمایید و بهترین کار استفاده از تیونر میباشد .
تیونر وسیله ای است که شما میتوانید سازتان را با آن کوک کنید که در فروشگاههای موسیقی میتوانید خریداری نمایید
اما برای دوستانی که توانایی خرید یا دسترسی به آن را ندارند میتوانند از برنامه های موجود وجود دارند استفاده نمایند

از برنامه های تیونر هم میتونید استفاده کنید
برای استفاده از این برنامه ابتدا اون رو دانلود کنید
ازاینجا دانلود کنید
هر کدام از این تیونرها رو که خواستید میتونید دانلود کنید
هر 3 اینها نرم افزارهای تیونر هستن
بعد از اینکه روی کامپیوتر نصب کردید
حتما باید یک میکروفون هم به سیستمتون وصل کرده باشید
بعد میکروفون رو جلوی ساز یا در کنار اون قرار بدید
و کار کوک رو شروع کنید
مثلا وقتی سیم اول نایلونی رو به ارتعاش در میارید
باید عقربه تیونر در وسط صفحه مدرج قرار بگیره
و حرف لاتین
E
نمایش داده بشه
اگر عقربه به طرف راست منحرف بشه یعنی اینکه سیم مورد نظر ارتعاش بالایی داره
و باید کمی شل بشه
و اگر عقربه به سمت چپ منحرف شد یعنی اینکه سیم مورد نظر ارتعاش پایینی نسبت به نت ما داره
و باید کمی سفت بشه
این کار رو تا اونجا باید ادامه بدیم که عقربه کاملا در وسط صفحه مدرج قرار بگیره
در این صورت سیم مورد نظر ما دارای کوک صحیح هست
به همین ترتیب این کا رو برای تمام سیمها انجام میدیم تا ساز به صورت کامل کوک بشه
مثلا برای سیم دوم
باید حرف لاتین
B
نمایش داده بشه
چون سیم دوم به صورت دست باز (یعنی حالتی که ما هیچ آکوردی نگه نداشتیم) باید صدای نت سی رو
از خودش به جا بگذاره
گام چهارم:


مهمترین نکته در این مورد این است که برای گرفتن دسته گیتار شما باید از هرگونه فشار بی مورد جلوگیری نمایید در
نمونه تصویری مشاهده مینمایید که در ایتدا چگونه دست چپ دسته گیتار را میگیرد در صورتی که به
دسته ساز فشار بیش از حد وارد کنیم باعث میشه که به راحتی نتونیم آکورد گیری داشته باشیم
شست در دست چپ تنها حکم گیره را ایفا میکند از فشار بی جهت برای گرفتن دسته گیتار جلوگیری نمایید
محل قرار گیری انگشت شست مابین انگشت 1 و 2 و یا روبری انگشت 2 میباشد
به تصویر زیر خوب دقت کنید
محل قرار گیری شست در میانه دسته گیتار میباشد که البته در موقعیتهای مختلف تغییر میکند
بهیچ عنوان انگشت شست بالاتر از دسته قرار نمیگیرد!این مورد برخلاف سبکهایی مانند جز و یا راک میباشد
چهار انگشت را بترتیب در کنار فرتهای گیتار فرار میدهیم - نکته مهم این است که شما همیشه انگشتان خود را در کنار فرتها قرار دهید نه در بین آنها درست در گوشه فرت
انگشت 1 با اندکی گرایش به سمت راست - انگشت 2 و 3 در وسط و انگشت 4 اندگی گرایش به سمت چپ
از خم کردن مچ و یا گرایش آن به سمت چپ و یا راست پرهیز نمایید ( موجبات انقباض عضلانی شده و در دراز مدت
خستگی زود رس بهمراه آورده و حتی آسیبهای جدی به مچ را ناشی میشود)
نکته مهم : در هنگام نوازندگی دست چپ باید در نزدیک ترین فاصله بین خود و سیمها باشد

دلیل=اگر انگشتان دست چپ بیش از حد فاصله داشته باشند جدا از مشکلات تکنیکی فرصت مناسب را برای گرفتن نتها میگیرد و شما در حقیقت انرزی بیش از حدی را صرف مینمایید در صورتیکه اگر انگشتان نزدیک سیمها باشد بسرعت میتوانید در هنگام نواختن آنرا درمحل مورد نظر قرار دهید
پس اولین مورد توجه خود شما به این امر باید باشد که انگستان دست چپ از سیمها فاصله زیادی نگیرند
تمرین مفیدی برای این امر وجود دارد:
چهارانگشت خود را نزدیک سیم ها قرار داده و به دقت ابتدا انگشت 1 را مماس سیم قرار داده ( با شمار ه1 ) و با شماره 2 آنرا فشار دهید تا دسته گیتار را( گوشه فرت ها ) را لمس نماید
سپس با شماره 3 آنرا برداشته ومماس قرار داده ( بوئن اینکه از سیم فاصله گیرد ) سپس با شماره 4 آنرا از سیم جدا کرده و در محل اولیه یعنی نزدیک سیم قرار میدهید.
سپس انگشت بعدی
نوع تمرین
انگشت 1 - 2 - 3 -4
سپس ترتیب آنرا عوض میکنید
1-3-4-2
1-2-4-3
4-1-3-2 و غیره
مهمترین امر در این تمرین

1= سرعت بسیار پایین

2=تمرکز و دقت در هنگام تمرین
گام پنجم:

محیط تمرین و وضعیت کلی بدن
همیشه در هنگام گرفتن گیتار اندکی مکث کنید و به این نکات توجه کنید
صندلی

صندلی که بر روی آن نشسته اید آیا مناسب برای نوازندگی هست آیا زیادی بلند و یا کوتاه نیست .
صندلی زیاد سفت نیست؟ آیا بر روی آن احساس راحتی میکند؟
بهیچ عنوان از صندلی دسته دار استفاده نکنید چونکه دستهای شما باید آزادانه فعالیت نماید
هنگام نوازندگی باید بر روی لبه صندلی بشینیم

ار صندلی سفت و زیاد نرم و بصورت بالشتکی پرهیز کنید
محیط

محیط تمرینی خود را نگاه کنید وسایل اضافی و اتاق شلوغ و یا کامپیوتر روشن و غیره میتواند
تمرکز شما را کاهش دهد ممکن است خود شما متوجه این موضوع نشوید

هرچند در حال حاضر روانشناسان حتی رنگ اتاق محل تمرین و نور و وسایل موجود در ان را بسیار تاثیر گذار میدانند
سعی کنید که بیشتر تمرکز خود را به ساز معطوف نمایید
زیر پایی

در هنگام نوازندگی باید پای شما دقیقا بر روی زیر پایی باشد گاهی هنر جویان گیتار پای خود را
جلو تر و عقب تر از زیر پایی قرار میدهند بصورتی که گاهی انگشتان پا جلوتر از زیر پایی - و یا کف پا بیرون
از زیر پایی قرار میگیرد و باعث میشود درهنگام نوازندگی زیر پایی ثابت نباشد و یا تکان
بخورد و حتی اگر این اتفاق نیفتد باعث ایجاد انقباض عضلانی در پای شما میشود
پای چپتان را بر روی زیر پایی قرار دهید اگر پای شما تمایل به بالا بردن دارد پس زیر پایی ارتفاع مناسب
ندارد و باید بالا تر رود و یا بلعکس
عدم هماهنگی بین صندلی و زیرپایی از لحاظ ارتفاع
موجبات عم ثبات در نوازندگی میشود
وضعیت کلی بدن
بدن باید در حالت ارامش و آزاد باشد. سعی کنید گردن و ستون فقرات را به سمت
بالا بکشید و نگزارید خم شوند و یا از حالت طبیعی خود خارج شوند
و شانه هایتان نیز به جلو افتاده نباشد
گیتار با بدن باید با سه نقطعه تماس داشته باشد

1= پایین تر از قفسه سینه نزدیک جناق سینه
2= قوس گیتار بر روی پای چپ
3=و انتهای گیتار بر قسمت داخلی ران پای راست
در صورت انجام این اعمال مثلثی ایجاد میشود مابین گیتار وقسمت جلوی بدن.
به عکس توجه کنید
خوب تا اینجای درس با طرز صحیح نشستن و گرفتن ساز آشنا شدید
در این قسمت در مورد تکنیک دست راست و ضربات اولیه به سیمهای گیتار
آشنا خواهیم شد
در آموزش گیتار و مخصوصا آموزش نوازندگی دو ضربه اصلی خواهیم داشت
که به یکی تیراندو و به دیگری آپویاندو گفته میشود
این 2 نوع ضربه جزء مبانی نوازندگی میباشد و از تکنیکهای دست راست خواهد بود
دراینجا به معرفیه این ضربات خواهیم پرداخت
ضربه ی تکیه ای یا آپویاندو
apoyando
آپویاندو یعنی ضربه زدن به روش تکیه ، بدین معنی است که وقتی انگشت ضربه را
بر روی سیم وارد میکند باید بلافاصله بر روی سیم مجاور تکیه داده شود و تا زمانی که انگشت
دیگر و یا خود آن بخواهد بر سیم ضربه وارد کند میبایست در همان مکان باقی بماند و همین
که انگشت دیگر ضربه خود را وارد کرد باید انگشت اول را حرکت داده و سیم مورد
نظر را به ارتعاش درآورد. این عمل برای حرکت دو انگشت همانند راه رفتن پاها صورت میگیرد.
ضربه ی تکیه ای در حقیقت ارتعاش سیم را به داخل صفحه ی صوتی هدایت
می کند و ار نظر فیزیکی باعث رزنانس تشدید بیشتر در داخل گیتار می شود. به همین دلیل
است که عموما در ضربه ی تکیه ای صدایی پر طنین به گوش میرسد
نکته: ضربات آپویاندو را میتوان بسیار آرام نیز نواخت و مهم مقدار فشاری است که شما بر سیم وارد مینمایید
- و بازهم تاکید میشود فشاری که شما برای ایجاد ضربه ایجاد میکنید از بند اول شما نشات میگیرد
وضعیت دست

مفصل بزرگ که عامل اصلی ضربه به شمار می آید باید در امتداد سیم های بم ( بالاتر ) قرار گیرد
برای مثال اگر شما بخواهید سیم اول را بزنید ، مفصل بزرگ باید بالای سیم دوم یا سوم قرار گیرد
حرکت دست

اگر چه تمام مفاصل انگشتان حرکت می کنند اما اصلی ترین آن مفصل بزرگ است که سرچشمه ی
رانش انگشت می باشد . این مفصل انگشت را به طرف داخل دست حرکت می دهد
برای هر ضربه سه اصل کلی وجود دارد

استیل و قرار گیری دست راست ( آماده سازی ) : در این قسمت به دنبال پیدا کردن مکان
مناسب برای فرود آمدن انگشتان و کم کردن صدای نا خوشایند هستیم
فشار : در اثر فشاری که به سیم وارد می کنیم سیم کمی جابه جا می شود . هر چه بیشتر سیم را بکشیم
سیم بیشتر نوسان پیدا می کند و صدای تولید شده افزایش می یابد
رها سازی : در هنگام رها سازی ، خصوصآ در ضربات آپویاندو ، انگشت به سیم بالایی تکیه
می کند ولی تکیه ی ضرباتی که انگشت شست اجرا می کند روی سیم پایین خواهد بود
برای اینکه مطلب بالا رو بهتر متوجه بشین کلیپ آموزشی مربوط به آپویاندو رو حتما دانلود کنید
تا اینجا با ضربه آپویاندو آشنا شدیم
ضربه تیراندو
ضربه آزاد یا تیراندو
تیراندو یعنی ضربه زدن به روش آزاد ، وقتی که انگشت ضربه را بر سیم وارد کرد تا حدی بالاتر
از سیم حرکت میکند و مجدداً در مقابل سیم قرار میگیرد تا دوباره وارد عمل شود.در این حالت
باید دقت داشت که انگشتها بیش از حد ازسیمها فاصله نگیرند
اصولآ در ضربه ی آزاد وضعیت دست همانند ضربه ی آپویاندو عمل می کند با این تفاوت که انگشت
بر روی سیم بالایی تکیه نمی کند
بعد از ضربه زدن به روی سیم ، انگشت به طرف کف دست حرکت می کند
نکته

همانطور که ذکر شد در اجرای ضربات تیراندو انگشتان باید نزدیک سیم ها قرار گیرد یعنی شما
ضربه میزنید و سریعا به جای اولیه خود برمیگردید
اما عده ای از اساتید در تدریس ابتدایی ضربه تیراندو برای اینکه هنرجو درک کند که
ضربه از مفصل اول ایجاد میشود تاکید میکنند پس از زدن ضربه انگشت به داخل کف
دست برده شود ( بصورت اغراق شده ) طوری که نوک انگشتان کف دست را لمس کند
این روش بسیار خوبی است تا هنرجویان متوجه این امر شودند که ضربات تیراندو را
باید از مفصل ابتدایی بنوازند چون در غیر این صورت با استفاده از مفصل - بند دوم انگشت
ضربه شما صدایی بد خواهد داشت و همچنین قدر کافی برای اجرای ضربات پرقدرت ندارد
در این قسمت یه کلیپ آموزشی براتون قرار میدم تا با توضیحات تیراندو بیشتر
آشنا بشین
ضربه شست

نکته مهم در اجرای ضربات شست این است که انگشت از مفصل اول حرکت کند و از خم کرد
بند دوم برای اجرا پرهیز شود. وبرای اجرای ضربات تیراندو شست صحیح ان است تا سیم را
به پایین و کمی داخل بکشیم نه اینکه سیم را به بیرون بکشیم
به تصویر زیر دقت کنید
برای اینکه مطلب بالا رو بهتر متوجه بشین
کلیپ آموزشی رو حتما دانلود کنید
حجمش حدود 270 کیلو بایت
سعی کنید حرکت شست خیلی نرم باشه
این تمرین را حتما چندین بار تکرار کنید تا به کاملا مسلط بشین


اما برای جلسه آینده حتما باید مطالب گفته شده در این جلسه رو به خوبی
مسلط بشین چون که ادامه این درس رو و همچنین تمرینات تکنیکی برای دست چپ
وابسته به همین جلسه 5 هستش
اما باری اینکه در جلسه بعدی با حروف لاتین انگشتان آشنا بشین و مطلب جلسه بعد رو
به خوبی متوجه بشین
حتما عکسه زیر رو به خاطر داشته باشین و حروف لاتین انگشتان رو یاد بگیرید
چون تمرینات جلسه آینده وابسته به همین حروف میباشد
خوب همونطور که در بالا هم اشاره شد توضیحات مربوط به تصاویر زیر
در جلسه بعد داده خواهد شد
لازم به ذکر هست که این تصاویر رو خوب به یاد بسپاریدگام شش:
خوب همونطور که از تصاویر پیداست این تصاویر مربوط به حروف لاتین انگشتان دست راست
وهمچنین شماره فرت گیری انگشتان دست چپ میباشد
البته دوستانی که چپ دست هستند میتونن با دست راست فرت گیری کنن
و با دست چپ سیمها رو به ارتعاش در بیارن
تمرینات این قسمت بصورت قدم به قدم میباشد یعنی باید در یک تمرین بتوانید به مهارت برسید سپس به سراغ تمرین
مرحله بعدی بروید
دست راست

در دروس قبلی شرح کاملی از نحوه نشستن و گرفتن گیتار و نحوه زدن
ضربات آپویاندو و تیراندو داده شد که میتوانید به آن
رجوع کنید
قبل از هر چیز باید با سیم های گیتار و نت های مخصوص به آن آشنا شوید
من قبلا راجع به سیمهای گیتار توضیح داده بودم
اما برای یاد آوری دوباره توضیح میدم
سه سیم اول - نایلونی را تریبل میگوییم و سه سیم فلزی را باس مینامیم و به
ترتیب از پایین ( از اولین سیم نایلونی ) نت ها بدین صورت است
سه سیم اول - نایلونی - تریبل
سیم 1 - می
سیم 2 - سی
سیم 3 - سل

و سه سیم فلزی - باس
سیم چهارم - ر
سیم پنجم - لا
سیم ششم - می
خوب تا اینجا سیمهای گیتار یادآوری شد
کلیه تمرینات زیر را به دو روش آپویاندو و تیراندو انجام میدهیم
مرحله اول

انگشت i ضربه به سیم میزند بر فرض بصورت آپویاندو و سپس زدن ضربه به سیم دوم - سوم - چهارم و پنجم و ششم و برمیگردیم یعنی باز هم سیم 6- سپس 5 - 4 - 3 - 2- و 1
این تمرین را بصورت تیراندو نیز انجام دهید
یکی از متدهای جالب در نوازندگی برخی از اساتید بین المللی گیتار این است که بر این تکیه دارند
که تمرینات تیراندو در یک روز و تمرینات آپویاندو در روز دیگر باشد این نکته در سطوح پیشرفته
تاثیرات بسیار مثبتی بر روی نوازندگی خواهد داشت
نکات

به اجرای دقیق ضربات اپویاندو و تیراندو توجه کنید - به مطالب قبلی رجوع کنید تا متوجه باشید
رعایت چه نکاتی لازم است
در اجرای ضربات آپویاندو یکی از اشتباهات معمول این است که هنرجو به صورت سر دادن ضربات
را میزند سعی کنید تا ضربه بزنید و از سر دادن انگشتان بر روی سیمها خود داری کنید
بعنوان مثال به این کلیپ تصویری دقت کنید : به موقعیت شست نوازنده در هنگامی که از
سیم های تریبل به سیم باس- سیم 4 - میرود - و نحوه قرار گیری شست در هنگام برگشت
مرحله دوم

حال این تمرین را با انگشتان
i و m
نیز انجام دهید

همانند قدم زدن وقتی انگشتی ضربه میزند هنگامی که انگشت بعدی میخواهد ضربه خود را بزند
انگشت اول از روی سیم برداشته میشود و به جای اصلی خود بر میگیرد - در ذهن
خود قدم زدن را مجسم کنید

به این کلیپ توجه کنید و انگشتان نوازنده
سپس ابن تمرین را با این فرمهای انگشتان ادامه میدهیم
im - mi

m a - a m

i a - a i

p
اما در تمامی ای تمرینات اصول زیر را رعایت کنید
الف- تمرینات را با حوصله و دقت انجام دهید بهیچ عنوان سعی نکنید سریع بزنید به استیل خود
در هنگام اجرا توجه کنید از شکستن و خم کردن مچ در هنگام با لا رفتن بر روی سیم های
باس خود داری کنید و سعی کنید از طریق بالا بردن آرنج آنهم به مقدار اندک
زاوبه و استیل دست راستتان را حفظ کنید
ب- پس از مهارت در انجام تمرینات و درک ضربات و چگونگی اجرا آنرا کلیه تمرینات
را با مترونوم (دستگاهی است برای تعیین میزان یکنواخت کردن ضربات) تمرین نمایید . با سرعت
پایین بر فرض با سرعت 60 - سیاه - یعنی در هر 1 ثانیه
تنها یک ضربه زده شود . و یا با سرعت پایین تر
ج- پس از مهارت اجرا با مترونوم سعی کنید هم با مترونوم هم با ضرب
پا تمرینات را انجام دهید . در ابتدا سعی کنید تا بدون استفاده از گیتار ضربات پای خود
را با مترونوم هماهنگ کنید سپس همراه با مترونوم و ضربه پا تمرینات را اجرا نمایید
د- اجرای تمرینات با خواندن نت های سیمهای ازاد بعنوان مثال اگر بر روی سیم یک
ضربه میزنید نت آنرا که می میباشد بخوانید و بهمین صورت ادامه دهید

ه- در نهایت اجرای تمرینات با استفاده از مترونوم - ضربات پا و خواندن نت

و- سرعت ملاک نیست سعی کنید تا نت ها را شفاف بیان کنید . سرعت بمرور زمان خود بوجود می آید
سعی کنید در هر یک از مراحل فوق به مهارت مطلوب برسید و سپس به سراغ تمرین بعدی بروید


تمرین دست چپ
تمرین شماره 1- کروماتیک

تمرینات کروماتیک یکی از محبوبترین و مفیدترین تمرینات در
نوازندگی میباشد ( در مورد کروماتیک در مباحث تئوری خواهیم گفت ) .و این تنوع بسیار زیادی
در نوع اجرا دارا میباشد
اما تمرین مقدماتی برای دست چپ

انگشتان 1 -2 -3 -4 را بر روی پوزیسیون 5 ( فرت پنجم قرار میدهیم ) یعنی
انگشت 1 بر روی فرت پنج - انگشت 2 بر روی فرت 6 - انگشت سوم بر روی
فرت 7 و انگشت 4 بر روی فرت 8 و بر روی سیم اول - می
به این تصویر خوب دقت کنید
ابتدا انگشت 1 سپس 2 - 3 - 4 بدون اینکه انگشتان 2 -3 -4 را بردارید انگشت 1 را از روی
سیم اول برداشته و بر روی فرت 5 سیم دوم - سی - قرار میدهید و بار هم بدون
اینکه انگشت 3 -4 را از روی سیم یک بردارید انگشت 2 را بر روی سیم دوم فرت 6 قرار میدهید
و بهمین ترتیب انگشتان 3 و 4 بر روی سیم دوم فرتهای 7 و 8
با همین ترتیب به سراغ دیگر سیمها میروید یعنی سیم سوم الی 6 بصورت
رفت و برگشت
بسیاری از هنرجویان تنها تمرین را بصورت رفت یعنی از سیم 1 تا 6 انجام میدهند که
بایستی حرکت برگشت از سیم 6 به طرف سیم 1 نیز انجام گردد

در برگشت وضعیت به این صورت است
ابتدا انگشت 1 بدون اینکه انگشتان 2-3 -4 را بردارید بر روی سیم 5 و فرت 5 قرار میگیرد
و سپس انگشت 2 بدون اینکه انگشت 3 و 4 برداشته شود بر روی سیم 5 و فرت 6 قرار میگیرد
و به همین منوال تا انتها ادامه میدهیم
حال چرا ما این تمرین را از پوزیسیون 5 شروع کردیم؟

در هنگام شروع انگشتان دست چپ انعطاف پذیری کمی دارند و به اصطلاح باز نمیشوند
اگر از پوزیسیون 1 - فرت اول - شروع کنیم یا موجب بر هم خوردن استیل دست چپ
میشویم و یا موجب فشار بیش از حد و دردهای عضلانی . چونکه فاصله فرت ها هر
چقدر به سمت جلو و بدنه گیتار برویم کمنر میشوند و هر چقدر به سمت دسته گیتار برویم بیشتر
نکته

انگشتان دقیقا در گوشه فرت ها قرار میگیرند نه در وسط
اما فواید این تمرین
تفکیک عصبی انگشتان دست چپ و همچنین اینکه در این تمرین بصورت غیر ارادی
یاد میگیرید تا در مراحل پیشرفته انگشتانتان نزدیک سبم ها قرار گرفته و موقع
اجرا در گوشه فرت ها براحتی جای بگیرند


به ادامه مطلب مراجعه کنید

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/06/11ساعت 16:17  توسط princess mina  |